یک پزشک دیوانه آزمایشهای ژنتیکی وحشتناکی را در جزیرهای دورافتاده در دریاهای جنوبی انجام میدهد که باعث ترس و انزجار ملوان کشتی شکستهای میشود که خود را در آنجا گرفتار میبیند.
یک پزشک دیوانه آزمایشهای ژنتیکی وحشتناکی را در جزیرهای دورافتاده در دریاهای جنوبی انجام میدهد که باعث ترس و انزجار ملوان کشتی شکستهای میشود که خود را در آنجا گرفتار میبیند.
جزیرهای آنطرف اقیانوس، میان مه و عمق آبی، وجود دارد. در آنجا دکتر مورو (چارلز لاوتون) با خودبزرگبینیای شبیه خدا، آزمایشهایی انجام میدهد تا حیوانات را به انسان تبدیل کند. جای تعجب نیست که نتایج چندان موفقیتآمیز و گاه ترسناک است. فیلم تاد براونینگ، «فریکس»، در همان سال منتشر شد و تماشای «جزیره موجودات گمشده» به کارگردانی ارل سی. کنتون در کنار آن، ترکیبی کامل...
جزیرهای آنطرف اقیانوس، میان مه و عمق آبی، وجود دارد. در آنجا دکتر مورو (چارلز لاوتون) با خودبزرگبینیای شبیه خدا، آزمایشهایی انجام میدهد تا حیوانات را به انسان تبدیل کند. جای تعجب نیست که نتایج چندان موفقیتآمیز و گاه ترسناک است. فیلم تاد براونینگ، «فریکس»، در همان سال منتشر شد و تماشای «جزیره موجودات گمشده» به کارگردانی ارل سی. کنتون در کنار آن، ترکیبی کامل میسازد. تصویربرداری خیرهکننده کارل استروس، جلوههای وهمآلود فیلم را ماندگار میکند؛ علمی دیوانهوار در کنار آشوب انسانی قرار میگیرد و بهطور همزمان برانگیزاننده و آزاردهنده است. لاوتون نقش شرور را بهطرزی بینظیر بازی میکند و والدمار یانگ و فیلیپ وایلی با نگاهی شوخطبعانه از رمان اچ.جی. ولز اقتباس کردهاند. دهه ۱۹۳۰ فیلمهای ترسناک عالیای داشت و این اثر از بهترینهای آن دوران است. امتیاز: ۸/۱۰
اجرای چارلز لاوتون در این اقتباس خوفآور از رمان اچ.جی. ولز تا حدی حالتی شبیه هیتلر دارد. باید بگویم از تغییر نام تا حدی متعجب شدم — که شاید از ارزش اصل اثر کاسته است — اما شاید دارم ریزبینی میکنم. لاوتون نقش نابغهای کاریزماتیک را که در پی تبدیل حیوانات به انسان است، بهکمال ایفا میکند. این شخصیت از آن نوع دیوانهی معمول سینمایی نیست؛ او سرد، محاسبهگر و شرور است، اما نظریهای علمی ساختارمند — هرچند کاملاً معیوب — دارد و هدفش بازگشت به لندن برای اثبات حقانیت خود در برابر شکگرایانِ پیشین است. اگر ورود «ادوارد پارکر» (ریچارد آرلن)، که بهطرز ناشایستی از کشتیای دور رها شده بود و لاوتون او را با «زنی ببرنما» که امیدوارکنندهترین سوژهاش است آشنا نمیکرد، شاید موفق میشد. این مداخله بیرونی، با این حال، همه معادلات جزیره را تغییر میدهد و به تقابل نهایی شخصیتها میانجامد. بلا لوگوسی حضور کمی دارد و صادقانه بگویم نقش او میتوانست توسط هر مرد بلندقدی با ریش (واقعی یا تقلیدی) بازی شود؛ آرتور هول هم در نقش همدست بیشازحد تابعِ او، مونتگمری، حضور قابلتوجهی روی صحنه ندارد. نورپردازی سهم بزرگی در خلق تصاویر تسخیرکننده و وهمآلود دارد و بیش از آنچه که گریم میتواند جبران کند، تأثیرگذار است. همهچیز حول لاوتون میچرخد — اجرای تهدیدآمیز و تا حدی مگالومانیک او مسحورکننده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران