داستان دو هنرمند با استعداد که بر روی یک باغ در محوطه قصر پادشاه لویی چهاردهم کار میکنند. آنها با یکدیگر آشنا میشوند و علاقه خاصی به یکدیگر پیدا می کنند.
داستان دو هنرمند با استعداد که بر روی یک باغ در محوطه قصر پادشاه لویی چهاردهم کار میکنند. آنها با یکدیگر آشنا میشوند و علاقه خاصی به یکدیگر پیدا می کنند.
راهنمای باغبانی سلطنتی قرن هفدهم!
فیلم برایم تا حدی غافلگیرکننده بود چون انتظار چنین داستانپردازیای را نداشتم؛ یعنی داستانِ خوبی است. معمولاً فیلمهای تاریخی حول عاشقانه یا جنگ میچرخند، اما این اثر نشان میدهد موضوعات بیشتری برای بسط و نمایش وجود دارد. محور اصلی فیلم مهندسی بهویژه باغبانی است. البته عاشقانه بخشی از فیلم است، اما ترکیب این دو موضوع را دوست داشتم. یکی از بهترین...
راهنمای باغبانی سلطنتی قرن هفدهم!
فیلم برایم تا حدی غافلگیرکننده بود چون انتظار چنین داستانپردازیای را نداشتم؛ یعنی داستانِ خوبی است. معمولاً فیلمهای تاریخی حول عاشقانه یا جنگ میچرخند، اما این اثر نشان میدهد موضوعات بیشتری برای بسط و نمایش وجود دارد. محور اصلی فیلم مهندسی بهویژه باغبانی است. البته عاشقانه بخشی از فیلم است، اما ترکیب این دو موضوع را دوست داشتم. یکی از بهترین درامهای تاریخیای که دیدهام و همه بازیگران درخشاناند؛ بهخصوص کیت وینسلت که بهترین اجرا را دارد. ماتیاس شونارتس و آلن ریکمن هم عملکرد بدی ندارند.
داستان با زنی بیوه آغاز میشود که برای مصاحبه دریافت پروژه جدید باغبانی سلطنتی آماده میشود. پس از پشتسر گذاشتن چند مانع، شغل را بهدست میآورد، اما در جریان کار با بالا و پایینهای زیادی روبهرو میشود. احساساتی نسبت به رئیسش شکل میگیرد و پس از دیدار غیرمنتظره با یکی از اعضای دربار، وضعیت پیرامونش تغییر میکند. موعد تحویل نزدیک است و کار زیادی مانده؛ باقی روایت نشان میدهد چگونه با مسائل مختلف کنار میآید و درباره رابطه تازهاش چه تصمیمی میگیرد.
این فیلم از آن آثار زنانهی رنگارنگ و آراسته نیست؛ درباره حرفهای بودن در سطح بالا و مسائل زندگی زناشویی در مقیاسی کوچکتر است. در درجه اول باید از نویسندگان و سپس کارگردان قدردانی کرد، اما بازیگران هم نقش خود را بهخوبی ایفا کردهاند. میتوانم بگویم فیلمی خوب برای خانواده است، هرچند محتوای آن بالغتر است و بیشتر مخاطب بزرگسال را نشانه میگیرد. قطعاً توصیه میکنم.
۸/۱۰
باوجود ظاهر زیبا و قاببندیهای چشمنواز، فیلم پر از مشکلات است.
قصر ورسای یکی از شاخصترین بناهای اروپاست؛ نه فقط بهخاطر نفوذی که داشته (الگو برای بخش عظیمی از اروپا و الهامبخش هنرمندان و معماران) بلکه بهخاطر رمزورازیای که در باب تجمل، ظرافت و تمرکز قدرت در خود دارد. فیلم توجه خود را معطوف باغ عظیم قصر کرده و پیرامون آن داستانی ساخته که بیشتر درباره ذهنیت امروزی ما حرف میزند تا مردم آن زمان. فیلم لذتبخش است، اما نباید آن را فیلمی تاریخی واقعی خواند؛ اکثر شخصیتها ساختگیاند. پادشاه وجود داشته اما بعید است در قصر خودش جای کارگر باغبانی را گرفته باشد. باغها را آندره لنوتر طراحی کرده بود و در زمان وقوع رویداد فیلم او مردی سالخورده بود، نه جوانی شیکپوش همچون ماتیاس شونارتس. مادام دو مونتسبان و مادام دو منتنون هر دو وجود داشتهاند، اما برخلاف نمایش فیلم، دومی از اولی مسنتر بود. شخصیت سابین دو بارا هرگز وجود خارجی نداشته و در آن دوره زنها به چنین شغلهایی راه نمییافتند؛ سیاسیگریهای جنسیتی در آن جامعه موج میزد.
مشکل دیگر در موضوع مرکزی فیلم است: نظم و آشوب در باغ ورسای. اگر صادق باشیم، در چنین باغی جایی برای آشوب نیست؛ همه چیز حسابشده و برنامهریزیشده است، حتی زمان نگهداری گیاهان نارنجی در گلخانهها! فضایی که در فیلم به سابین نسبت داده میشود (که درواقع کاری از لنوتر است، «باسکهٔ سالن رقص») نمونهای از نظم محض است. باغ رسمی فرانسوی با هرسها، گلکاریهای مرتب و مسیرهای شنریزیشده، نماد نظم است؛ کجاست آشوب؟
نکته قابلتوجه، کیفیت بازیگران است. کیت وینسلت بینقص است و آلن ریکمن و استنلی توچی هم عملکرد خوبی دارند. ماتیاس شونارتس ضعیفتر ظاهر میشود: هم برای نقش لنوتر جوان بیشازحد کمسال نشان داده شده و هم شیمی عاشقانهاش با وینسلت کافی نیست. مشکل عمدتاً در شیوه طراحی شخصیتهاست که اغلب مانند آدمهای قرن بیستویکمیاند؛ این شامل صحنههای جنسی نامتناسب هم میشود، مثل آن صحنهٔ داخل کالسکه که احساس ناراحتی ایجاد میکند. هلن مککروی نیز تلاش میکند اما نقش او کلیشهای است و فقط به شوهرش بهانه میدهد تا سراغ زنی دیگر برود.
از لحاظ فنی، صحنهپردازی را که در بریتانیا فیلمبرداری شده پسندیدم؛ ضرورتی برای حضور در فرانسه نبود. لباسها هم خوباند و آنومالی تاریخی مشهودی در لباس، اشیا یا صحنهها ندیدم. فیلمبرداری و دیالوگها معمولیاند و موسیقی متن هم بد نیست و بهخوبی کارکرد فیلم را همراهی میکند.
آلن ریکمن در نقش کارگردان و بازیگر، لویی چهاردهم را بازی میکند که خواهان باغی نو و مبتکرانه برای ورسای است. او به آندره لنوتر (ماتیاس شونارتس) که از ایده تهی بهنظر میرسد روی میآورد و معلمی را میطلبد. بسیاری از طراحان باغ با طرحهای متقارن و معمول خود اعلام آمادگی میکنند، اما هیچکدام نظر پادشاه را جلب نمیکنند. سپس زن بیوهای بهنام مادام دو بارا (کیت وینسلت) با ایدهای نو برای آبشاری مهندسیشده وارد میشود که کاملاً متفاوت است و به مهارتهای مهندسی قابلتوجهی نیاز دارد. شگفتآور اینکه او شغل را میگیرد و رابطهای با رئیسش شکل میگیرد که همسر خیانتکار او (هلن مککروی) را بهخشم میآورد؛ در کنارش دوک اورلئان (استنلی توچی) هم نقشی برجسته دارد و پس از مرگ ملکه ماریا ترزا، مادام دو بارا موفق میشود پادشاه را برای تحقق رویای خود قانع کند. اما هوا، هزینهها، زمان و حسادت همه علیه اوند و آیا میتواند پروژه را بهپایان برساند؟
فیلم از نظر بصری جذاب است و اجرای کیت وینسلت و ماتیاس شونارتس قابلتحسین است؛ ترکیب علم (و گیاهشناسی) لازم برای ساخت چیزی نو و موسیقی پیتر گرگسون که تضاد شکوه دربار را با گل و لای و دشواریهای کار بهخوبی تقویت میکند، از امتیازات فیلماند. فیلم کمی زمان میبرد تا به حرکت بیفتد، اما در نهایت تصویری از زنی در دنیای مردانه و پادشاهی که همیشه مایل به مقامش نبوده، بهما نشان میدهد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران