داستان منشأ شکارچی در جهان ملت کومانچ در 300 سال پیش. نارو، یک زن جنگجوی ماهر، برای محافظت از قبیله خود در برابر یکی از اولین شکارچیان بسیار تکامل یافته ای که روی زمین فرود آمد، می جنگد.
داستان منشأ شکارچی در جهان ملت کومانچ در 300 سال پیش. نارو، یک زن جنگجوی ماهر، برای محافظت از قبیله خود در برابر یکی از اولین شکارچیان بسیار تکامل یافته ای که روی زمین فرود آمد، می جنگد.
دارای ۱ جایزهٔ پرایمتایم امی؛ در مجموع ۱۳ جایزه و ۴۸ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان2316
«Prey» تازهترین فیلم از مجموعهی Predator است و نخستین ساختهای است که پس از خرید 20th Century Fox توسط دیزنی عرضه میشود. این فیلم برای پیش بردن فرانشیز به گذشته بازمیگردد و داستان را در میان جامعهٔ کومانچی حدود سهصد سال قبل قرار میدهد.
فیلم حول دختری جوان به نام نَرو (با بازی امبر میدتهاندر) میچرخد؛ دختری که آرزوی جنگجو شدن دارد اما در محیطی مردسالار...
«Prey» تازهترین فیلم از مجموعهی Predator است و نخستین ساختهای است که پس از خرید 20th Century Fox توسط دیزنی عرضه میشود. این فیلم برای پیش بردن فرانشیز به گذشته بازمیگردد و داستان را در میان جامعهٔ کومانچی حدود سهصد سال قبل قرار میدهد.
فیلم حول دختری جوان به نام نَرو (با بازی امبر میدتهاندر) میچرخد؛ دختری که آرزوی جنگجو شدن دارد اما در محیطی مردسالار تنها برادرش نسبتاً از جاهطلبیاش حمایت میکند و دربارهی آزمونی صحبت میکند که نَرو باید از آن بگذرد تا ارزش خود را نشان دهد.
در همان زمان، یک پرتِیْدِر وارد منطقه میشود و شکار حیوانات محلی را آغاز میکند. نَرو شواهدی از کار او میبیند و تلاش میکند قبیله را متقاعد کند که این کشتار کار خرسی یا شیر کوهی نیست، همانطور که جامعه تصور میکند.
وقتی تهدید خودش را نشان میدهد، نَرو باید شهامت و مهارت لازم را برای ردگیری و روبهرو شدن با دشمنی که قبیلهاش را تهدید به نابودی میکند، پیدا کند.
دن تراختنبرگ کارگردانی فیلم را برعهده دارد و ترکیبی از اکشن قابلقبول، فضاسازی و شخصیتهای جالب را برای خلق قصهای جذاب به کار برده است. در برخی لحظات جلوههای ویژه آنچنان تیز و بینقص نیستند، اما سکانسهای مربوط به پرتِیْدِر پر از اکشن و تعلیقاند و طرفداران فرنچایز را راضی خواهند کرد. فیلم گاهی از مخاطب انتظار پرشهای اندیشهای دارد، اما در مجموع «Prey» فیلمی رضایتبخش است که از «The Predator» بهتر بوده و یکی از نمونههای قویتر مجموعه به شمار میآید؛ به نظر میرسد فرانشیز در مسیر خوبی برای آینده است.
این فیلم دید تازهای به مجموعه میآورد و طرفداران احتمالاً از آن لذت خواهند برد.
امتیاز: 4 از 5
«Prey» انتظارات بالا را تا حد زیادی برآورده میکند و نخستین فیلم در حماسهی Predator است که بهخوبی به اصل اثر نزدیک میشود یا حتی از آن فراتر میرود. دن تراختنبرگ با تمرکز بر یک شخصیت اصلی گیرا و جوهر انگیزشی هیولای اصلی توانسته فرانچایز را احیا کند و یکی از درخشانترین فیلمهای سال ۲۰۲۲ را بسازد.
فیلمبرداری و موسیقی با استفاده از فیلمبرداری در لوکیشن، اتمسفری تقریباً اپیک خلق میکنند؛ چه از طریق نماهای باز زیبا که بیننده را شگفتزده میکنند و چه سکانسهای خشن و مرموز با کورئوگرافی استثنایی و برداشتهای بلند. امبر میدتهاندر یکی از بهترین اجراهای دوران کاری خود را ارائه میدهد. برای طرفداران سری، وحشت یا اکشن، پیدا کردن فیلم بهتر از این در سال جاری کار سادهای نیست.
رتبه: A-
گاهی بهتر است مردگان را در آرامش گذاشت؛ این وضع دربارهی سری فیلمهای Predator هم صدق میکند که بارها و بارها بازگردانده شدهاند. نسخهٔ اصلی، سزاوارانه، به اثری کالت تبدیل شد؛ اما آنچه پس از آن آمد از قابلقبول تا واقعاً افتضاح متغیر است. «Prey» افتضاح نیست؛ فیلم دارای سکانسهای سینمایی چشمنواز و دنیایی ظاهراً باورپذیر در قرن هجدهم است؛ دنیایی که در آستانهٔ مدرنشدن است اما هنوز واقعیتی رو به زوال را که ساکنان بومی پذیرفتهاند، حفظ کرده است.
متأسفانه تا همینجا داستان پیش میرود و بعد فیلم وارد ساختاری اصلاحی میشود که بازتاب زندگی واقعی آن دوران نیست. در عوض، با جلوههایی از فمینیسم روبرو میشویم که در آن دوره مثل پیدا کردن یک ساعت مچی اتوماتیک در یک مقبرهٔ مصری میماند. اگر بهطور معجزهآسا بتوانید این تغییر غیرمنطقی در روایت را نادیده بگیرید، اوضاع بهتر نمیشود: قهرمان ما، دختری لاغر و جوان، گویا تواناییِ مقابله و شکست دادن یک قاتل بینسیارهای وحشی را دارد؛ قاتلی که در فیلم اول حتی از پس یک تیم سرسخت نیروهای ویژه برآمد. آری، کاراکتر آرنولد با تاکتیکهای قدیمی در نهایت توانست هیولا را شکست دهد، اما او مردی تنومند و آموزشدیده بود و حتی با آن همه توان تقریباً جان سالم به در نبرد.
با این حال، دختر مقاومِ ضدِ پدرسالاریِ دِورافتاده که از برخورد با یک خرس ساده فرار میکند اما سپس بهطرز معجزهآسایی کار را تمام میکند، ظاهر میشود. نتیجه آنکه برای لذت بردن از فیلم باید کاملاً تعلیق باور را بپذیرید. نظر من: بهتر است نسخهٔ اصلی را تماشا یا بازتماشا کنید و خود را فریب ندهید که دنبالههایی که بعد از آن ساخته شدهاند واقعاً ضروری بودند.
امتیاز: 4/10
شاید باید بگویم این فیلم از برخی از ساختههای اخیر مجموعه بهتر است، اما از آنجا که بهتر بودن از آثار ضعیف کار چندان دشواری نیست، این تعریف چندان سنگین به حساب نمیآید. از نظر سینمایی فیلم بدی نیست و من عمدتاً از قابها لذت بردم. اما از نظر داستانی، نیمهٔ اول را تا حدودی کسلکننده یافتم.
سکانسهای کوتاه با یک گرگ و بعدها یک خرس اندکی اکشن دارند، اما در بیشتر زمان فیلم شخصیت اصلی در حال ناراحتی و غر زدن است و سعی دارد خود را شایستهٔ عنوان «جنگجو» نشان دهد؛ چیزی که تا حدی غیرواقعی به نظر میرسد، مخصوصاً با اینکه بازیگر نقش اول زنی است. نه که مشکلی با این داشته باشم، اما در آن دوره تاریخی زنان، چه بومی چه غیره، معمولاً به کارهای خانه مشغول بودند و هالیوود تلاش میکند خلاف آن را نشان دهد.
او بیشتر وقت را در حالت دستپاچگی و ترس گذراند و وقتی تهدیدی ظاهر میشود فرار میکند؛ کاری که با کاریزماتیک یک جنگجوی بزرگ که توقع داشتم، فاصله دارد. وقتی بالاخره فیلم جالب میشود، او در تلهٔ خونینی میافتد و توسط یک گروه شکارچی گرفتار میشود که باز هم کلیشهٔ هالیوودی «مرد سفید بد» را بازتولید میکنند. جزئیات کوچک مثل اینکه قرار گرفتن پا در یک تلهٔ فلزی شما را عملاً فلج میکند، نادیده گرفته شدهاند.
نیمهٔ دوم دستکم اکشن بیشتری دارد، اما همچنان از حالت افسردهٔ شخصیت اصلی و تصمیمات احمقانهاش ضربه میخورد؛ وقتی بالاخره فرصتی برای شلیک دارد، چندین ثانیه به احمقانهترین شکل ممکن زل میزند و فرصت را از دست میدهد. بازیگران نسبتاً از پس فیلمنامهٔ ضعیف برمیآیند و از لحاظ بصری فیلم خوب کار شده است. اکشن، وقتی رخ میدهد، قابلقبول است اگر کلیشهها و ضعفهای هالیوودی را نادیده بگیریم. در کل فیلم دیدنی است و از برخی قسمتهای قبلی مجموعه بهتر، اما بیش از این نیست.
نظر کلی: متوسط.
نمیفهمم؛ این قرار است ترکیبی از «پوکاهونتاس» و «پریدِر» باشد؟ اینکه فیلم خودش را داستانِ «آغاز» بنامد دلیلی ندارد که لازم باشد ساخته شود — و صادقانه بگویم، نفهمیدم مخاطب اصلی این اثر چه کسی است. هیچکدام از تعلیق و تنش فیلم آرنولد در ۱۹۸۷ را ندارد و مدام منتظر بودم پِبو برایسون وسط فیلم شروع به آواز خواندن کند، چون این کومانچیها بیسلاح و با تیر و تبر مقابل موجود فضایی میایستند که نامریی میشود، قدرت بدنی زیادی دارد و اسلحههای پیشرفتهای در اختیار دارد. فیلم کمی خونین است اما نه بیشتر از برخی آثار معاصر و خوشبختانه خیلی طول نمیکشد — وقتی کار شروع میشود اکشن زیاد است. بازیگری اما چندان برجسته نیست و اصلاً احساس خطر وجود ندارد؛ پایان فیلم عجیب و کمی مضحک است که مرا به لبخند واداشت. جلوهها قدیمی به نظر میرسند و داستان بیش از حد حالتی «داوود و جالوت» و غیرواقعی دارد. تماشای سینماییاش را متوجه شدم؛ حالا که دیدهام فکر میکنم به همین دلیل بود که اکران سینمایی نداشت. قابل تماشا است، اما نه چندان خوب یا ماندگار.
در مجموع: «Prey» نفس تازهای به سری Predator میدهد و امیدوارم ادامههایی هم ساخته شود.
فرنچایز Predator در کیفیت، فضا و داستان بسیار متغیر بوده است، از شگفتانگیز ۱۹۸۷ تا افتضاح ۲۰۱۸. خوشبختانه «Prey» بهعنوان بهترین فیلم مجموعه از زمان نسخهٔ اصلی میدرخشد. این پیشدرآمد برای معرفی شخصیت و خطرات دشت بزرگ زمان میبرد، اما وقتی فیلم جدی میشود بهتر و بهتر میشود. «Prey» به اصل وفادار است و ترکیبی از وحشت و اکشن را ارائه میدهد که در آن قاتل بیگانه، طعمههایش را یکییکی حذف میکند. تنظیمات بومی و جلوههای بهبودیافته اکشن را خشونتآمیزتر و دلهرهآورتر کردهاند. میتوانم دربارهٔ اینکه چگونه دورهٔ زمانی خطر را افزایش داده، اجرای عالی امبر میدتهاندر و کارگردانی دن تراختنبرگ تعریف کنم، اما در یک جمله: «Prey» با دوری از کلیشهها و تمرکز بر وحشت شکار، فرنچایز را به بهترین شکل ممکن بازگردانده است.
وقتی این فیلم را دیدم نگران بودم که آیا میراث فیلم اصلی ۱۹۸۷ با این پیشدرآمد خراب میشود یا نه، اما بهشکل خوشایندی غافلگیر شدم. خیلی چیزها را در این فیلم میشود دوست داشت: مناظر زیبا، سکانسهای اکشن سرگرمکننده، بازی برجستهٔ امبر میدتهاندر و ارجاعهایی که در حد قابل قبول به اصلی گذاشته شدهاند. داستان مثل اصل ساده و سرراست است و با دیالوگهای طولانی یا اضافی پیچیده نمیشود. همچنین افراط در قرار دادن ایستر اگها را ندارد که Refreshing به نظر میرسد. واقعاً این فیلم را توصیه میکنم؛ اگر نسل جوان اول این را ببیند و سپس اصل ۱۹۸۷ را تماشا کند، به هیچ وجه کملطفی نکرده است. مشتاق دیدن دنباله و ارتباط بیشتر با افسانهٔ پریدِر هستم.
خیلی خشونتآمیز و در عین حال نسبتاً عالی! افسوس که فرصت دیدنش در سینما را نداشتم.
من پیشزمینهای از مجموعهٔ Predator نداشتم و اساساً فیلمهای اکشن-ماجراجویی هیجانی کمی دیدهام، اما چون کنجکاو بودم دیدم. برای آنچه هست فیلم قابل قبولی است. تعداد تلفات مانند دیگر تریلرها افزایش مییابد؛ از ابتدا مشخص بود که این موجود بیگانه ضد زنان یا کسی نیست — داستان دربارهٔ شکار یک زن بهعنوان مرکز روایت است. نمیفهمم چرا اهالی روستا فکر میکردند او توانایی شکار ندارد، وقتی که بهظاهر قدرت و چابکی شبیه بتمن دارد؛ شاید او هرگز در حضور دیگران تمرین نکرده بود.
در نتیجه فیلم خوب بود اما باعث نمیشود دنبال سایر آثار مجموعه یا این ژانر بروم. تا زمان فیلم بعدی که بهطور عجیب جذبم کند، بس است.
به نظرم بهترین بخش فیلم تولهٔ تربیتشده بود. فیلم کسلکننده و بازیها ضعیف بودند. زمانت را برای این آشغالها تلف نکن.
این فیلم دربارهٔ «زن قویِ نقش اول» است؛ گرچه این زن ظاهراً هیچوقت واقعاً شکار نرفته، اما بهطرز معجزهآسایی بهترینِ بهترینِ شکارچیهاست. روستا اشتباه میکند که او را شایستهٔ رهبری گروه شکار نمیداند، و او برای اثبات خودش همه را به خطر میاندازد — و بیدردسر ثابت میکند بهترین است. سپس با پرتِیْدِر روبهرو میشود و کاری انجام میدهد که برای مجموعه تازه و جالب است، اما از آنجا که فیلم «سیاسی-صحیح» است، پرتِیْدِر دیگر صرفاً شرور نیست و پیام سیاسی رنگ میبخشد.
داستان یکباره به اضافه کردن شخصیتهای سفیدپوست روی میآورد که «واقعاً شرورند»، و فیلم میخواهد نشان دهد حتی وقتی یک بیگانه مردم را شکار میکند، سفیدپوستان بدترند. در پایان، قهرمان بدون تلاش واقعی نشان میدهد از همه بهتر است و دیگران هم بهطور ناگهانی ویژگیهای قهرمانانهای کسب میکنند. خلاصه اینکه از دهها فیلم مشابهی که از ۲۰۱۶ به بعد ساخته شدهاند، این هم یکی دیگر است.
نارو در پردهٔ اول فیلم از سوی مردان کمپش دستکم گرفته میشود و فیلم همان بخش را به اثبات اینکه او تنها کسی است که واقعاً توجه میکند اختصاص میدهد. او ورود پرتِیْدِر را از جزئیاتی دنبال میکند که دیگران متوجهشان نمیشوند، و سگش سَری نیز نیمی از آن کار را انجام میدهد و تهدیدها را زودتر از چشم نَرو حس میکند.
چیزی که «سری» را به یک شخصیت واقعی تبدیل میکند این است که فیلم اجازه میدهد او یک سگ واقعی باشد: نسبت به خطر دستپاچه، گاهی وحشتزدهتر از شجاع و واقعاً مفید در مبارزه بهجای صرفاً نماد. سگ بازیگر، یک Carolina Dog، بدون تجربهٔ بازیگری نگهداری و بعدها در نقش گسترش یافت چون کارگردان تواناییهایش را شناخت.
پریدِر اینجا با هوشمندی تا حدی «تنزل» داده شده: تکنولوژی قدیمیتر و بیشتر اتکا به قدرت خام بهجای ابزارهای پیشرفته، که تنها راهی است که یک ردیاب نوجوان میتواند منطقی با چیزی مقابله کند که یک تیم پارامتریال مدرن در اصل نتوانستند. تراختنبرگ سکانسهای جنگلی را با جغرافیای واقعی اجرا میکند؛ همیشه میدانی نسبتِ نَرو کجاست و این چیزی است که بسیاری از فیلمهای اکشن مدرن فراموش میکنند.
بهترین فیلم Predator پس از نسخهٔ اصلی است، و من بیشتر از هر کس دیگری برای سگ دعا میکردم تا برای هر کسی که سلاح به دست داشت.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران