یک مکانیک ( مارک والبرگ ) به همراه دخترش چیزی را کشف می کنند که باعث می شود اتوبوت ها و دیسپتیکون ها و همینطور ماموران دولتی به سمت آن دو کشیده شوند...
یک مکانیک ( مارک والبرگ ) به همراه دخترش چیزی را کشف می کنند که باعث می شود اتوبوت ها و دیسپتیکون ها و همینطور ماموران دولتی به سمت آن دو کشیده شوند...
آیا بهانهای هست که صرف ۲ ساعت و ۴۵ دقیقه تماشای این فیلم را توجیه کند؟ یا چرا به آن سه ستاره میدهم؟
معمولاً از فیلمهای مارک والبرگ خوشم میآید. عاشق بامبلبی هم هستم. اینها چقدر توجیهپذیرند؟
یک چیز که خیلی قابل قبول نیست، داستان است. آیا اصلاً در این نقطه از فرنچایز داستان مهم است؟ رباتهای خوب به نام آتوباتها و رباتهای بد به نام دسپتیکانها...
آیا بهانهای هست که صرف ۲ ساعت و ۴۵ دقیقه تماشای این فیلم را توجیه کند؟ یا چرا به آن سه ستاره میدهم؟
معمولاً از فیلمهای مارک والبرگ خوشم میآید. عاشق بامبلبی هم هستم. اینها چقدر توجیهپذیرند؟
یک چیز که خیلی قابل قبول نیست، داستان است. آیا اصلاً در این نقطه از فرنچایز داستان مهم است؟ رباتهای خوب به نام آتوباتها و رباتهای بد به نام دسپتیکانها وجود دارند و بین آنها انسانهای احمقی هستند که برای سود، به نوع خود خیانت میکنند — معمولاً دولت آمریکا. اما صبر کنید — یک قهرمان میآید که اوپتیموس پرایم (رییس آتوباتها) را راضی میکند برای یک نبرد آخر (برای بار چهارم یا پنجم — دیگر شمارهها را گم کردهام) دوباره بجنگد، در حالی که یک زن خوشقیافه دور انفجارها در شلوارکهای کوتاه میدود.
حالا همه چیز لازم درباره کل فرنچایز «ترنسفورمرز» را میدانید.
در این نسخه، شیا لابوف جایش را به مارک والبرگ داده و نقش مقابل قبلی (کِرِی) هم به نیکولا پلتز رسیده. اما پیچش ماجرا این است که مارک والبرگ نقش پدر نیکولا پلتز را بازی میکند. بله، پدر. کاملاً جواب نمیدهد. اصلاً.
نقطهای حدود ۹۰ دقیقه فیلم هست که به نظر میرسد همه چیز قرار است جمع و جور شود و من گفتم: خب، آنقدر هم بد نبود. یک فیلم اکشن خوب، در بعضی جاها کلیشهای ولی دیدنی.
و بعد فیلم ادامه پیدا میکند. و ادامه. برای ۹۰ دقیقه دیگر. و عملاً دوباره همان فیلم را میبینی، فقط به جای تگزاس و شیکاگو، اینبار در چین و هنگکنگ است.
خیلی طولانی است، انفجارهای بیش از حد، پرچمهای آمریکا و تگزاس زیاد در پسزمینه. این فیلم به شدت به یک تدوینگر نیاز دارد یا بهتر است کلاً کنار گذاشته شود. احتمالاً گزینه دوم بهتر است.
صدای جان گودمن و کن واتانابه نقش طنز خوبی دارند اما خیلی چیزها نمیتواند این فیلم را نجات دهد. بامبلبی لایق بهتر از اینها بود.
---
فکر میکنم حتی مایکل بی هم باید متوجه شده باشد که تا چهارمین قسمت، این فرنچایز نیاز به تازگی داشت. بنابراین بازیگرانِ قبلی که مدتها زحمت کشیده بودند، اجازه گرفتهاند کنار بروند و مجموعهای جدید از شخصیتها وارد شدهاند. اینها به رهبری «کِید» (مارک والبرگ پرانرژی) هستند. او اتفاقی یک کامیون قدیمی میخرد و آن اتفاقی معلوم میشود همان اوپتیموس پرایم گمشده. البته هنوز سازمانها دنبال رباتها هستند و بهزودی او و دخترش «تسا» (نیکولا پلتز) از دست یک میلیشیا که تحت کنترل صنعتپیشهٔ دستکاریگر «جویس» (استنلی توچی) است فرار میکنند.
دلیل اینکه رسیدن به پایان معمولی باید دو ساعت و سه ربع طول بکشد را نمیدانم. با وجود اضافه شدن چند ربات شبیه تیرانوسور، فیلم همان پیشبینیپذیری بیرحمانه را دارد: آتوباتها و دسپتیکانها (اگر بتوان تفاوتشان را تشخیص داد) از صحنههای مبارزهای تکراری عبور میکنند تا به پایانی برسیم که بیش از حد به دخالت انسانها و احساسات متکی است و در نهایت همهچیز برمیگردد به همان مونولوگ همیشگی اوپتیموس که کار را به پایان میرساند.
این فیلم یکی از اجرای واقعاً ضعیف کلسی گرامر را هم دارد که چند بار تلاش کرد نقش منفی سینمایی را بازی کند اما بیفایده بود. بر خلاف فیلمهای قبلی که رنگوبوی بینالمللی داشتند، این قسمت کاملاً آمریکایی شده و برای من خستهکننده بود. امیدوارم دیگر نه...
---
«ترنسفورمرز: عصر انقراض»... اینجا چه اتفاقی افتاد؟! من واقعاً از یک فیلم این فرنچایز لذت بردم، و خودم هم متحیرم. فیلم را همان تیم نوشتند، کارگردانی و تهیه کردند، با این حال وقتی تماشا میکردم این را حدس نمیزدم.
برای من، این فیلم تقریباً کاملاً متفاوت از قسمتهای قبلی حس شد، با وجود همان سازندگان. چهل تا شصت دقیقهٔ ابتدایی بهویژه سرگرمکننده است، هر چند گهگاهی تکان میخورد، اما در مجموع واقعاً خوش گذشت.
برای اولین بار، من نه تنها به رباتها بلکه به شخصیتهای انسانی هم علاقهمند شدم. جمع جدید بازیگران بخش انسانی، علیرغم اینکه من چندان طرفدار شیا لابوف و گروه قبلی نبودم، ارتقایی بزرگ هستند و این تغییر فیلم را تازه کرده است. مارک والبرگ در نقش اصلی عالی است، استنلی توچی و تی.جی. میلر هم (این بار) نکات مثبتی هستند.
نیکولا پلتز و جک رینور ضعیفترینهای گروهاند، هرچند حتی آنها هم تا حدی برایم جالب بودند. کلسی گرامر، هرچند نقش منفی استانداردی دارد، خوب است، و لی بینگبینگ هم در نقشی نسبتاً کوچک خوب عمل میکند. پیتر کالن، جان گودمن و کن واتانابه نیز با صداهایشان تأثیرگذارند.
در وقتی که شروع به نوشتن این بررسی کردم و حتی حالا هم، در بهدستآوردن نکات منفی دچار مشکل بودم. شاید طول تقریباً سه ساعته باید نکتهای منفی باشد، اما به طرز عجیبی برای من چنین نبود. اگر بخواهم نقدی داشته باشم، بیشازحد قرار دادن محصول (پِروداکت پلیسمنت) چیزی است که به آن گیر میدهم.
هنوز واکنش عمومی را ندیدهام؛ امیدوارم افکار من تنها یک استثنا در دریایی از نارضایتی نباشد. حدس میزنم این قسمت مثل قبل در سطح متوسط رتبهبندی شود، یا در بدترین حالت نیمهمتوسط. مهمترین چیز برای من این است که از آن لذت بردم و این برایم کافی است. توقع نداشتم که این را بگویم!
در پایان دیدم که حدود دوازده هزار نفر دیگر هم با امتیاز من موافقاند و فیلم در گیشه هم موفق بوده، پس شاید آنقدرها هم بد نباشد. کمی در تردید ماندهام، ولی بعد از مقایسه با فیلمهای دیگری که بهطور مشابه امتیاز دادهام، مطمئن شدم—عجیب اما واقعی.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران