برنده ۱ جایزه اسکار؛ در مجموع ۱۳ جایزه و ۳۰ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1255
چشمانداز کامل محقق نشد، اما همچنان الگویی بهحساب میآید.
این فیلم هرگز نمیتوانست در سال ۱۹۸۹ با هیاهویی که برایش به راه افتاد همسطح شود؛ آن را بهعنوان فیلمی معرفی کردند که قرار بود تأثیری همردیف «آروارهها» و «جنگ ستارگان» بر قواعد سینما بگذارد و گویی عصری نو در سینما آغاز شده بود. در عمل، فیلم برای تماشاگران سینمای مدرن بسیار دلپذیر بود، پول زیادی به...
چشمانداز کامل محقق نشد، اما همچنان الگویی بهحساب میآید.
این فیلم هرگز نمیتوانست در سال ۱۹۸۹ با هیاهویی که برایش به راه افتاد همسطح شود؛ آن را بهعنوان فیلمی معرفی کردند که قرار بود تأثیری همردیف «آروارهها» و «جنگ ستارگان» بر قواعد سینما بگذارد و گویی عصری نو در سینما آغاز شده بود. در عمل، فیلم برای تماشاگران سینمای مدرن بسیار دلپذیر بود، پول زیادی به جیب زد و دنبالههایی بسیار ضعیف بهوجود آورد، هرچند منتقدان آن زمان چندان تحت تأثیر قرار نگرفتند.
دیدن دوبارهی آن با گذشت هر دهه تجربهی جالبی است، بهویژه در سایهی موفقیتهای تجاری سهگانهی «شوالیه تاریکی» کریستوفر نولان. بهیاد دارم تبلیغات و کمپین بازاریابی (تیشرت و اسباببازی) چنان بود که فیلم واقعاً نمیتوانست با آن هیاهو همخوانی داشته باشد، و راستش در نخستین دیدن کمی ناامید شدم. با این حال زمان به نفع فیلم عمل کرده و نشان داده که برتون دید و دوراندیشی لازم را داشت تا ژانری را بدون تمایلات کودکانه احیا کند.
از نظر بصری فیلم هنوز با بهترین آثار ژانر امروز رقابت میکند؛ صحنهها شگفتانگیزند و آنتون فورست حقاً برای طراحیاش شایستهی جوایز بزرگ بود. لحن تاریک و عمیق برتون جوهرهی شهر گاتهام و ذهن پریشان بروس وین را بهخوبی منتقل میکند. اما آیا بازیگران توانستهاند تمام پتانسیل موجود را محقق کنند؟ مایکل کیتون بهعنوان بروس وینِ مشکلدار و انتقامجو بازیگر قابلی است و برداشت او از مردی چون وین با گذر زمان بیشتر ارزشگذاری شد؛ در نقش شوالیهی شنلپوش فوقالعاده است و استانداردی بالا برای جانشینانش گذاشت.
جک نیکلسون در نقش جوکر حسابی جولان میدهد و صحنهها را از آن خود میکند—نه لزوماً بهخاطر بازی متین و مؤدبانهاش، بلکه بهدلیل رنگ و بوی اغراقآمیز و نمایش دیوانهوارِ شخصیت. کیم باسینجر بهعنوان ویکی ویل زیباست اما نقش چندان پیچیدهای ندارد؛ دیالوگهایش را میگوید، ادا درمیآورد، در مواقع لازم ترس را نشان میدهد و با اقتدار فریاد میکشد؛ هر بازیگر دیگری هم میتوانست همین کار را بکند—هرچند شخصاً خوشحالم که شان یانگ از پروژه کنارهگیری کرد و فرصت به بازیگر دیگری رسید.
بازیگران مکمل عملکرد قابلقبولی دارند و موسیقی متنِ پرینس گاهی تا مرزِ کاریکاتورِ آزاردهنده پیش میرود. در مجموع تجربهای سرگرمکننده است، به منبع اقتباس احترام میگذارد و به ژانر کتابهای مصور جانی تازه میبخشد. با این حال نمیتوان از این حس دور شد که بینش بزرگِ برتون در برخی جاها بهطور کامل تحقق نیافته و این جای تأسف دارد—چیزی که بعدها خود برتون نیز بهنوعی به آن اعتراف کرد. نمره: 8/10
این فیلم آنقدر بد است که حتی نتوانستم تمامش را تماشا کنم.
آره، خوبه.
ظاهرش زیباست اما سورئال و خستهکننده
«بتمن» تیم برتون (۱۹۸۹) بسیار ناامیدکننده است! بله، لباسها، صحنهها، بازیگران، فیلمبرداری و موسیقی عالیاند، اما داستان غیرواقعی، ابلهانه و از همه بدتر، کسلکننده است؛ به عبارت دیگر، فیلمی خستهکننده که تنها زیبا بهنظر میرسد و موضوعش را جدی نمیگیرد. تیم برتون در عناصر تصویری بینظیر است، اما نتوانسته داستانی جذاب در فیلم جای دهد. چه فایدهای دارد فیلمی خستهکننده که زیباست اما به موضوعش بیتوجه است؟ این نمونهای بارز از ظاهر بر محتوا غلبه کردن است.
اکثر امتیازهای بالا از سوی کسانی است که فیلم را در کودکی دیدهاند و صرفاً دلتنگی گذشته دارند. اگر آنها فیلم را بهطور عینی و بهعنوان بزرگسال و با احترام به بتمن واقعیِ دورانهای نقرهای/برنزی/مدرن کتابهای مصور نگاه کنند، باید بپذیرند که این برداشت خوبی نیست.
میتوان آن را بهعنوان نوعی «بتمنِ جایگزین» پذیرفت؛ دوستی در زمینهی کمیک گفته تنها به این شکل میتوانست از آن لذت ببرد. اما اگر دنبال یک فیلم جدیِ وفادار به افسانهی شوالیهی تاریکی هستید، «بتمن آغاز میکند» (۲۰۰۵) و دنبالههایش را ببینید که این فیلمِ مبالغهشده و خستهکننده را خیلی جلو میزنند.
زمان فیلم طولانی است: دو ساعت و شش دقیقه.
نمره: C
«بتمن» ۱۹۸۹ با هجوم به باکسآفیس و بازنویسی قواعد فیلمهای ابرقهرمانی با شخصیتهای تاریک و مسائل جدی، انقلابی ایجاد کرد.
فیلمهای ابرقهرمانی دهههای ۷۰ و ۸۰ روشن، رنگی، شوخ و خوشبین بودند؛ قهرمانانی چون سوپرمن و نسخهی تلویزیونی بتمن ادای صحیحِ آن فضا را داشتند و اغلب خوشنمای و کمی میزبانِ لودگی بودند. بههمینخاطر بتمنِ تاریک و خشن تیم برتون ریسک بزرگی بود. در آن زمان کمپانی وارنر با بحران مالی روبهرو بود و همهی سرمایهاش را در این فیلم گذاشت؛ فیلمی تاریک با قتل و خون، با مایکل کیتون—که بیشتر با «آقای مام» شناخته میشد—بهعنوان بتمن، ریسکی عظیم بود که پاداشی عظیم هم بهدنبال داشت. وارنر از سود هنگفت فیلم جان سالم بهدر برد و بتمن نشان داد که بزرگسالان هم میتوانند از فیلمهای ابرقهرمانی لذت ببرند. هرچند «بتمن» ۱۹۸۹ امروز کمی کهنگی و لودگی دارد، اما در زمان انتشار همهی قالبها را شکست. مایکل کیتون خودش را بهعنوان ستارهای قابلاعتبار اثبات کرد؛ جوکرِ جک نیکلسون برای دههها استاندارد نمادینِ شروران بود؛ ویکی ویلِ کیم باسینجر هنوز یکی از بهترین معشوقههای بتمن بهحساب میآید. تیم برتون با این بازآفرینی تاریک ژانر کتابهای مصور و حتی نجات استودیوها، شاهکاری ابرقهرمانی خلق کرد. این یک کلاسیک واقعی ابرقهرمانی است.
هیچگاه بتمنی یا فیلمی بهتر از این نخواهد بود. نسخهی اصلی هنوز تنها فیلم بتمنِ خوب است. آنها همیشه تلاش میکنند اما بار اول درست انجام شد و بعدها آن را خراب کردند.
احتمالاً یکی از نخستین تلاشهای جدی برای آوردن یک کمیک به پردهی بزرگ با بودجهای مناسب است. جهانِ ساختهشده در فیلم درخشان است. بتمنِ کیتون دقیق و مناسب است و موسیقی پرینس همهچیز را بهخوبی متحد میکند. متأسفانه تکلف و نمایشیبودنِ تیم برتون در آخر کار تا حدی فیلم را ضعیف میکند. با این حال هنوز هم بهیادماندنیترین بتمن تا به امروز است. اگرچه برداشت بیچاره، عبوس و عضلانی بن افلک در «بتمن علیه سوپرمن» برای من از آنها مورد علاقهتر است.
بتمن هرگز ابرقهرمان موردعلاقهی من نبود، و گرچه مایکل کیتون تلاش میکند اندکی روح در شخصیت بدمد، متأسفانه جوکر کاملاً اغراقشدهی جک نیکلسون برای من بیشتر آزاردهنده بود و کل فیلم کمی کمتر از انتظارم ظاهر شد. «شهر گاتهام» در اصل جنگلی شهری تحت سلطهی مرد تهدیدآمیزی به نام «گریسوم» (جک پالانس) است. او و دستیارش «نیپر» (نیکلسون)—که تعادل روانی محدودی دارد—بهتدریج از هم جدا میشوند و بعدها نیپر در وان بزرگی از مواد شیمیایی مرگبار میافتد... نتیجه؟ جنون او علیه رئیسِ سابقش و سپس علیه کل شهر unleashed میشود و او در تلاش برای بهدست آوردن کنترل کامل است. خوشبختانه برای دادستان منطقه «هاروی دنت» (بیلی دی ویلیامز) و کمیسر «گوردون» (پت هینگل) ممکن است شهر در قالب شوالیهی شنلپوش سیاه ما شانس نجات داشته باشد. مجهز به خودروی ضدگلوله، موتورسیکلتی قدرتمند و زرهای از کِولار، او مصمم است علیه جرم و جنایت وارد میدان شود و اندکی نظم را بازگرداند. او هم شیاطینی دارد که در طول داستان دربارهشان میفهمیم و به نظر میرسد تنها با کمک خدمتکار وفادار او «آلفرد» (مایکل گو) قابل کنترولاند. با بالا گرفتن منازعات، تقریباً به نبردی رودررو بدل میشود که من آن را بیشازحد نمایشی یافتم. جلوههای بصری خوباند، صدا و نورپردازی هم در ایجاد فضایی گاه هراسآور کار میکنند، اما من نقطهای را از دست رفته احساس کردم. بیشک بازی نیکلسون در نقش جوکر بهعنوان بازیگر برجسته است، اما برای من شخصیتی تقریباً نمایشنما و مداوم خلق کرد که با ادامهاش فقط باعث شد در سالن سینما به اطراف نگاه کنم و فکر کنم حالا برت وارد (بازیگر رابینِ تلویزیونی) چه میکند. در ۱۹۸۹ این فیلم بدیع بود؛ در ۲۰۲۳—خب، مطمئن نیستم. اما ظاهراً زیباست.
بتمن را صرفاً بهخاطر ارزش سرگرمیاش هم نمیتوان نادیده گرفت. این یک فیلم پرمخاطب و رویدادی بود و با حضور بازیگران درخشان و کارگردان تیم برتون—که تازه از موفقیت «بیتلجوس» (۱۹۸۸) آمده بود—بلافاصله قابلدرک است. آنها بدون شک یک ضیافت تصویری پرسرعت و چشمنواز تولید کردند و خودِ شهر گاتهام مکانی سایهدار، بیمناک و تهدیدآمیز است. حذف کاملِ طنزِ سبکِ سریال تلویزیونی و تبدیل پالت رنگی به سیاهی مطلق، با استثنای لباسهای رنگارنگ جوکر که بهخوبی ظاهر دلقکوارِ این قاتل بیرحم را بازتاب میدهد، ایدهای هوشمندانه بود. این فیلم شایستهی موفقیت بود و احتمالاً برای سالها لذت گناهآمیز و خاطرهانگیزی برای بسیاری باقی خواهد ماند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران