پاندای کونگ فو کار که در قسمت قبل بعد از سپری کردن تمرین های سخت و طاقت فرسا بالاخره توانست خود را به عنوان جنگجوی اژدها ثابت کند، در این قسمت تصمیم گرفته تا به دنبال هویت خود بگردد. در گیر و دار جستجوهای «پو» برای یافتن والدین واقعی اش، یک طاووس خونسرد و البته بی رحم به نام ارباب «شین» هوس کرده تا کل جهان را به تصرف خود درآورد و بساط کونگ فو را به صورت کامل از زمین ریشه کن کند...
پاندای کونگ فو کار که در قسمت قبل بعد از سپری کردن تمرین های سخت و طاقت فرسا بالاخره توانست خود را به عنوان جنگجوی اژدها ثابت کند، در این قسمت تصمیم گرفته تا به دنبال هویت خود بگردد. در گیر و دار جستجوهای «پو» برای یافتن والدین واقعی اش، یک طاووس خونسرد و البته بی رحم به نام ارباب «شین» هوس کرده تا کل جهان را به تصرف خود درآورد و بساط کونگ فو را به صورت کامل از زمین ریشه کن کند...
تعداد اندکی از دنبالهها بهتر از نسخهٔ اصلی هستند. این یکی از آنهاست. هوشمندانهتر، دارای طرحی خوب و انیمیشنی فوقالعاده. برای یک نشست سینمایی خانوادگی بینقص است.
صادقانه بگویم، من طرفدار پر و پاقرص «کونگفو پاندا»ٔ اول نبودم. فیلم بد نیست، فقط معمولی است. شوخیهای تکراری دربارهٔ بزرگ و دستوپا چلفتی بودن شخصیت پس از بیش از یک ساعت خستهکننده میشود؛ طوری که گاهی حس میشود...
تعداد اندکی از دنبالهها بهتر از نسخهٔ اصلی هستند. این یکی از آنهاست. هوشمندانهتر، دارای طرحی خوب و انیمیشنی فوقالعاده. برای یک نشست سینمایی خانوادگی بینقص است.
صادقانه بگویم، من طرفدار پر و پاقرص «کونگفو پاندا»ٔ اول نبودم. فیلم بد نیست، فقط معمولی است. شوخیهای تکراری دربارهٔ بزرگ و دستوپا چلفتی بودن شخصیت پس از بیش از یک ساعت خستهکننده میشود؛ طوری که گاهی حس میشود فیلم دارد (بهطرز کنایی) کودکان را بهخاطر تنبلی یا اضافهوزن مچگیری میکند. «کونگفو پاندا ۲» عملاً همانها را تکرار میکند: همان شخصیتها، همان خط داستانی، همان شوخیها. فیلم بسیار قابلپیشبینیست و شگفتی خاصی ندارد و به شخصیتها عمق کمی میدهد. اگر با این نوع فیلمهای ساختهشده بر پایهٔ فرمول راحتید، مشکلی نیست؛ خوراکیِ ذهنیِ بیخطری است، اما اگر دنبال محتوای عمیقتر یا چالشی برای کودکانتان هستید، بهتر است جای دیگری را ببینید. در کل فیلمی است بیتکلف و تا حدی «زنگونهٔ» آرام.
«کونگفو پاندا ۲» با شوخیهای بصریِ تکراری مشت و لگد میزند و همزمان زمین میخورد. در مقایسه با قسمت اول، این دنباله بیشتر به نمایش مبارزات کونگفو میپردازد؛ پنج جنگجوی خشمگین لشکر گرگهای شرور شِن را بهراحتی شکست میدهند، استاد شیفو در صحنههای اوج با عصا دخالت میکند و مجموعهای از حیوانات مأنوس با هنرهای رزمی به میدان میآیند. این وجه فیلم را به یک اثر رزمی-انیمیشنی نزدیکتر میکند، چیزی که در نسخهٔ اول کمتر دیده میشد. با این حال، علیرغم تلاش در ادامهٔ مسیر پو برای تبدیلشدن به جنگجوی اژدها، کیفیت کلی فیلم پیشرفتی اساسی ندارد و در چارچوب شوخیهای خانوادگی گیر افتاده است؛ همین شوخیها جلوهٔ بصری و بار روایت را کاهش میدهند تا داستان به سطح بعدی نرود.
پو، پس از پیبردن به هویت واقعی والدینش (نه غاز...)، باید همراه پنج جنگجوی خشمگین چین را از تهدید طاووس شِن و وسواس او نسبت به سلاحهای فلزی نجات دهد. دنبالهها همیشه پیامهای اخلاقیِ قویای دارند؛ این فیلم هم دربارهٔ تأثیرِ گذشتهٔ دوران کودکی بر شکلگیری شخصیت انسانها صحبت میکند. برای پو یعنی نادیدهگرفتن زخمهای خانوادگیای که ناشی از اقدامات شِن بودند و باعث ترک شدن او در کودکی شدند. این پیام قابلاحترام است، اما متأسفانه با طنزِ افراطیای سنگین همراه شده که بسیاری از لحظات زیبا را کمثمر کرده است. به جز صحنهٔ تأثیرگذاری که پو بالاخره پی میبرد با والدینش چه شده است و بازگشتهای خاطرهایِ دستانیمیشنی و مسحورکننده، سایر لحظات احساسی توسط بامزگیهای پیدرپی پو تضعیف شدهاند. صدای جک بلک هم گاهی از صداقت لازم برخوردار نیست و ریتم تند و سکانسهای شتابزده روایت مرکزی را تا حدی آشفته کردهاند.
با این حال، نمیگویم این دنباله بد است؛ در واقع تا حد زیادی همسطح قسمت اول است. تأسفآور این است که بذرهای لطیفِ کاشتهشده فرصت رشدِ کامل پیدا نمیکنند. طنزِ پرحجمِ فیلم تا حدی به شخصیتپردازی کمک میکند، بهویژه برای پو، و باعث دسترسپذیری فیلم برای تمامی اعضای خانواده میشود. صحنههای اکشن شکوهمند و رنگارنگاند و تدوین هوشمندانهای دارند؛ طراحی محیط و المانهای شرقی دنیای زیبایی خلق کردهاند که شخصیتها در آن جولان میدهند. شِن بهعنوان ضدقهره بهمراتب بهیادماندنیتر و شرورتر از رقیبِ نسخهٔ قبل است، که عمدتاً مدیون اجرای صوتی گِری اُلدمن است. گاهی استفادهٔ زیاد از نورهای قرمز و سیاه برای نشاندادن «شر» بیش از حد و بهاصطلاح تاریک میشود—گاهی واقعاً دیدن چیزها دشوار است! در مجموع، «کونگفو پاندا ۲» مشت میزند، لگد میزند و دائماً زمین میخورد، اما بهطرزی مناسب پایهای برای فیلم سوم میگذارد.
پس از موفقیت غیرمنتظرهاش بهعنوان «جنگجوی اژدها»، پو شاد و خوشاخلاق امید دارد آرامتر زندگی کند، اما تاریخ اجازه نمیدهد او به این آسایش برسد: طاووس بدذات شِن طرحهایی برای تسلط بر کشور در سر دارد. با یک روایت بازنگرانهٔ کوتاه از ریشهٔ تلخ او آشنا میشویم و مشخص میشود که گذشتهٔ شِن و پو نقاط مشترکی دارند که شاید برای هر دو توضیحی ارائه کند. شِن یک سلاح محرمانه و همهگیر ساخته که حتی مستحکمترین استحکامات را هم فرو میریزد، بنابراین لازم است پو و پنج دوستش تمام توانشان را جمع کنند تا نقشهٔ شِن را خنثی کنند و کشور را نجات دهند. این مجموعه دارد به فرنچایز محبوبم تبدیل میشود. دیالوگهای گزنده و اکشنهای پرشخصیت و رنگارنگ با پیامهایی دربارهٔ کار گروهی و اتکا به هم بهطرزی ظریف در دل اسطورهپردازی و ماجراجویی ارائه شدهاند. فیلم از ابتدا تا انتها ریتم سریع و لذتبخشی دارد و با اینکه دلتنگِ کمی حضور بیشتر استاد شیفو شدم، همچنان تقریباً بهاندازهٔ قسمت اول (۲۰۰۸) جذاب است. بسیار سرگرمکننده.
دنباله معمولاً کمتر از نسخهٔ اول میدرخشد، اما این فیلم عالی بود! داستان خوب، فیلم خندهدار و آنچه بهنظرم در قسمت اول کم بود—پیشینهٔ پو و پدرش (یک پاندا و یک غاز)—در این قسمت افزوده شده بود. اگرچه خط داستانی ضدقهره کمی آشنا بهنظر میرسید، اما آنقدر متفاوت بود که شبیه یک کپی صرف از فیلم اول احساس نشود. آفرین به سازندگان.
کمی بهتر از نسخهٔ اول، بهویژه بهخاطر جلوههای بصری نفسگیر، روایت قدرتمند (بهویژه در مضامین مربوط به آرامش درونی و نسلکشی)، ضدقهرهٔ بهیادماندنی لرد شِن، بازیگران مطرح و موسیقی. من همچنان از پنج جنگجوی خشمگین در این فیلم خوشم نیامد، هرچند کمتر از قبل. دلیل عمده این بود که در ادامهٔ فیلم وقتی پو گذشتهٔ травماتیکش را در زندان شهر با آنها درمیان گذاشت، آنها نقش حمایتیِ کمتری داشتند. جدی میگویم، چرا با پو اینطور کردند؟ در مجموع، کمی بهتر از قسمت اول است، اما نه خیلی زیاد.
جالب است که دنبالههای انیمیشنی معمولاً در دام تکرار همان فرمولِِ اصلی برای فروش اسباببازی میافتند، اما «کونگفو پاندا ۲» دقیقاً خلاف این رویکرد را در پیش میگیرد. وقتی برای تماشا نشستم، انتظار داشتم از یک خرس دستوپا چلفتی بخندم؛ اما غافلگیر شدم از اینکه با داستانی سنگین دربارهٔ ضربههای روانی، فرزندخواندگی و پذیرش روبهرو شدم. اگر فکر میکنید فیلمهای حیوانات سخنگو چیزی برای بزرگسالان ندارند، آماده تغییر نظر باشید.
کارگردانی این فیلم درسِ تسلط و بلوغ است. در فیلمهای کودکانه معمولاً کارگردانها صفحه را با سر و صدا پر میکنند، اما جنیفر یو نِلسون این کار را نمیکند؛ او دقیقاً میداند چه زمان سرعت را بالا ببرد و چه زمان ترمز دستی بکشد. سکوت در این فیلم بهعنوان ابزاری قدرتمند بهکار رفته است. زاویهدوربینها و روشهای تصویربرداری—مثل فیلمبرداری از پایین برای برجستهکردن تهدیدِ مکانیکیِ شِن—نشان میدهد کارگردان مانند یک فیلمسازِ لایو-اکشن در دنیای دیجیتال فکر میکند.
با وجود ریتم پرانرژی که اجازه نمیدهد حواستان از فیلم پرت شود، یک کمبود ادبی در متن وجود دارد: گاهی داستان بهسرعت پیش میرود و بهنظر میرسد خط روایت بهانهای نازک برای وصلکردن سکانسهای رزمیِ حماسی است. دیالوگها زیرمتنِ زیادی ندارند و تعارضها خیلی سریع حل میشوند، طوری که گاهی حس میکنید نویسندهها در عجلهاند تا به صحنهٔ بعدی اکشن برسند.
اگر نوشتار از عمق کمی برخوردار است، طنز بصری جبران میکند. کمدی اسلپاستیک و حالات چهرهٔ پو بهعنوان دریچهٔ تخلیهٔ احساسات عمل میکنند و از سنگینی بیش از حد فیلم میکاهند. آنچه واقعاً هوشمندانه است بازی با قوانین فیزیکِ حیوانات است؛ خندهها نه از ارجاعات سطحی فرهنگی که از دینامیکهای نابی ناشی میشوند—مثلاً یک خرس عظیمجثه که سعی میکند بیصدا و پنهانی میان نینجاها حرکت کند.
صحنههای مبارزه در این فیلم باید مورد مطالعه قرار بگیرند: ترکیبحرکات از حیث بصری نفسگیر است. حتی وقتی دهها دشمن همزمان روی صفحه هستند، هرگز سردرگم نمیشوید که چه اتفاقی میافتد. حرکات سیال احترام به سبکهای واقعی کونگفو را نشان میدهند و نبوغ اصلی در استفادهٔ خلاقانه از محیط است؛ تعقیب در کالسکه، یا استفادهٔ پو از موسیقیدانان خیابانی بهعنوان سپر انسانی، خلاقیتی فضایی است که بسیاری از بلاکباسترهای زنده را به خجالت میاندازد.
بار احساسی که روی شانهٔ پو گذاشته میشود مرا غافلگیر کرد. فیلم اول دربارهٔ اثبات لیاقتش بود؛ این یکی دربارهٔ التیام زخمهایی است که حتی خود پو خبر نداشت دارند میچکند. جستجوی او برای «آرامش درونی» پس از کشف گذشتهٔ دردناکِ پذیرش، آسیبپذیری نادری به یک قهرمان اکشن میدهد. دیدن اینکه تمرکز او بهخاطر خاطرات سرکوبشده از بین میرود و شکست میخورد، همدردی عظیمی ایجاد میکند. رشد او تا نقطهٔ اوج—وقتی درمییابد زخمهایش او را ساختهاند—صحنهای است که اشکبرانگیز است.
ضعف بزرگ دیگری که کمی از شورم کاست این است که فیلم عملاً فراموش میکند پنج جنگجوی خشمگین شخصیت دارند. بهجز تایگرِس که چند تعامل احساسی کوتاه با پو دارد، مانکی، وایپر، مانتیس و کرِین تا حد زیادی به آدمکهای درخشانِ نقش فرعی تقلیل یافتهاند. آنها آمدند، یک حملهٔ ترکیبی بصری عالی اجرا کردند و حذف شدند تا پاندا بدرخشد—هدررفتن استعداد بازیگران کاریزماتیک بود.
در سوی دیگر، ضدقهره شاهکاریست: لرد شِن همهٔ صحنههایی را که هست میدزدد. برخلاف تای لانگ که صرفاً یک هیولای عضلهای بود، خطر شِن از چابکی و ذهن تاریکش ناشی میشود؛ او انکار در قالب یک طاووس است. ترس او از شکستخوردن در برابر جنگجویی سیاهوسفید دقیقاً همان چیزی است که او را به ساخت کابوس خودش سوق میدهد. شِن ضدقهرهای سنگدل است که برای رسیدن به هدفش دست به کشتار و ویرانی میزند و سردیاش تا مرز روانپریشی پیش میرود.
هدایت هنری فیلم شایستهٔ تمام جوایز است. طراحی شِن با پالت رنگی آلبینو و قرمزِ خونگونهاش در تضاد خشن و تأثیرگذاری با دنیای رنگارنگ فیلم ایستاده است. جزئیات پرهایش که مثل تیغه باز میشوند ترسناک است. همزمان لباسهای پو و قهرمانان دیگر که پاره، کثیف و با نخهای آویزان نشان داده شدهاند، توجه دقیق به بافت را منعکس میکند و وزن و واقعیت به این عروسکهای دیجیتال میدهد.
صدای اصلی فیلم را از دست ندهید: گری اُلدمن اجرای فوقالعادهای دارد، با لحن نجواگونه و تقریباً اشرافی که هزاربار تهدیدآمیزتر از فریادزدن بیوقفه است. در عین حال، جک بلک همچنان روح پو است، از طرفدار دیوانه تا دردِ یتیمی با طبیعتی بیپیرایه میجهد و این طبیعیبودن گاهی ترسناک است. صداپیشگی مواد در سطحی قرار میدهد که صرفاً نوشتهشده روی کاغذ ممکن است کودکانه بهنظر برسد.
گذاشتن هانس زیمر و جان پاول کنار هم در بخش موسیقی تقریباً نابرابر است. استفاده از سازهای سنتی چینی مثل ارهو در کنار ارکستراسیونِ عظیمِ کوبهای حس و حال صحنهها را تعیین میکند. موسیقی بدون درز از کمدی تا درام آخرالزمانی منتقل میشود و در بسیاری از لحظات ساکتِ قهرمان، دقیقاً آنچه را که شخصیت احساس میکند موسیقی به ما میگوید.
مناظر و معماری گستردهٔ شهر گونگمن جهش گرافیکی عظیمی را نشان میدهند. اما آنچه واقعاً میدرخشد استفادهٔ روانشناختی از رنگ است: قرمزِ روشن و دود نمایانگر فسادی است که شِن بهوجود آورده، در حالی که طلا، سفید و آب برای لحظات آرامش و سیالیت پو محفوظ میماند. این درسِ داستانگویی از طریق رنگ است که بیصدا توجه بیننده را جذب میکند.
یکی از ابزارهای روایی ناب در دنباله، تصمیم به متحرکسازی فلشبکهای تراوماتیک پو با انیمیشن دو بعدی سنتی بود. علاوه بر اینکه ادای احترامی زیبا به هنر شرقی، برش کاغذی و عروسکهای سایهای است، این تغییر بافت بهطرز درخوری خاطرات او را جدا و متمایز میکند: گذشته مسطح، دردناک و استیلیزه شده است در حالی که حال سهبعدی است. این شکاف بصری درست در حد لازم شما را شوکه میکند و تضادی زیبا خلق میکند.
زیرمتن فلسفی قویای در فیلم وجود دارد: تضاد اصلی صرفاً حیوان در برابر حیوان نیست، بلکه کونگفو (سنت، انضباط، جسم و روح) در برابر توپخانهٔ آتش (صنعتیشدن، اتوماسیون مرگبار و نابودی جمعی) قرار میگیرد. شِن باروت را—که برای آتشبازی و شادی اختراع شده—تحریف کرده و به سلاح بدل کرده است. قوس پو که نشان میدهد روح و آرامش درونی حتی میتواند سربِ مذاب را هم مهار کند، پیام زیبایی دربارهٔ حفظ فرهنگهاست.
معمولاً فیلمهای همهسالْه از پرداختن به پیامدهای خشونت هراس دارند، اما «کونگفو پاندا ۲» جرأت کرده است خشونت را جدی نشان دهد. پرداختن آشکار به موضوع نسلکشی یک گونه و کشتهشدن شخصیتها روی صحنه (مثل استاد راینوی تندخشم) ثابت میکند خطرها صرفاً تخیلی نیستند. تهدیدات واقعی حس فوریت ایجاد میکنند و حتی بدبینترینِ بزرگسالان را نگران جان قهرمان میکنند.
برای اینکه نگوییم همهچیز عالیست، باید به تسهیلات محتوایی طرح اشاره کنم: لحظاتی که شانس و تصادفهای راحت داستان را جلو میبرند کمی به چشم میآیند. مثلاً روبهروشدنِ اتفاقیِ یک بز پیشگو با پو در خیابان دقیقاً وقتی او به پاسخ نیاز دارد، نوعی میانبُر ادبی تنبل است که آدم را از فیلم بیرون میکشد. قطعات پازل بعضی وقتها خیلی راحت کنار هم قرار میگیرند و داستان را به روش کمی سادهای جلو میبرند.
در نهایت، «کونگفو پاندا ۲» یکی از آن دنبالههای نادر است که تقریباً در همهٔ جنبهها بهتر از نسخهٔ اول عمل میکند. با وجود اشتباهاتی در نحوهٔ برخورد با شخصیتهای کمکی و فیلمنامهای که گهگاه راه ساده را انتخاب میکند، بار احساسی سفر پو، هنر خیرهکننده و ضدقهرهٔ قدرتمند همهچیز را ارزشمند میکنند. بعد از تماشا از سالن بیرون آمدم با حال خوب، احساس اینکه چیزی بزرگ و دقیقاً اندیشیدهشده دیدهام. اگر هنوز ندیدهاید، یا اگر هنوز آن پیشداوری کودکانه را دارید که «فقط یک کارتونه»، آخر هفته پخش را بزنید. از آنچه یک خرس انیمیشنی میتواند دربارهٔ آشتی با گذشتهٔ خود به شما بیاموزد واقعاً شگفتزده خواهید شد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران