دن ایوانز، دامدار خردسال، توسط خط کاوشگر استخدام می شود تا بن وید، رهبر یاغی دستگیر شده بزرگ را در قطار ساعت 3:10 به یوما بفرستد، اما باند وید تلاش می کند تا او را آزاد کند.
دن ایوانز، دامدار خردسال، توسط خط کاوشگر استخدام می شود تا بن وید، رهبر یاغی دستگیر شده بزرگ را در قطار ساعت 3:10 به یوما بفرستد، اما باند وید تلاش می کند تا او را آزاد کند.
نامزد دریافت ۱ جایزه بفتا. ۱ جایزه و در مجموع ۴ نامزدی.
اتاق ۲۰۷ و «قطارِ ۳:۱۰ به یوما»
ون هفلین نقش دامدارِ آریزونایی، دن ایوانز، را بازی میکند که خانواده و معیشتش بهخاطر خشکسالی شدید در آستانهٔ فروپاشی است. وقتی برای گرفتن جایزهٔ همراهی یک راهزنِ تازهاسیر شده، بن وِید (گلِن فورد)، تا قطار ۳:۱۰ به زندان یوما به او پیشنهاد میشود، ایوانز فرصت مالی فوری مییابد. اما هرچه گروه وید برای آزاد کردن او نزدیکتر میشوند...
اتاق ۲۰۷ و «قطارِ ۳:۱۰ به یوما»
ون هفلین نقش دامدارِ آریزونایی، دن ایوانز، را بازی میکند که خانواده و معیشتش بهخاطر خشکسالی شدید در آستانهٔ فروپاشی است. وقتی برای گرفتن جایزهٔ همراهی یک راهزنِ تازهاسیر شده، بن وِید (گلِن فورد)، تا قطار ۳:۱۰ به زندان یوما به او پیشنهاد میشود، ایوانز فرصت مالی فوری مییابد. اما هرچه گروه وید برای آزاد کردن او نزدیکتر میشوند و زمان رو به پایان است، ایوانز میان حس وظیفهٔ اجتماعی و پیشنهاد وسوسهانگیزِ بازیهای ذهنی وید گرفتار میشود.
برپایهٔ داستانی از المور لئونارد، این یک وسترن فشرده و پرتنش است که بهخوبی یادآور شاهکار «High Noon» پنج سال پیش است. در کارگردانیِ دلمر دیوز، «۳:۱۰ to Yuma» دو بازیگر کمتر قدردانشدهٔ ژانر وسترن را در تقابل کامل کنار هم قرار میدهد: ایوانزِ هفلین راستگو و تقریباً قدیسمنش است، اما زندگیاش را با محافظهکاری و یکنواختی پر کرده؛ در سوی دیگر، ویدِ فورد بیرحم، جذاب و سرشار از اعتمادبهنفس است. این تضاد داستانی جذاب بهبار میآورد و تا پای پایانبندی مخاطب را درگیر نگاه میدارد. با نزدیکشدن گروه وید به رهبریِ ریچارد جیکل، وید با بازی ذهنیاش ایوانز را وسوسه و خرد میکند؛ تنش بهشدت ملموس است و تا دقیقههای آخر هیچ چیز قطعی نیست—چیزی که در ژانر وسترن ارزش زیادی دارد.
کارگردانی دیوز خشن و مناسباً بسته است: نماهای نزدیک یا بارِ احساساتی دارند (بهویژه صحنههای فلیسیا فِر با فورد در سالن) یا در اتاق ۲۰۷ هتل تنش را با دقت میفشارد؛ هفلین و فورد در این لحظات درخشاناند. کارِ بیرونی فیلم، بهکمک فیلمبرداری چارلز لاوتون جونیور، بهویژه در نمایش زمینهای خشک و امیدوار به آب، مؤثر است. موسیقی تمِ جرج دونینگ که فرانکی لین آن را میخواند (و فورد در فیلم سوت میزند) نیز بسیار تأثیرگذار است. بازی عالی، کارگردانی خوب و داستانی درگیرکننده—برای طرفداران وسترنهای مبتنی بر شخصیت ضروری است. امتیاز: 8.5/10.
پانوشت: نسخهٔ ۲۰۰۷ با راسل کرو و کریستین بیل بازسازی بسیار خوبی شد. بهنظر میرسد تنها بهخاطر پایهٔ روایی قوی این فیلم بازسازیاش کردند؛ زیرا فیلمِ دیوز نیازی به بهتر شدن نداشت و همچنان نمونهٔ برجستهای از تواناییهای این ژانر است.
یک وسترن برجستهٔ دههٔ پنجاه؛ تنها نکتهٔ محدودکننده، فیلمبرداری سیاهوسفید
«۳:۱۰ to Yuma» (ساختهٔ ۱۹۵۷ به کارگردانی دلمر دیوز) داستانِ دامداری ورشکسته در آریزونا، دن ایوانز (ون هفلین)، را روایت میکند که ناچار میشود بهعنوان همراهِ یک راهزنِ خطرناک اما کاریزماتیک، بن وید (گلِن فورد)، کار کند. وید با بهکارگیری دستکاریهای روانی سعی در فاسدکردن مردِ صالح دارد تا فرار کند.
این یک وسترن روانشناختیِ باکیفیت از دههٔ پنجاه است که تنها بهخاطر ارائهٔ سیاهوسفید تا حدی محدود شده است. مناظری که از آریزونا نشان داده میشوند چشمگیرند، اما ارائهٔ تختِ سیاهوسفید آنها را کمی ضعیف میکند. با این حال داستان و شخصیتها قویاند و بازیهای ذهنیِ وید با ایوانز فیلم را جذاب نگه میدارد. فلیسیا فِر که پیشتر در «Jubal» کنار گلِن فورد نقش داشت، اینجا نقش بارمن را دارد که جذبِ پسرانِ بد شده است؛ هرچند ممکن است درستیِ تنها ماندنِ چنین زن جذابی در آن دورانِ غربِ قدیم، با نسبت بسیار بیشترِ مردان به زنان، کمی دور از ذهن بهنظر برسد.
اغلب ترانههای تم وسترن قدیمی شیرینکاریشدهاند، اما اثر این فیلم که توسط فرانکی لین اجرا شده بسیار خوب است. بازسازی ۲۰۰۷ با کریستین بیل و راسل کرو بر پایهٔ همین قالب، وسترنی برتر با اکشن بیشتر، تمهای عمیقتر و رنگی ارائه میدهد.
مدت فیلم: ۱ ساعت و ۳۲ دقیقه. فیلمبرداری در آریزونا (Old Tucson، Contention City، Sedona و…) و مزرعهٔ استودیویی در بوربانک، کالیفرنیا انجام شده است. فیلمنامه: هالستد ولز؛ داستان: المور لئونارد. ارزیابی کلی: نمرهٔ B.
تماشای جالب، بهخصوص پس از بازسازی
تماشای این نسخه پس از دیدن بازسازیِ جدید، تجربهٔ جالبی بود؛ بازسازی برخی خلاهای داستانی را بهبود بخشیده است. نیمهٔ اول فیلم بیشتر «وسترنیِ معمولی» است که میتوان بازیگرانی مثل جان وِین یا گریگوری پک را در آن تصور کرد، اما نیمهٔ دوم—وقتی به کانتِنتیون میرسند—به درامی روانشناختی تبدیل میشود.
نکتهٔ شگفتانگیز این است که شکنجههای روانیِ وید بهراستی به فروپاشیِ قهرمان، ایوانز، منجر میشود. سپس ایوانز ناگهان خود را بازیافته و بهطرز عجیبی با پایانی خوش به قطار میرسد، چون وید بهدلیلی نامعلوم تصمیم به یاری او میگیرد. بازی هر دو نقشِ اصلی درخشان است (بهویژه فورد)، اما سایر شخصیتها کموبیش توسعه نیافتهاند. موسیقی و فیلمبرداری در سطح بالایی قرار دارند.
در مجموع، وسترنی بالاتر از متوسط و شایستهٔ جایگاهِ کلاسیکش است، اما آنچنان که منتظرش بودم شاهکارِ مطلق نیست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران