من برای جان بورمن احترام زیادی قائلم — «پوینت بلانک» و «دلیورنس» آثار برجستهای هستند — اما این دنبالهٔ یکی از بزرگترین فیلمهای وحشت تاریخ، بیرمق و خستهکننده از کار درآمده. فیلمنامه بسیار پرحرف و بیجان است، انگار همهٔ شگفتی و شوکی که دیدگاه ویلیام فریدکین دربارهٔ نبرد خیر و شر میتوانست داشته باشد از آن بیرون کشیده شده باشد. بله، سِر ریچارد برتون بازیگر...
من برای جان بورمن احترام زیادی قائلم — «پوینت بلانک» و «دلیورنس» آثار برجستهای هستند — اما این دنبالهٔ یکی از بزرگترین فیلمهای وحشت تاریخ، بیرمق و خستهکننده از کار درآمده. فیلمنامه بسیار پرحرف و بیجان است، انگار همهٔ شگفتی و شوکی که دیدگاه ویلیام فریدکین دربارهٔ نبرد خیر و شر میتوانست داشته باشد از آن بیرون کشیده شده باشد. بله، سِر ریچارد برتون بازیگر بزرگی بود، اما وقتی او را در قابِ یک فیلمنامهٔ ضعیف و با آن خردهعادتهای آزاردهندهاش رها کنند، تماشای او میتواند خستهکننده باشد. اگرچه دو پیشدرآمد جدیدتر مجموعه را ندیدهام، میتوانم با اطمینان بگویم که هرچند «جنگیر ۲» بدترین فیلم ترسناک تاریخ نیست (و به نظر نمیرسد هدفش هم این بوده باشد)، اما قطعاً ضعیفترین عضوِ سهگانهٔ اصلی است — و با فاصله. فیلم آنقدر ملالآور است که شاید حتی شیاطین را هم خسته کند و آنها را وادار به ترک بدن ریگان مکنیل و حتی ترک این دنیا کند، بیآنکه علاقهای به بازگشت داشته باشند.
یکی از دلایل اینکه «جنگیر» را میتوان از بزرگترین فیلمهای وحشت — یا حتی از بزرگترین فیلمها فارغ از ژانر — دانست، این است که نیازی به پایان اجباریای که نشان دهد شر ادامه خواهد داشت، ندارد. برعکس، با نُتِی امیدوارکننده و خوشبینانه پایان مییابد؛ تسکینی پس از آن آزمون دشواری که شخصیتها و تماشاگران متحمل شدند. «جنگیر ۲: مرتد» طوری ادامه مییابد که گویی آن پایان امیدوارکننده اصلاً وجود نداشته؛ نه فقط اینکه ریگان مکنیل (لیندا بلِیر) چهار سال بعد مجبور میشود دوباره با پازوزو روبهرو شود — به این معنا که دو مرد شرافتمند بیهوده کشته شدهاند — بلکه نحوهٔ این مواجههٔ دوباره هم مشکلساز است. وقتی امکان تسخیر شیطانی را بپذیریم، بقیهٔ اتفاقاتِ «جنگیر» قابلباور به نظر میرسند؛ اما «مرتد» وسیلهای به نام «هیپنوز همزمان» اختراع میکند که به دیالوگهایی مضحک منجر میشود، مانند: «دستگاه شما ثابت کرد که یک شیطان کهن در او هست!» اینکه این جمله را ریچارد برتونِ پریشانحال میگوید — کسی که با متریال درست میتوانست به عظمت برسد — کمکی به فیلم نمیکند. در مجموع، تنها ارتداد واقعی در اینجا همان کاری است که جان بورمن با مادهٔ اصلی کرده (بهنفعِ نویسنده، فیلمنامهٔ ویلیام گودهارت ظاهراً تا حدی بازنویسی شده که دیگر قابلشناسایی نیست). با این حال، از کاربرد استعاریِ ملخها خوشم آمد؛ این ایده که ملخها میتوانند از جیرجیرکهای تنها و بیضرر به لشکری تبدیل شوند — لِژیون.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران