به یک سرباز دوران جنگ که اکنون در لندن بی خانمان است، پیشنهاد می شود تا در ازای کمک به تعمیرات یک خانه فرسوده بتواند در آنجا زندگی کند. او که از سر ناچاری پیشنهاد را پذیرفته است نمی داند در اتاق طبقه بالا چه می گذرد، همان جایی که مگدا از مادر پیرش نگهداری می کند…
به یک سرباز دوران جنگ که اکنون در لندن بی خانمان است، پیشنهاد می شود تا در ازای کمک به تعمیرات یک خانه فرسوده بتواند در آنجا زندگی کند. او که از سر ناچاری پیشنهاد را پذیرفته است نمی داند در اتاق طبقه بالا چه می گذرد، همان جایی که مگدا از مادر پیرش نگهداری می کند…
حس و حال فیلمهای قدیمی استودیوی Hammer را دارد. مثل خیلی از سربازانی که از خدمت بازمیگردند، سرباز داستان ما بیخانمان و هنوز در رنج است. وفق یافتن با زندگی عادی خانهنشینی گویی هم خوشایند و هم غریب است؛ او به راهبهای گفته که دو سال بیرون بوده و او را بیهوش در کوچهای پس از آتشسوزی در اردوگاه بیخانمانها پیدا کرده است. خانه خودِ داستان...
دیدگاه های کاربران