اگر دنبال یک فیلم زامبی با «گوشت و خون» بیشتر هستید، این یکی برای شما نیست؛ اما اگر میخواهید ۹۴ دقیقهای دلگرمکننده ببینید که اتفاقاً با سلاخی زامبیها هم همراه است، Little Monsters مناسبِ شماست. البته دفعه بعد احتمالاً نتوانید آهنگ «Shake It Off» را از ذهنتان بیرون کنید.
نویسنده/کارگردان اب форسایث میگوید الهامش از تجربه شخصیاش با پسر پنجسالهاش آمده: اضطراب اولین روز مهدکودک، حساسیتهای...
اگر دنبال یک فیلم زامبی با «گوشت و خون» بیشتر هستید، این یکی برای شما نیست؛ اما اگر میخواهید ۹۴ دقیقهای دلگرمکننده ببینید که اتفاقاً با سلاخی زامبیها هم همراه است، Little Monsters مناسبِ شماست. البته دفعه بعد احتمالاً نتوانید آهنگ «Shake It Off» را از ذهنتان بیرون کنید.
نویسنده/کارگردان اب форسایث میگوید الهامش از تجربه شخصیاش با پسر پنجسالهاش آمده: اضطراب اولین روز مهدکودک، حساسیتهای غذایی شدید پسرش و نقش تعیینکننده معلم مهربان در آرامکردن نگرانیها. بازدید از همان باغوحش کودکان که در فیلم هم نشان داده شده احساسبرانگیز بود و بعداً ایدهٔ زامبیها آمد — زامبیها در فیلم بیشتر حکم استعارهای برای هراسهای دنیای واقعی را دارند. این پایهٔ احساسی فیلم است: کودکان میتوانند قوّت ببخشند و دید سادهدلانه و قضاوتناپذیرشان اغلب بسیار تیزبینانه است.
فیلم ترکیبی از فضای Kindergarten Cop و Shaun of the Dead است: در نگاه اول داستان کلیشهای به نظر میرسد — مردی خودمحور که ناگهان موظف میشود از دیگران محافظت کند و طی مسیر تغییر میکند — اما فورسایت با خلق شخصیتهای دوستداشتنی و استخراج احساسات واقعی از ساختاری آشنا، این کلیشه را تازه و مؤثر کرده است. در نمایشهایی که از فیلم شده، تماشاگران واکنش گرم نشان دادهاند و فیلم کاملاً حسِ دلگرمی میدهد.
خلاصهٔ داستان: دیو (الکساندر انگلند) مردی بچهسال است که زندگیاش راکد است؛ بیکار و تازه از شریک زندگیاش جدایی گرفته. او نزد خواهرش ژوند و پسرک او، فلیکس، زندگی میکند. وقتی دیو برای بردن فلیکس به مهد کودک به معلم جذابشان، کارولاین (لوپیتا نیونگو)، علاقمند میشود و بهعنوان همراه در سفر مهدکودک به باغوحش کودکان شرکت میکند، حادثهای در یک پایگاه نظامی رخ میدهد و موجی از زامبیها آزاد میشود. محصور در باغوحش و برای حفظ آرامش کودکان، کارولاین باید به آنها القا کند که همهچیز بخشی از یک بازی است.
نکتهای که بیش از همه به چشم میآید نه زامبیها و نه شوخیها، بلکه احساسِ موجود در فیلم است. فورسایت هرگز اجازه نمیدهد شوخیها حسّی را از بین ببرند و درعینحال از دام احساسگرایی بیمورد نیز دوری میکند. حتی وقتی فیلم بسیار احساساتی میشود، آن احساس واقعی و سزاوار است، بهویژه در قوس تحول دیو که میتوانست به ملودرامی سطحی بدل شود.
لحنی که فیلم برمیگزید کنایهآمیز اما مهربان است؛ فیلم به ما اجازه میدهد به رفتار نادرست دیو بخندیم ولی هرگز تا حدی بیرحمانه پیش نمیرود که حس انساندوستانهاش را از دست بدهد. بسیاری از شوخیها مبتنی بر این ایدهاند که زامبیها بخشی از «بازی» هستند: تعقیبوگریز مانند بازیِ دزد و پلیس، خون بهعنوان مربا، و حتی اعتراض کودکی که میگوید زامبیها خیلی مصنوعی بهنظر میرسند — نمونههایی از طعنههای هوشمندانه فیلم.
در میان جلوههای دیدنی، چند گِگ بصری بسیار اثرگذار دارد (مثلاً شوخی با یک عکس که در پرده خنده بزرگتری ایجاد میکند) و صحنهای با لباس دارث وِیْدر که باعث میشود پسرک در لحظهای نامناسب تلاش کند «قدرت» را به کار گیرد و بعد با جملهٔ کودکانهاش «من پدرت هستم مامان» خندهدار شود.
بازیها: لوپیتا نیونگو فیلم را در تسلط خود دارد — اجرایی فیزیکی، احساسی، سرزنده و باورپذیر که وقتی لازم است خونسرد و مصمم هم میشود. او برای نقش، با نظام آموزشی استرالیا آشنا شده و حتی نواختن اوکولله را یاد گرفته؛ همین طبیعی بودن به نقش عمق داده است. جوش گد نقشِ تیدی مکگیگل را بسیار اغراقشده بازی میکند: یک اجرای شلوغ، زنستیز و خودمحور که فضای فیلم را به شدت پررنگ میکند؛ برای بعضی صحنهها موجب خندهٔ فراوان است و برای بعضی دیگر میتواند آزاردهنده باشد. دیزل لا توراکا در نقش فلیکس هم با معصومیت و دلنشینی که به نقش میدهد، قابلتحسین است و شیمی خوبی با بازیگران دیگر دارد.
نقد اصلیای که به فیلم وارد شده مربوط به شخصیت دیو است: از ابتدا قرار است او را دوست داشته باشیم، اما معرفی اولیهاش او را تنبل و خودبزرگبین نشان میدهد و برخی تماشاگران ممکن است تا حدی از او متنفر شوند که قوس تحولش را سطحی یا مصنوعی ببینند. همچنین نقد دیگری میگوید بهترین و بامزهترین لحظات فیلم پیش از ورود زامبیها و در بیست دقیقهٔ آغازین رخ میدهد؛ پس از آن، لذت برخی از صحنهها کم میشود — با این حال این نقد آنقدر شدید نیست که تماشای فیلم را رد کند.
در مجموع، Little Monsters فیلمی دیوانهوار در بهترین معنای کلمه است؛ خشونتِ گرافیکی و طنزی تند دارد، اما نقطهٔ قوتش قلبِ داستان است: فیلم احساساتی میشود بدون اینکه به دچار اغراقِ بیمورد گردد. نیونگو تکیهگاه فیلم است، گد با اغراق بازی میبلعد، لا توراکا معصومیت حقیقی میآورد و فورسایت تعادل کمدی و زامبی را بهخوبی حفظ میکند. این فیلم نمونهای است از اثری که مجموع بخشهایش فراتر از جمعِ اجزایش میشود؛ اگرچه زیرژانر زامکام کمرمق شده، این فیلم نشان میدهد هنوز میتوان در آن چیز تازهای گفت — و از گفتنش لذت برد.
جمعبندی کوتاه:
- امتیاز نهایی (یک نقد): ★★★ — خوشم آمد؛ پیشنهاد میکنم سری به آن بزنید.
- حکم کلی: خوب، دیدنی و دلگرمکننده.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران