میلیونر جوانی (رابرت پتینسون) حین عبور از منطقه منهتن نیویورک برای رفتن به آرایشگاه، ناگهان وارد دنیایی متفاوت می شود و با شخصیت های گوناگونی روبرو می شود که همه این ها باعث می شود دنیای او هم به کل عوض شود…
میلیونر جوانی (رابرت پتینسون) حین عبور از منطقه منهتن نیویورک برای رفتن به آرایشگاه، ناگهان وارد دنیایی متفاوت می شود و با شخصیت های گوناگونی روبرو می شود که همه این ها باعث می شود دنیای او هم به کل عوض شود…
واقعاً از این فیلم کروننبرگ لذت بردم. هرچند فیلمهای موردعلاقهام از او همان آثار شگفتانگیزی هستند که در نوجوانیام، در دههٔ ۸۰، ساخته بود («ویدئودرم»، «منطقهٔ مردگان» و «مگس» آثار بینظیریاند و کارهایی هستند که هیچکس جز خودش نمیتوانست آنها را بسازد)، اما در دههٔ اخیر هم او همچنان فراتر از چارچوب میاندیشد (حتی برای کارگردانی همیشه جذاب مثل او) و فقط اخیراً، با ظهور...
واقعاً از این فیلم کروننبرگ لذت بردم. هرچند فیلمهای موردعلاقهام از او همان آثار شگفتانگیزی هستند که در نوجوانیام، در دههٔ ۸۰، ساخته بود («ویدئودرم»، «منطقهٔ مردگان» و «مگس» آثار بینظیریاند و کارهایی هستند که هیچکس جز خودش نمیتوانست آنها را بسازد)، اما در دههٔ اخیر هم او همچنان فراتر از چارچوب میاندیشد (حتی برای کارگردانی همیشه جذاب مثل او) و فقط اخیراً، با ظهور سارا پولی و دنیس ویلنوو بهعنوان کارگردانهای برجسته، تازه رقابتی شایسته برای لقب بهترین کارگردان کانادایی پدید آمده است.
یادم هست وقتی این فیلم اکران شد، یکی از منتقدان روزنامهٔ معتبر در افتتاحیهٔ کن با کروننبرگ مصاحبه کرد و او تقریباً با حالتی معذرتخواهانه از بهکار گرفتن پتیسنون صحبت میکرد. طوری به نظر میرسید که نمیخواست او را کارگردانی کند. بهانهاش این بود که دیگر نمیتواند پروژههایش را از آمریکای شمالی تأمین مالی کند—که واقعاً تأسفبار است—و باید برای تأمین سرمایه به اروپا و آسیا برود، و ژاپنیها اصرار داشتند برای جذب تماشاگر ستارهٔ مطرح باشد و گفتند فقط در صورت حضور پتیسنون حاضر به سرمایهگذاریاند. این اولین تجربهٔ من از دیدن کار این بازیگر بود و او هم خیلی خوب عمل کرد، بدون مشکل. بازیگران مکمل هم قوی بودند، با حضور چند تن از بازیگرانِ نقشآفرینی موردعلاقهٔ اخیرم مثل پل جایاماتی و جی باروشل. فیلمنامه، که کروننبرگ در نوشتنش سهم داشت، بیانیهای قوی دربارهٔ اینکه چقدر ثروتمندان از ۹۹٪ بقیهٔ ما جدا و بیخبرند، بود.
اما نمرهام را یک نمره از ده کم کردم چون از اینکه کروننبرگ یکی از برجستهترین بازیگران زمانهمان، ژولیت بینوش، را اینگونه تحقیر کرد خیلی عصبانی شدم. اصلاً نمیتوانم دربارهاش صحبت کنم. تحمل این برایم به اندازهٔ صحنهای بود که در فیلمِ بسیار خوب «اینساید من» اسپایک لی، کریستوفر پلامر چیزی بسیار زننده به جودی فاستر میگوید. اسپایک لی برایم در لیست کارتهای کریسمس امسال حذف شده است، اما کروننبرگ چون هموطنی کانادایی است (حدس میزنم احتمالاً فکر میکردید میخواهم چیز دیگری بگویم، خنده) کمتر از او عصبانیام. اما اگر دوباره چنین کاری بکند، بهتر است مراقب باشد؛ آنقدر نزدیک بودم که او را هم از لیست کارتهای کریسمسم حذف کنم…
همچنین یادم هست وقتی فیلم بیرون آمد، مقالهای و نقدی هم منتشر شد—و به یاد دارم همان منتقد که قبلاً با او مصاحبه کرده بود—گفته بود در سالن فیلم چند دختر نوجوان را دیده که بیرون میآمدند (احتمالاً بهخاطر حضور پتیسنون) و میگفتند این بدترین فیلمی است که تا به حال دیدهاند. این تنها شواهدی است که لازم دارید تا بفهمید این فیلم فیلمی خوب و ارزشمند است و دیدنش ارزش وقت شما را دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران