هشدار اسپویل — پاراگراف آخر به یک فیلم دههٔ ۱۹۴۰ اشاره دارد.
در آثار برایان دی پالما معمولاً دیدگاهها دو قطبیاند: عاشقان سینما یا فیلمهایش را ستایش میکنند یا سرسختانه تخریبشان میکنند. «Femme Fatale» هم استثنا نیست؛ برخی آن را فیلمی یک از ده میدانند و برخی دیگر بالاترین امتیاز را به آن میدهند. اگر از طرفداران دی پالما یا طرفداران فیلم نوآر هستید، این فیلم...
هشدار اسپویل — پاراگراف آخر به یک فیلم دههٔ ۱۹۴۰ اشاره دارد.
در آثار برایان دی پالما معمولاً دیدگاهها دو قطبیاند: عاشقان سینما یا فیلمهایش را ستایش میکنند یا سرسختانه تخریبشان میکنند. «Femme Fatale» هم استثنا نیست؛ برخی آن را فیلمی یک از ده میدانند و برخی دیگر بالاترین امتیاز را به آن میدهند. اگر از طرفداران دی پالما یا طرفداران فیلم نوآر هستید، این فیلم از جنس درجهیک است؛ اما اگر هیچکدام از اینها برایتان جذاب نیست، احتمالاً بهتر است از آن دوری کنید.
دی پالما درِ «خانهٔ آینه» خود را باز میکند و دوستداران نوآر را به تماشای نمایش دعوت میکند. روایت پر از پیچوخم است؛ مملو از بالا و پایینها، تاب خوردنها و پیچشهایی که با ترفندهای آشنای کارگردان و فریبهای سینماییاش تزئین شدهاند. از حیث داستان و پیشفرضها شاید قابل حدسزدن باشد، اما خود مسیر روایت است که فیلم را پر از کیفیت و جسارت میکند، با کارگردانی که انگار از پشت صحنه مثل دختری خوشحال میخندد.
فیلم با صحنهای آغاز میشود که زنِ عنوانی (ربکا رومین-استاموس) در حال تماشای کلاسیک نوآر «Double Indemnity» است؛ دی پالما با عشق و تجلیل از دنیای نوآر سراغ فیلم میآید. او از تقسیمصفحهها، کجنماییهای لنز، نماهای از پایین به بالا، بازی با سایهها و مانند اینها بهره میبرد تا روایت با اروس و خشونت قریبالوقوع بزند. وقتی عکسبردار بیچاره نیکولا باردو (آنتونیو باندراسِ پرانرژی) در تور گرفتار میشود، موسیقی درخشان ریوئیچی ساکاموتو مثل ناظر کنجکاوی دور و بر ما میچرخد، و عکاسی نوآرِ تیِری آربوگاست به آن کمک میکند.
فیلم پر از فریبخوردگان، سادهلوحان و جنایتکاران انتقامجوست؛ موضوعاتی مثل هویت، دوگانگی، جنسیت و ادراکهای مخدوش، تماشاگرانی را که کامل در تجربهٔ دیداری فرو میروند میخراشد. برخی منتقدان — چه حرفهای چه آماتور — بهسادگی فیلم را با «Mulholland Drive» از دیوید لینچ مقایسه کردهاند، انگار دی پالما در عرض چند ماهِ کوتاه بعد از دیدن لینچ این فیلم را ساخته است؛ اتهام تقلید به همین اندازه مضحک است. در حقیقت برای هر علاقهمند نوآر این فیلم بیش از همه به «The Woman in the Window» (۱۹۴۴) اثر فریتز لانگ نزدیکتر است تا به فیلم لینچ، و این چیز بدی نیست — دی پالما این را میدانست. امتیاز: 8/10
شامل اسپویل
فیلمی از سطح پایینترِ دی پالما که کارگردانی و بازیهایی نسبتاً خوب دارد، اما پایانبندی حتی پس از دیدن مجدد (اگر اشتباه نکنم سومین بارم بود) همچنان خوب کار نکرد. اینکه در نهایت همهچیز یک رویا بوده، حس تقلب به بیننده میدهد. از سوی دیگر، اگر به زیرژانر تریلرهای اروتیکِ عامهپسند علاقهمندید، ارزش دیدن یک بار را دارد؛ دو ساعت زمان بدی نیست که بگذرد. امتیاز: 3.0/5
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران