ده سال پس از یک سری انقلابهای جهانی میمونها و یک جنگ هستهای وحشیانه بین انسانها، سزار باید از بازماندگان هر دو گونه در برابر فرقه انسانی موذی و یک جناح میمونهای مبارز محافظت کند.
ده سال پس از یک سری انقلابهای جهانی میمونها و یک جنگ هستهای وحشیانه بین انسانها، سزار باید از بازماندگان هر دو گونه در برابر فرقه انسانی موذی و یک جناح میمونهای مبارز محافظت کند.
بهترین دنبالهها
«نبرد برای سیاره میمونها» بهترین دنبالهی این مجموعه است؛ فیلمی پُر از احساس و رویدادها. سزار دنبال والدینش در خرابههای شهری ویران میگردد و با گروهی از آدمهای دیوانه که کلاهها و عینکهای عجیب میپوشند درگیر میشود. موسیقی لئونارد روزنمن دلنشین است و فیلمبرداری زیبا و چشمنواز. این دنباله از نظر ظاهر شکیلتر و از نظر احساسی تأثیرگذارتر از بقیه است. اگر قرار است...
بهترین دنبالهها
«نبرد برای سیاره میمونها» بهترین دنبالهی این مجموعه است؛ فیلمی پُر از احساس و رویدادها. سزار دنبال والدینش در خرابههای شهری ویران میگردد و با گروهی از آدمهای دیوانه که کلاهها و عینکهای عجیب میپوشند درگیر میشود. موسیقی لئونارد روزنمن دلنشین است و فیلمبرداری زیبا و چشمنواز. این دنباله از نظر ظاهر شکیلتر و از نظر احساسی تأثیرگذارتر از بقیه است. اگر قرار است فقط چند فیلم از مجموعه را ببینید، با فیلم اول و این یکی همراه باشید.
در آغاز خدا جانور و انسان را آفرید تا هر دو در دوستی زیسته و بر جهانی صلحآمیز شریک قدرت باشند.
فرنچایز اصلی «سیاره میمونها» با کمرمق بسته شد؛ محدودیت بودجه، خستگی فیلمنامه و تکرارِ آشنا به تولید لطمه زدند. در این فیلم میمونها و انسانها تلاش میکنند در آرامش زندگی کنند، اما کوشششان با مخالفت قبیلهای از انسانهای جهشیافته در زیرزمینِ هستهای و همچنین با جاهطلبی یک ژنرال گوریل به بنبست میخورد. آنچه میبینیم مجموعهای از گفتوگوهای توضیحی بین گونههای مختلف است که گاهی احساس میشود بهجای عمق، صرفاً برای نشان دادن هوشمندی نوشته شدهاند. وقتی اکشن اتفاق میافتد هم نیمهقلبی است و توسط کمترین تعداد بازیگران اجرا میشود. گریمها ضعیف، عنصر سرگرمی از بین رفته و بازیها در کل نابرابر است. با این حال شخصیتپردازیها بهاندازهای ارزش دارد که طرفداران سری را تا حدی پای کار نگه دارد و فیلمبرداری نیز بیکیفیتیِ سایر جنبهها را پنهان میکند، اما در مجموع پایانی غمانگیز برای مجموعهای است که زمانی سرگرمکننده و هوشمند بود. (۴/۱۰)
پایان بیرمق برای فرنچایز اصلی. قسمت قبلی («فتح سیاره میمونها») هم ضعیف بود اما قابل تماشا؛ اما «نبرد برای سیاره میمونها» بیعلاقهکننده است. از آن متنفر نبودم و کوتاهی حدود ۸۲ دقیقه به کمکش میآید. رادی مکدوال بهترین بازی را دارد، اگرچه حتی نقش او هم در این مرحله خسته بهنظر میرسد. از دید من یک ۶ از ۱۰ قوی است؛ زمان خاتمه دادن به این مجموعه (که در مجموع خوب بود) مناسب بود.
ده سال پس از آخرین فیلم — که برای یک میمون عمر قابلتوجهی است — سزار با خانوادهاش در رهبری چیزی شبیه «اتحادیهای پرتنش از قبایل جنگجو» زندگی میکند. گوریلهای نظامگرا به رهبری آلدو تشنهی جنگاند و انسانهایی که از پناهگاه فرماندهی قبلی باقی ماندهاند نیز برای نبرد آمادهاند. کولپ قصد دارد خانهشان را ویران و نژاد سیمین را دوباره به بردگی بکشد. وقتی تراژدیای سزار را هدف میگیرد، اوضاع به اوج میرسد: نیروهای سنگین نزدیک میشوند و خودش باید با شورش داخلی مقابله کند. گرچه فیلم بد نیست، اما به نظرم فرنچایز انرژیاش را از دست داده است؛ موضوعات بقا و رشد آنقدر تکرار شدهاند که امکان توسعه یا تغییر داستانها کم شده است. با این حال مجموعه پنجگانه فیلمهای نسبتاً سرگرمکنندهای با گریم و لباسهای عالی، اندکی اکشن و مقداری خوراک فکری است. احتمالاً به فیلمهای بیشتری از این دست نیاز نداریم.
شبیه کتابهای کمیک و در عین حال دارای جذابیت جامعهشناختی
دوازده سال پس از جنگ اتمی، سزار روستایی از میمونها را همراه انسانهای مطیع اداره میکند. او و مشاورش و دستیار انسانیاش به شهر ممنوعه میروند تا دادههای مهمی بهدست آورند، ولی این کار خشم کولپ، رهبر جهشیافتههای زیرزمینی، را برمیانگیزد. در کنار این، گوریلی نظامی به نام آلدو مشتاق جنگ است. «نبرد برای سیاره میمونها» (۱۹۷۳) کمترین بودجه را در میان پنج فیلم اصلی داشت—حدود ۱.۸ میلیون دلار—اما با وجود بودجه محدود توانست سود معقولی در گیشه داشته باشد. بنابراین از نظر فنی کمتأثیرترینِ پنجگانه است؛ اما با دیالوگهای جذاب و شخصیتهای جالب، مثلاً سزار، مکدوال و ویرژیل در سفرشان به شهر، جبران میکند.
فیلمنامه را زوج نویسندهای نوشته بودند و پاول دین آن را صیقل داد، بخش عمدهای از دیالوگهای تفکربرانگیز را افزود و پایان را تغییر داد (از جمله صحنهی مجسمه سزار). منتقدان از حملهی نظامی مستقیم در پردهی آخر گلایه کردهاند، اما چنین حملاتی در تاریخ نظامی مثالهایی داشتهاند؛ ضمن اینکه جهشیافتهها بهخاطر تابش طولانی مدت کمتر در وضعیت جنگی ایدهآل بودند و توان رزمیشان محدود بود. از منظر جامعهشناختی، فیلم نکات جالبی درباره جنگ، صلحطلبی، برابری، فرقهگرایی، زیربافتهای اجتماعی و حقوقگرایی ارائه میدهد. مثلاً انسانها نمیتوانند به میمونها «نه» بگویند، ولی میمونها میتوانند به یکدیگر «نه» بگویند—و این را میتوان به مسائل نژادی امروز مرتبط کرد.
در میان نقشهای زنانه، کولین کمپ نقش کوتاهی بهعنوان جولی، و هدر لو بهعنوان پزشک روستا دارد. فرانسه نویی نیز در نقش دستیار کولپ حضور دارد. بازیگرانی چون جان هیوستون، ناتالی ترانڈی، لو آیِرز و نوح کین هم در حاشیه دیده میشوند. با وجود حس کمبودجه و فضای «کمیکبوکی»، این فیلم سومین انتخاب من از پنج فیلم اصلی است—پس از نسخهی اوریجینال و «زیرِ سیارهی میمونها». طول فیلم حدود ۹۳ دقیقه است و صحنههای زیرزمینی در برخی تأسیسات آبدرمانی و منطقههای مشابه فیلمبرداری شدهاند.
نمره: B / B-
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران