دو آدم کش به نام هاي «وينسنت» (تراولتا) و «جولز» (جکسن) از طرف «مارسلوس والاس» (رامس) مأموريت مي يابند تا چمداني را که دزيده شده، از سارقان پس بگيرند و در جريان اين عمليات به طرز معجزه آسايي نجات پيدا مي کنند. «وينسنت» مأمور مي شود تا «ميا» (تورمن)، همسر «والاس» را به گردش ببرد، اما «ميا» بر اثر استفاده ي بيش از حد مواد مخدر، به حال اغما مي افتد و «وينسنت» با تلاش فراوان او را نجات مي دهد...
دو آدم کش به نام هاي «وينسنت» (تراولتا) و «جولز» (جکسن) از طرف «مارسلوس والاس» (رامس) مأموريت مي يابند تا چمداني را که دزيده شده، از سارقان پس بگيرند و در جريان اين عمليات به طرز معجزه آسايي نجات پيدا مي کنند. «وينسنت» مأمور مي شود تا «ميا» (تورمن)، همسر «والاس» را به گردش ببرد، اما «ميا» بر اثر استفاده ي بيش از حد مواد مخدر، به حال اغما مي افتد و «وينسنت» با تلاش فراوان او را نجات مي دهد...
برندهٔ ۱ جایزهٔ اسکار؛ در مجموع ۶۹ جایزه و ۷۳ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان9
بهترینِ ژانر تریلرهای جنایی عجیب
«Pulp Fiction» که در 1994 منتشر شد و نوشته و کارگردانی کوئنتین تارانتینو است، درام/تریلر/کمدی سیاهی درباره دو آدمکش در لسآنجلس (با بازی جان تراولتا و ساموئل ال. جکسون)، رئیس مافیا و همسرش (وینگ ریمز و اوما تورمن) و یک بوکسور قهرمان است که خشم رئیس را برمیانگیزد (بروس ویلیس).
داستانی پرزرق و برق و طعنهآمیز بهصورت غیرخطی روایت میشود، اما دنبال...
بهترینِ ژانر تریلرهای جنایی عجیب
«Pulp Fiction» که در 1994 منتشر شد و نوشته و کارگردانی کوئنتین تارانتینو است، درام/تریلر/کمدی سیاهی درباره دو آدمکش در لسآنجلس (با بازی جان تراولتا و ساموئل ال. جکسون)، رئیس مافیا و همسرش (وینگ ریمز و اوما تورمن) و یک بوکسور قهرمان است که خشم رئیس را برمیانگیزد (بروس ویلیس).
داستانی پرزرق و برق و طعنهآمیز بهصورت غیرخطی روایت میشود، اما دنبال کردنش ساده است و پردهٔ پایانی همهچیز را خوب جمع میکند. دیالوگها طنازانهاند و داستان با وجود بیش از دو ساعت و سی و چهار دقیقه زمان، مخاطب را نگه میدارد. فیلم خوشسبک و پرانرژی است و با نوآوری همراه؛ بیدلیل نیست که بر بسیاری از فیلمهای دههٔ ۹۰ و بعدها تأثیر گذاشته است.
دیدن این فیلم را تا تقریباً بیست سال بعد از انتشارش به تأخیر انداختم چون شخصیتها عمدتاً قاچاقچیان شهری یا وابسته به آناناند؛ آدمهایی بیقانون که بدون تردید میتوانند آدم بکشند و خدایشان پول یا لذات است. اگر بتوانید از این وجه و ناسزاسُرایی دائمی بگذرید، فیلم ارزش وقت گذاشتن دارد. آنچه برای من این فیلم را متمایز میکند — علاوه بر ساختوساز سرگرمکنندهٔ سینمایی — این است که داستانی از رستگاری و قیمت گزاف حماقت لجبازانه هم هست: خردمند رحمت الهی را میپذیرد و پاسخ میدهد، اما احمق نه، و بیپروا در مسیر محکومبهشکست خود پیش میرود. وقتی کسی رحمت را دریافت میکند، بهطور طبیعی آن را به دیگران هم میورزد. در سراسر فیلم جواهراتی دیگر نیز پراکندهاند.
جان تراولتا و ساموئل جکسون در این فیلم میدرخشند. بازیگران شناختهشدهٔ دیگری هم حضور دارند، مثل هاروی کیتل، و بازیهای کوتاه از دیگران، مثلاً کریستوفر واکن؛ بهعلاوه چند بانوی چشمگیر همچون جولیا سوینی (راکل)، ماریا دو مدیروس (فابیِن)، آنجلا جونز (اسمِرالدا) و سوزان گریفیتز (مارلین).
جمعبندی: اگر حال و هوای یک تریلر جنایی عجیب میخواهید، «Pulp Fiction» انتخابی عالی است؛ در همهٔ جهات از جمله لایههای زیرینش در سطح بالا قرار دارد.
فیلم در منطقهٔ کلانشهر لسآنجلس فیلمبرداری شده. نویسندهٔ اضافی: راجر آواری.
نمره: A
فیلمی دیوانهوار!
یکی از بهترینهای تارانتینو (اگر نه بهترینِ او)!
وینگ ریمز (والِیس) نقش رئیس مافیایی را دارد که چارچوبی شل و سست برای چند قصهٔ درهمبافته فراهم میکند که گاه خندهدار، عجیب و بعضی موقعها کاملاً خطرناکاند تا اینکه در پایان نوعی هماهنگی حاصل میشود. وینفیلد (ساموئل ال. جکسون) و وینسنت وگا (جان تراولتا) زوجی آراسته و آدمکش هستند که مأمور بازپسگیری یک کیفِ دزدیدهشده میشوند. هرچند رفتارشان دقیق بهنظر میرسد، اجرای کارها اغلب نامنظم، درهم و آشفته است و معمولاً نیاز به خدمات پاکسازی متخصص یعنی «آقای ولف» (هاروی کیتل) پیدا میکنند. وگا همچنین مأمور مراقبت از همسر کوکائینی رئیس، میا (اوما تورمن)، شده و این ماجرا با رقص و فاجعه درآمیخته است. در همین حال، بوکسور سالخورده، باتچ (بروس ویلیس)، قرار است به نفع رئیس در مسابقه تقلبی کند اما بهجای وا دادن، حریفش را میکشد! او بهدنبال فرار از شهر است اما قبل از آن با والیس درگیر اتفاقات عجیبی میشود که شامل آدمهایی است که شخصی را در جعبهای قفل نگه میدارند... نوشتن روایت فیلم کار دشواری است چون جریانش بسیار روان است اما با سرعتها و جهتهای مختلف حرکت میکند. داستانها خشناند اما اغلب بهصورت نیمهجدی و طعنهآمیز روایت میشوند. رقص میا و وگا به افسانهای سینمایی بدل شده؛ بین تراولتا و جکسون شیمی فراوانی هست — جکسون بهویژه آیات کتاب مقدس را با جدیتی تند و مهلک بیان میکند؛ ویلیس هم در اینجا همانقدر خوب است که همیشه بوده. برای شخصیتهای کوچکی مثل پمپکین (تیم راث) و هانی بانی (آماندا پلامر) که عادت به سرقتهای کوچک دارند و وقتی تصمیم میگیرند هیچکس انتظار غارت رستوران را ندارد همهچیز بههم میریزد، تأسفبار است. دیالوگها هوشمندانه و موجزند و وقتی موسیقی عالی اجازه نفسکشیدن به فیلم میدهد، کمگویی بهجا انجام میشود. تارانتینو خودش در انتها ظاهر میشود وقتی تقریباً همهٔ شخصیتها سرنوشت خود را مییابند. این اثر سینمایی مرموز و لذتبخش، توسط کارگردانی خلاق و دارای چشمانداز خوب بهخوبی کنار هم نگه داشته شده است.
تارانتینو بیش از اندازه مبالغهشدهترین کارگردان زمان ماست؛ همهٔ فیلمهایش مسخرهاند اما مردم میگویند شاهکارند. شاید باشند اما نه به دلایل درست؛ تنها نکتهٔ مثبتِ تارانتینو این است که از پرداختن به انتقام نمیترسد تا شخصیتهایش را «خوب» نشان دهد.
تماشای فیلم واقعاً سرگرمکننده است و توجه به جزئیات عالی است.
یکی از فیلمهای اجتنابناپذیر برای آشنایی با تارانتینو… اما بهنظرم آنقدرها که گاهی گفته میشود شگفتانگیز نیست.
این فیلم یکی از آثاری بود که موقعیت تارانتینو را تثبیت کرد و او را به یکی از کارگردانهای «ابرستاره» بدل ساخت که هر بار فیلمی عرضه میکند، چه خوب و چه بد، جمعیتی را به سینما میکشاند. من هرگز طرفدار ثابت او نبودم و فکر نمیکنم شوم. برخی از فیلمهایش را دوست داشتم و بعضی را نفرت داشتم. نمیتوانم او را «معمولی» یا «شرط مطمئن» بنامم، اما انکار ناپذیر است که اصیل است، به سبک خودش وفادار است و دغدغهٔ خشنودکردن همگان را ندارد.
فیلم چند قصه را دنبال میکند: دو سارق خشونتورز که سعی در دزدی از یک کافه دارند، بوکسوری که در پایان دوران حرفهایاش مجبور است پس از پیروزی فرار کند، دو آدمکش مأمورِ بازگرداندن یک کیف دزدیدهشده، و نامزد دمدمیمزاج همان رئیس مافیا که از بیحوصلگیاش باعث میشود رئیس یکی از آدمکشهایش را برای مراقبت از او بگمارد. چه چیزی اینها را کنار هم نگه میدارد؟ علاوه بر تلاقیهای طبیعی قصهها، همهٔ آنها بخشی از همان جهانِ خشن، بیرحم و حاشیهایاند.
برای بسیاری، این فیلم یکی از بهترینهای دههٔ ۹۰ است. من آنقدرها قائل به این بزرگنمایی نیستم. فیلم نسبتاً خوب است، وضعیت «کالت» بهدست آورده و طرفدارانی دارد، اما برای من شاهکار نیست. فیلم خستهکننده نیست و زیرقصهها با مهارت و ظرافت بههم پیوستهاند. خشونت، زبان خیابانی و مواد مخدر زیادند و این گاهی اوقات سختکننده است—من هم این را احساس کردم. با این حال این عناصر بهعنوان بخشی طبیعی از دنیای جرم و حاشیه که شخصیتها در آن حرکت میکنند، از ابتدا قابل انتظارند. هیچ شخصیت همدلبرانگیزی که بخواهیم بابت زنده ماندنش نگران شویم وجود ندارد، پس برایمان مهم نیست که آیا آنها به بدترین شکل ممکن میمیرند یا زجر میکشند.
اینها همه کیفیتهاییاند که برای علاقهمندان به زیرژانر «پالپ» بیشتر ارج خواهند داشت. من آنقدرها با این فرهنگ آشنا نیستم و حتی مجبور شدم برای فهمیدن آن اصطلاح در اینترنت جستوجو کنم. با این حال چند نکته هم هست که واقعاً دوست نداشتم یا به نظرم اغراقشده بودند. یکی دیالوگهاست: صحنههای طولانی دیالوگ وجود دارد که گاهی به موضوعاتی بیاهمیت کش میآیند، صرفاً برای پرکردن زمان—مثلاً گفتوگویی طولانی در آغاز فیلم دربارهٔ ماساژ پا. صحنههای زیادی بهواسطهٔ این دیالوگهای بیپایان کش پیدا کردهاند. فکر میکنم فیلم تصاویر زیادی از پاهای برهنه دارد؛ تارانتینو بهعنوان کسی که به فِتیش پا مشهور شد شهرت یافت، او همیشه گفته که نیست اما تماشای این فیلم باورکردن این ادعا را سخت میکند. یکی از شخصیتها که قاتل است، نقلقول بلندی از انجیل میکند… این از آن «ادبیات»هایی است که بهنظرم یک قاتل سطحی زیرزمین بعید است آن را حفظ باشد.
بازیگران بسیار خوباند و چند نام برجسته حضور دارند: جان تراولتا در نقشش عالی است با آن کت سیاه و موی براق، ساموئل ال. جکسون عقب نیست و اوما تورمن فوقالعاده است. میتوان گفت حداقل تورمن و تراولتا در این فیلم عملکردی در بالاترین سطح حرفهای خود ارائه دادهاند. بروس ویلیس بد نیست ولی چندان جذاب هم نیست. از دیدن ماریا دو مدیروس، هموطنم، در نقش برجستهٔ بینالمللیاش خوشحال شدم؛ حیف که نتوانست بیشتر پیش برود. تارانتینو هم در فیلم ظاهر میشود که اگر حضور نداشت، فیلم بهتر میشد—بازیگری زمخت دارد.
از نظر فنی فیلم نکات مثبت زیادی دارد؛ از فیلمبرداری عالی با رنگهای زنده و نورپردازی خوب تا سکانسهای اکشن چشمگیر و موسیقی متن که با چند تم آشنا بهخوبی کار میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران