«برندن» یک نوجوان تنهاست. روزی او «امیلی» دوست دختر قبلی خود را مرده در ورودی یک تونل فاضلاب پیدا می کند. او به یاد می آورد که دو روزه پیش امیلی به او زنگ زده بود و گفته بود که در شرایط خوبی نیست و مشکلی برایش پیش آمده. برندن که هنوز امیلی را دوست داشت سعی می کند افرادی را که با امیلی در تماس داشته اند را پیدا کند و در مورد مرگ مشکوک او تحقیق کند…
«برندن» یک نوجوان تنهاست. روزی او «امیلی» دوست دختر قبلی خود را مرده در ورودی یک تونل فاضلاب پیدا می کند. او به یاد می آورد که دو روزه پیش امیلی به او زنگ زده بود و گفته بود که در شرایط خوبی نیست و مشکلی برایش پیش آمده. برندن که هنوز امیلی را دوست داشت سعی می کند افرادی را که با امیلی در تماس داشته اند را پیدا کند و در مورد مرگ مشکوک او تحقیق کند…
فیلم BRICK با دیالوگهای نو و لحنِ شخصیتپردازی به سبک دههٔ ۵۰، بلافاصله حسِ یک کلاسیک را منتقل میکند. ردپایی از REBEL WITHOUT A CAUSE در آن به چشم میخورد و چینشِ آشفته و در عین حال خلاقِ عناصر فیلم پر از بافت و ظرافت است. (نویسنده میگوید آن را در اختیار داشته و بارها تماشا کرده است.)
BRICK در ظاهر یک فیلم کارآگاهی/نوآر است، اما...
فیلم BRICK با دیالوگهای نو و لحنِ شخصیتپردازی به سبک دههٔ ۵۰، بلافاصله حسِ یک کلاسیک را منتقل میکند. ردپایی از REBEL WITHOUT A CAUSE در آن به چشم میخورد و چینشِ آشفته و در عین حال خلاقِ عناصر فیلم پر از بافت و ظرافت است. (نویسنده میگوید آن را در اختیار داشته و بارها تماشا کرده است.)
BRICK در ظاهر یک فیلم کارآگاهی/نوآر است، اما غافلگیرانه در فضایی دبیرستانی اتفاق میافتد. رِیان جانسون فیلم را نوشته و بهصورت مستقل کارگردانی کرده است. وقتی صحبت از فیلمهایی میشود که در بستر دبیرستان و میان نوجوانان رخ میدهند، معمولاً به کلیشهها فکر میکنیم؛ اما این فیلم از آن کلیشهها فراتر میرود و مخاطب را غافلگیر میکند.
داستان با تماس ناگهانی و وحشتآلودی آغاز میشود که امیلی، دوستدختر سابقِ برندان فرای (جوزف گوردون-لویت)، به برندان میزند و از او کمک میخواهد. وقتی امیلی به قتل میرسد، برندان عهد میبندد خودِ او مسئول حل معما شود و در این مسیر ناگزیر با همان کلیشههای دبیرستانی که همیشه از آنها پرهیز میکرد، درآمیخته میشود. برندان که شخصیتی جسور و ریسکپذیر دارد، همراه با تنها دوستش—یک نابغهٔ کلیشهای به نام «ذهن» (The Brain)—به دنبال سرنخها میگردد و خود را وارد شبکهٔ توزیع مواد و جنایت محلی میکند تا به رهبرِ محله، «پین» برسد و راز را كشف کند.
جانسون در نگارش فیلمنامه زمان گذاشته و از منابع متعددی الهام گرفته؛ از موج نوآر دهههای ۳۰ و ۴۰ گرفته تا الهامگرفتن از نویسندهٔ مطرح آمریکایی داشیِل هَمت و حتی انیمهٔ Cowboy Bebop، که تأثیرش را خصوصاً بر شخصیت برندان میتوان دید. توجه او به جزئیات ریز قابل توجه است: پیوندهای میان شخصیتها پیچیدگی و درشتنماییِ روایت را افزایش میدهد. نکتهٔ جالبی که قابل توجه است، تکرار آغازیِ اسامی—Brick، Brendan، Brain و Brad—که به نظر میرسد عمدی بوده و تماشاگر را به تفکر وادارد.
یکی از ویژگیهای بارز فیلم کم بودن بزرگسالان است: تنها دو بزرگسال در سراسر فیلم حضور دارند—مادر پین که در آشپزخانه است و نایبرئیس مدرسه که از برندان بهعنوان یک خبرچین استفاده میکند. غیبت مؤسسات آموزشی و والدین در کل فضای دبیرستانی فیلم جلب توجه میکند و طنزهای ریز و تلخ فراوانی در سکانسها دیده میشود؛ مثالهایی مثل در همریختنِ نیِ لیوان در کافیشاپ یا موقعیتی که مادرِ پین برای بردن شیر به برندان دنبال آن میگردد در کنار صحنههای معاملهٔ خلافکارانه قرار میگیرند و ترکیبی از طنز و تراژدی میسازند.
بازیگران بخش مهمی از موفقیت فیلم را تشکیل میدهند؛ بهخصوص جوزف گوردون-لویت در نقش برندان فرای که این فیلم را در دورهٔ گذار از بازیگریِ کودک به بزرگسالی ساخت و یکی از جلوههای واقعیِ استعدادش را نشان میدهد. شخصیت برندان پایداری و سرسختی خاصی دارد و برای رسیدن به پین بارها ضربه میخورد. از دیگر بازیهای برجسته میتوان به لوکاس هاس در نقش پین و مت اُلری در نقش «ذهن» اشاره کرد؛ نقشِ «ذهن» آنقدر مورد توجه قرار گرفت که نظریههای طرفداری زیادی ادعا کردهاند این شخصیت صرفاً تجلی وجدان یا تخیل برندان است—چیزی شبیه «قصر ذهنی» شرلوک.
از نظر بصری، نورپردازی، طراحی صدا و تدوین کاملاً با لحن فیلم همخوانی دارند. با توجه به بودجهٔ محدود، دورهٔ کوتاهِ فیلمبرداری (حدود ۲۰ روز) و استفادهٔ معقول از تجهیزات تولید و جلوههای تصویری، فیلم روی پرده ناامیدکننده نیست. تیم تدوین در انتقالها بسیار موفق است؛ بهخصوص گذارهای زمانی و تغییرات «نور به تاریکی» که با تمرکز روی ساعت دیجیتال اتاق برندان در چند سکانس انجام میشود. بهعنوان علاقهمند به فیلمبرداری خلاق، یکی از نکات برجسته برای نویسنده قاببندیهاست: اغلب صحنهها از زاویهٔ پایین گرفته شدهاند و معرفی بسیاری از شخصیتها با نمایی از کفشهایشان آغاز میشود—تکنیکی که دیپی استیو یدلین به آن توجه داشته و خلاقانه اجرا شده است. موسیقی متن چشمگیر فیلم را ناتان جانسون (نسبت خانوادگی با کارگردان) ساخته است؛ ترکیبی از آواهای شبیه زایلوفون که در صحنههای درگیری به ضربآهنگهای پرکاشن و در اوجها به نغمات زهی تبدیل میشوند، و تلفیق سازهای مرسوم با ساختهای خانگی حس نامعمول و مناسبی در پسزمینه ایجاد میکند.
در مجموع، BRICK فیلمی لذتبخش و تجربهای آغازین و آزمایشی از کارگردان است که ریسک بزرگی محسوب میشد. هم ادای احترامی به کلاسیکهای نوآر است و هم برداشتِ تاریک و مؤثری از زندگی یک دانشآموز در یک شهر کوچک ارائه میدهد؛ شخصیت خام و بیپروأیِ قهرمان مخاطب را مجذوب دنیایش میکند. با این حال، کسانی که با سینمای مستقل یا آزمایشی ارتباط برقرار نمیکنند ممکن است فیلم را کند یا گیجکننده بیابند.
در سوی دیگر، برخی منتقدان به نازکبودنِ شخصیتهای فرعی، قابلپیشبینیبودنِ عامل پشت پرده و پایانبندیای که شتابزده و تا حدی ناراضیکننده است اشاره کردهاند. دیالوگها و ریتمِ سریعِ اجرا—بهویژه توسط گوردون-لویت و اُلری—تحسین شدهاند، اما در نهایت برای برخی بینندگان، نگرانیها و انگیزههای داستانِ تکنفرهٔ کارآگاهی فیلم آنقدر قوی نیست که کاملاً درگیرشان کند و نقدهایی هم به تصویرِ کلیشهای از نظام آموزشی نوجوانان آمریکایی وارد شده است.
بهطور خلاصه، BRICK فیلمی جسور، نوآر-مأب و بدیع است که با بازیها، قاببندیها و موسیقیاش برجسته میشود؛ هرچند ضعفهایی در پرداخت شخصیتهای فرعی و پایانبندی وجود دارد که ممکن است برخی مخاطبان را راضی نکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران