تسا و هاردین بعد از شروع جنجالی رابطهشان، سعی دارند جدیتر به مسیرشان ادامه دهند. اما پس از افشا شدن گذشتهی پر از راز هاردین، تسا خود را کنار میکشد. هاردین میداند که بزرگترین اشتباه زندگیاش را انجام دادهاست اما آیا میتواند برای عشقاش خود را تغییر دهد؟
تسا و هاردین بعد از شروع جنجالی رابطهشان، سعی دارند جدیتر به مسیرشان ادامه دهند. اما پس از افشا شدن گذشتهی پر از راز هاردین، تسا خود را کنار میکشد. هاردین میداند که بزرگترین اشتباه زندگیاش را انجام دادهاست اما آیا میتواند برای عشقاش خود را تغییر دهد؟
من فیلمهای خیلی کشدار و خستهکنندهتری هم دیدهام، اما «بعد از برخوردها» دو ساعت داستان عجیب و خشنی به من داد — و هرچند به محض بیرون آمدن همهچیز را فراموش کردم، در همین چند سال آینده دوباره برمیگردم تا از این آشفتگی احساساتی و سادهلوحانه در این فرنچایز عجیب و غیرضروری لذت ببرم.
— کریس دوس سانتوس
فیلم «بعد از برخوردها» علاقهمند به نقلقول از «بلندیهای...
من فیلمهای خیلی کشدار و خستهکنندهتری هم دیدهام، اما «بعد از برخوردها» دو ساعت داستان عجیب و خشنی به من داد — و هرچند به محض بیرون آمدن همهچیز را فراموش کردم، در همین چند سال آینده دوباره برمیگردم تا از این آشفتگی احساساتی و سادهلوحانه در این فرنچایز عجیب و غیرضروری لذت ببرم.
— کریس دوس سانتوس
فیلم «بعد از برخوردها» علاقهمند به نقلقول از «بلندیهای بادگیر» است، اما بیشتر به «گرگ و میش» و «پنجاه طیف خاکستری» شبیه است. رمانِ «After» که این فیلم دنبالهٔ اقتباس سینمایی آن است، ابتدا در واتپد منتشر شد، جایی که هر کسی میتواند نوشتههایش را به اشتراک بگذارد، صرفنظر از کیفیت آنها.
برخلاف هیثکلیف و کاترین (و به تبع آن رومئو و ژولیت)، تسه (جوزفین لنگفورد) و هاردین (ه یرو فاینز تیفن) هیچ مانع واقعیای برای باهم بودنشان ندارند جز اینکه اساساً برای هم مناسب نیستند. تنها جاذبهٔ بین آنها جنسی است؛ «بعد از برخوردها» از «گرگ و میش» ارجاعات جنسی بیشتری دارد، اما از «پنجاه طیف خاکستری» خیلی بیپروا نیست — یعنی سکسِ تلویحی زیاد است اما برهنگی اندکی دیده میشود. چون هیچ دلیل منطقیای برای باهم بودن این دو وجود ندارد، برایمان اهمیتی ندارد اگر جدا شوند.
فیلم تلاش میکند دلیلسازی کند؛ مثلاً هاردینِ آشفته و آسیبدیده (تیفن هرچند که احتمالاً نسبتی با رالف فاینز دارد، اما بیشتر شبیه ژاشوا جکسونِ جوان با لهجهٔ بریتانیایی بهنظر میرسد) کابوس میبیند، اما وقتی با تسه قرار میگذارد کابوسها متوقف میشوند. این استدلال کاملاً بیمعنی است؛ با کسی خوابیدن مساوی با بهتر خوابیدن نیست.
این طرز فکر سادهانگارانهٔ «عشق بر همه چیز غلبه میکند» فیلم است. شاید عشق چیزهای زیادی را حل کند، اما یک داستان ساکن و بیرمق را حل نمیکند. تنها بخشی از فیلمنامه که صادق بهنظر میرسد عنوان آن است، چون کلیت داستان فوریت ندارد؛ هیچ چیزی اکنون حل نمیشود و همهچیز برای بعد گذاشته شده — تا حدی که در زمان اکران دو دنباله برای آن در دست ساخت بود.
با وجود کاستیها، این فرنچایز هنوز نشان میدهد که میتواند امیدوارکننده باشد و دنباله هم همان مفهوم قسمت اول را ادامه میدهد. با این حال، این دنباله نتوانسته بر پایهای که قسمت قبلی گذاشته بود بیفزاید؛ توسعه و پیشرفت لازم را ندارد و بیشتر درجا میزند بدون جهتگیری یا رشد واقعی. فیلمی است که میتوان یکبار دید و راضی بود، اما تأثیری ماندگار باقی نمیگذارد که شما را وادار به بازدید دوباره کند.
به نظر من بهترین قسمت سری است. اوج فیلم دقیقاً در ابتدا اتفاق میافتد، وقتی هاردین به یک بیخانمان توهین میکند که بعداً معلوم میشود پدر دوستدخترش است. برای کنار آمدن با پایان رابطهاش با تسه، به الکل و مواد مخدر رو میآورد و اینطوری تبدیل میشود به قهرمانی «خنکتر» از چیزی که بازی و قیافهٔ بیمزهاش وعده میدهد. یکی از بهیادماندنیترین فیلمهایی بود که دیدم — دستکم به خاطر توهین رایگانی که به پدر بیخانمان تسه شد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران