داستان فردی به نام تسا که درست زمانیکه بزرگترین تصمیم زندگی خود را می گیرد، همه چیز تغییر می کند. افشاگری در مورد خانواده او، و سپس خانواده هاردین، همه آنچه را که قبلاً می دانستند در شک و تردید قرار می دهد و ادعای آینده ی آنها را مبهم تر می کند...
داستان فردی به نام تسا که درست زمانیکه بزرگترین تصمیم زندگی خود را می گیرد، همه چیز تغییر می کند. افشاگری در مورد خانواده او، و سپس خانواده هاردین، همه آنچه را که قبلاً می دانستند در شک و تردید قرار می دهد و ادعای آینده ی آنها را مبهم تر می کند...
بهنظرم نسخه قبلی این سهگانه را در سینما دیده بودم — یکی از قربانیان کمبود تولیداتِ دوران قرنطینه که باعث آمدن آثار ضعیف به پرده شد. خوشبختانه این قسمت اکران سینمایی نشد و میشد نیمهدلانه آن را در خانه تماشا کرد. شخصیتپردازیهای خودخواهانه و کممحتوای «تِس» (جوزفین لنگفورد) و «هاردین» (هِرو فینز تیفین) همچنان بین عشق و نفرت دستبهسینهاند؛ دلایلی که بعد از دو فیلم...
بهنظرم نسخه قبلی این سهگانه را در سینما دیده بودم — یکی از قربانیان کمبود تولیداتِ دوران قرنطینه که باعث آمدن آثار ضعیف به پرده شد. خوشبختانه این قسمت اکران سینمایی نشد و میشد نیمهدلانه آن را در خانه تماشا کرد. شخصیتپردازیهای خودخواهانه و کممحتوای «تِس» (جوزفین لنگفورد) و «هاردین» (هِرو فینز تیفین) همچنان بین عشق و نفرت دستبهسینهاند؛ دلایلی که بعد از دو فیلم اول هم برایم روشن نشده بودند. روایت شبیه تجسمِ نامههایی است که برای ستون همنشینیها نوشته شدهاند — هر مشکل را جلوی دوربین بازی میکنند، بعد موقعیت (برای خوب یا بد) بازتنظیم میشود و دوباره تکرار میشود. انصافاً هر دو بازیگر خوشقیافهاند، اما صحنههای جنسی پیدرپی که از نظر تصویربرداری هم خلاقیت خاصی ندارند، همراه با موسیقی متن متوسط خیلی زود خستهکننده میشوند. شاید سنم برای اینها زیاد است، اما رابطهی ناپایدارشان، رازهایی که درباره موضوعاتی نگه میدارند که بهواقع برای هیچکس اهمیت ندارد — چه برسد به کسانی که ادعای «عشق» میکنند — برایم واقعاً ملالآور بود. دیالوگهای خشک و اجرای مصنوعی (بهویژه از سوی هِرو فینز تیفین، با آن تتوهای خاصش) باعث شده این دیدن بیشتر شبیه نوحهای خستهکننده باشد. مراقب باشید، یکی دیگر هم در راه است...
این همان نقطهای است که فیلم از مسیر خارج میشود، بهسمت آشفتگی میرود و شما را در تعجب میگذارد که دقیقاً چهچیزی را تماشا میکنید. احساس تکرار بدون عمقِ داستان، پر از سوراخهای داستانی و سکانسهای شتابزده و ساختگی دارد. اگر قرار است به یک مجموعه وفادار بمانید، باید تمامقد پایش بایستید؛ متأسفانه این قسمت کوتاهی میکند و ضعیفترین حلقهی این سهگانه است.
اگرچه این فیلم مورد علاقهام نیست، اما قابلتوجه است. در این قسمت هاردین با پدر بیخانمانِ تسا (و یک معتاد) دوست میشود؛ با هم مینشینند و مینوشند که برایم بهترین بخش فیلم بود. بازیهای قابلتوجهی دارد، بهویژه وقتی هاردین به او پول میدهد تا مواد مخدر بخرد و در نتیجه عملاً او را نابود میکند. او علاوهبر این چندین بار به دوستدخترش خیانت میکند، در حالی که او مشغول سوگواری رابطهشان است، و سپس مرتب او را سرزنش میکند — نمونهای تمامعیار از گازلایت کردن. باز هم تفریحی برای تمام اعضای خانواده.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران