فیلم داستان کایاء جوان را روایت می کند که به تنهایی در نزدیکی مردابی در کارولینای شمالی زندگی میکند و مظنون به قتل مردی می شود که روزی رابطۀ نزدیکی با او داشته است...
فیلم داستان کایاء جوان را روایت می کند که به تنهایی در نزدیکی مردابی در کارولینای شمالی زندگی میکند و مظنون به قتل مردی می شود که روزی رابطۀ نزدیکی با او داشته است...
تا ژانویه ۲۰۲۲ کتاب دوازده میلیون نسخه فروخته بود و یکی از پرفروشترین آثار تاریخ محسوب میشد. تقریباً همهکس در سالن سینما دیروز کتاب را خوانده بودند و میخواستند بدانند آیا فیلم به اندازه کتاب خوب است یا نه. در نظرسنجی خروجی که از حدود دوازده نفر گرفتم، وقتی پرسیدم «آیا فیلم به کتاب وفادار بود؟» همه بدون استثنا پاسخ مثبت دادند (اگرچه یک نفر...
تا ژانویه ۲۰۲۲ کتاب دوازده میلیون نسخه فروخته بود و یکی از پرفروشترین آثار تاریخ محسوب میشد. تقریباً همهکس در سالن سینما دیروز کتاب را خوانده بودند و میخواستند بدانند آیا فیلم به اندازه کتاب خوب است یا نه. در نظرسنجی خروجی که از حدود دوازده نفر گرفتم، وقتی پرسیدم «آیا فیلم به کتاب وفادار بود؟» همه بدون استثنا پاسخ مثبت دادند (اگرچه یک نفر فکر میکرد فیلم پایان قاطعیتری نسبت به کتاب دارد). امتیازهایشان ۸، ۸/۵ و دو نفر ۱۰ بودند. وقتی گفتم هر چیزی بالای ۸ ارزش دیدن دوباره دارد، همه گفتند حتماً دوباره تماشا میکنند و بعضی دوباره خواندن کتاب را هم در نظر داشتند. این تماشاگران استانداردهای بالایی داشتند که احساس کردند برآورده شدهاند.
داستان ساده اما جذاب است و فضایی شبیه To Kill a Mockingbird دارد؛ تضاد زیبایی میان پاکی روح شخصیت اصلی و جهانی پر از تهدید و خطر به تصویر کشیده میشود. دیدن فیلمی که معصومیت را بزرگداشت کند، تازهکننده بود. نماهای طبیعت در کارولینای شمالی نفسگیر است. انتخاب بازیگران دقیق است و اجراها تقریباً بینقصاند. اما موفقیت اصلی فیلم مرهون بازیگر نقش اول، دیزی ادگار-جونز، است؛ بازیگری بریتانیایی و بسیار بااستعداد که پیشتر در اقتباس تلویزیونی Normal People تحسین شده بود. او معصومیت چشمان باز کیا را چنان میآفریند که تماشاگر را به سرمایهگذاری عاطفی در سرنوشت او وا میدارد. تنها ناهماهنگیای که به چشمم آمد ناشی از تولید بود: برای دخترِ باتلاقی که خارج از شبکه زندگی میکند، بهداشت شخصی و پوشش او بیش از حد مرتب و مطابق بود که با محیط زندگیاش سازگار به نظر نمیرسد. من قطعاً این فیلم را دوباره میبینم و دستکم به نسخه صوتی کتاب هم فکر میکنم. به این فیلم نمرهٔ ۹ از ۱۰ میدهم — زیبا و تأثیرگذار.
دیزی ادگار-جونز در این اقتباس از داستان دلپا اوونز دربارهٔ دختری که در دههٔ ۱۹۵۰ رها شده، واقعاً خوب است. مادر، خواهر و برادران و در پایان پدرش او را ترک میکنند و او مجبور میشود خود را بزرگ کند. برای تأمین معاش به صید صدف میپردازد و عموماً از سوی جامعه طرد میشود، جز دوست کودکیاش تیت که به او کمک میکند خواندن و نوشتن یاد بگیرد. اما وقتی تیت برای دانشگاه میرود، کیا با چیس برخورد میکند؛ جوان جذابی که معلوم میشود برای او مناسب نیست و وقتی در پای برج آتش پیدا میشود، کیا مظنون اصلی میشود. محاکمهای که در فیلم میبینیم گذشتهٔ کودکی و روابط او را مرور میکند، در حالی که میلتون (دیوید استراتِرن) دفاع او را سازماندهی میکند برای جرمی که شاید اصلاً رخ نداده باشد. تصویربرداری چشمنواز است؛ دورافتادگی و صمیمیت زندگی او خوب منتقل شده و حس تنهایی و طردشدگی از سوی جامعه بهخوبی نشان داده میشود. تایلر جان اسمیت شخصیتش را با شرافتی بازی میکند و اجراهای احساسی از استرلینگ میسر جونیور و مایکل هایات بهعنوان نزدیکترین چیز به خانواده برای کیا وجود دارد. لهجهٔ هریس دیکینسون گاهی ناپایدار است، اما در نقش مردی دوپهلو تا حد لازم قابلپذیرش است. داستان جالبی است که نشان میدهد فقدان ساختار دولتی تا چه حد به او قدرت و همزمان خطر میبخشید. دیزی ادگار-جونز اجرای قوی و ظریفِ دختری را ارائه میدهد که ابتدا بیسواد است اما مصمم است تحقیر نشود، و پایان رستگاریگونهٔ داستان برایم مناسب بود. تصویربرداری واقعاً از تماشای فیلم در سینما سود میبرد.
میان دیدگاهها اختلاف هست، اما در مجموع نظر من کمی مثبت است. Where the Crawdads Sing کمی بیش از حد طولانی به نظر میرسد و پایانش مرا قانع نکرد، با این حال به اندازهای دوستش دارم که ارزش دیدن داشته باشد. بازیگران دلیل اصلی این علاقهاند؛ دیزی ادگار-جونز و دیوید استراتِرن برجستهاند و تایلر جان اسمیت و گهگاه گرت دیلاهانت هم عملکردهای محکمی دارند. باقی عناصر تا حد زیادی فراموششدنیاند. نتیجهگیری فیلم برای من مبهم است — احساس میشود فیلم چیزی را ذخیره کرده و آنچه در پایان نشان میدهد بهطور شخصی چندان رضایتبخش نیست. فیلم وقتی همهچیز گفته شد و شدنیها انجام گرفت، نسبتاً سرراست است. نزدیک بود به اثری که میگویم «ناتمام» تبدیل شود، اما بهنظرم به حد کافی درست عمل میکند؛ من به آن ۷ از ۱۰ میدهم.
فیلم با قتل شروع میشود، برخلاف کتاب که محاکمه در حاشیهٔ داستان قرار داشت؛ در فیلم کیا بازداشت میشود و محاکمه از همان ابتدا محور روایت است. فیلم در اقتباس از پیچیدگیهای رمان و انتقال شخصیتها به تصویر عملکرد مناسبی دارد اما از نثر شاعرانهٔ کتاب که یکی از قوتهای آن است، برخوردار نیست. دیزی ادگار-جونز اجرای درخشان و برآمدهای ارائه میدهد که تنهایی، ناامیدی و امید کیا را منتقل میکند؛ فقط بهخاطر بازی او ارزش تماشا دارد. نماهای باتلاق کارولینای شمالی بسیار چشمنوازند و بستر زیبایی برای داستان فراهم میکنند. زوج سیاهپوستی — جامپین و مبل — نیز کیا را میپذیرند و رابطهٔ آنها یکی از پیچیدهترین و جالبترین روابط فیلم است. با این حال فیلم بینقص نیست: ریتم فیلم ناپیوسته است و در یافتن لحن مناسب گاهی دچار مشکل میشود. بخش معمای قتل دستوپاگیر شده و چندان جذاب نیست، و رابطهٔ کیا و چیس گاهی اجباری و غیرقانعکننده به نظر میرسد. (توضیح: «crawdad» نوعی سختپوست آبشیرین شبیه به خرچنگ کوچک یا میگوی آبشیرین است که در باتلاقها زندگی میکند — استعارهای از مبارزهٔ بقا که با سرنوشت کیا همراستاست.) موضوعات عشق، فقدان، خیانت و رستگاری در هستهٔ این فیلم قرار دارند؛ پایان امیدوارکننده است هرچند همراه با تراژدی. در مجموع اقتباسی زیبا اما ناآزاد و معیوب از رمانی بزرگ است: تماشایش بهخاطر بصریها و بازی دیزی ادگار-جونز ارزش دارد، اما اگر انتظار اقتباسی دقیق از کتاب دارید ممکن است ناامید شوید.
این فیلم یکی از شگفتیهای سال است؛ داستانی بقاگونه که به موضوعات سنگینی مثل تروما، قدرت طبیعت، تعصب و ریاکاری میپردازد و در فیلمنامهای سرشار از مضمون این موارد را بررسی میکند. دیزی ادگار-جونز اجرای پیچیدهای ارائه میدهد که تماشاگر را وادار میکند در طول روایتِ پیچیده و پرداختشده با شخصیت همراه شود. فیلم در نیمهٔ دوم اندکی ضربآهنگ خود را از دست میدهد و برای ذائقهٔ من تا حدی بیش از حد ملودراماتیک است؛ افشای نهاییِ داستان قطعا بحثبرانگیز خواهد بود و برای من تقریباً کل کار را تحتتأثیر قرار میدهد. با این حال توصیهاش میکنم.
اگرچه فیلم خوشساخت و خوب روایتشده است، اثری نیست که دوباره بروم سراغش. Where the Crawdads Sing حکایتی غمناک و ماندگار از زنی رهاشده است که در تنهایی طبیعت هدف و قوت خود را پیدا میکند. داستان از بدرفتاریها و قضاوتهایی که شخصیت اصلی تجربه میکند سوگوار است، اما او پس از همهٔ اینها امیدوار، مهربان و نرمدل باقی میماند. فیلم ترکیبی است از زندگینامه، درام دادگاهی و معمای قتل؛ اگرچه داستان ممکن است پُر و فعال به نظر برسد، اما روایت آرام و خزندهای است. معمولاً فیلمهای کند حوصلهام را سر میبرند، اما این یکی درگیرم کرد. شخصیت اصلی استوار و قوی است و همین داستان را جذابتر میکند. بخش معمایی فیلم تا لحظات پایانی در پسزمینه میماند و تمرکز روی مسیر کیا است تا تبدیل شدن به یک ماجرای سطحی «چه کسی قاتل است».
مسائل رشد در باتلاقهای ساحلی کارولینا را شاهدیم؛ دختر جوانی (دیزی ادگار-جونز) در حوالی دههٔ ۶۰ بزرگ میشود و بهعنوان «دختر باتلاق» طرد میشود. وقتی جوانی محلی پیدا میشود که ظاهراً کشته شده، جامعه او را مقصر میداند. تایلر جان اسمیت دوست پسرگونهای را بازی میکند و دیوید استراتِرن وکیلش است. بر اساس رمان ۲۰۱۸ دلیا اوونز، فیلم تلفیقی از آثار روستایی و معمایی است و نماهای باتلاقی آن بسیار چشمگیر است؛ اگرچه فیلم در لوئیزیانا فیلمبرداری شده است نه نزدیک سواحل کارولینای شمالی. مدت فیلم حدود دو ساعت و پنج دقیقه است و نمرهٔ کلیاش در حد B+/A- ارزیابی شده است.
فیلم خیلی خوب و دلنشین است. نکتهٔ اول اینکه شامل تبلیغات ایدئولوژیک نیست، که امروز نشانهٔ خوبی است. دوم اینکه فیلم جالب و خوشساخت است و تماشای آن را واقعاً دوست داشتم؛ آفرین به سازندگان!
از نظر من شخصاً این فیلم واقعاً درخشان بود. هرچند لحظاتی بود که میشد بهتر باشد — خصوصاً در اجرای بعضی بازیگران — اما در کل از کیفیت اجرای Where the Crawdads Sing خوشم آمد. بعضی صحنهها آنطور که انتظار داشتم در پردهٔ سینما تأثیرگذار نبودند، ولی باید از ریس ویترسپون بهعنوان تهیهکننده تمجید کرد؛ با وجود موفقیت تجاری، متأسفانه نامزدهای جوایز چندانی نگرفت که به نظرم شایستهتر بود. ساخت و فیلمنامهٔ فیلم چشمنواز و تحسینبرانگیز است؛ گرچه کمبودهایی در جهانسازی و روند داستانی وجود دارد، اما در مجموع به هدفش رسید. تماشای این فیلم را توصیه میکنم.
نمیتوانم دقیقاً شرح دهم چگونه و چرا تا این حد در احساسات فیلم غوطهور شدم. روایت استادانه عشق، تابآوری و پیچیدگی انسانی را بههم میآمیزد و از ابتدا تا انتها مخاطب را مجذوب نگه میدارد. عمق عاطفی فیلم بینظیر است و تأثیری پایدار برجای میگذارد؛ همهٔ عناصر، از بازیها تا استفادهٔ ظریف از موسیقی، بهخوبی روی هم منطبق شدهاند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران