یک راننده بدلکار پروژه های سینمایی هالیوود، که شب هنگام برای خلافکاران رانندگی می کند، در جریان یکی از این ماموریت هایش همه چیز به درستی پیش نمی رود و بزودی در میابد که همه به دنبال او هستند...
یک راننده بدلکار پروژه های سینمایی هالیوود، که شب هنگام برای خلافکاران رانندگی می کند، در جریان یکی از این ماموریت هایش همه چیز به درستی پیش نمی رود و بزودی در میابد که همه به دنبال او هستند...
نامزد دریافت ۱ جایزهٔ اسکار؛ ۷۹ جایزه و در مجموع ۱۸۰ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان674
«رانندهای صبور در نقشِ تراسپُورتر»
من همیشه طرفدار رایان گاسلینگ نبودم (شاید به همین دلیل پنج سال طول کشید تا بالاخره Drive را ببینم). تقریباً از همه بازیگران دیگر فیلم خوشم آمد، هرچند قبل از دیدن فیلم نمیدانستم آنها در آن حضور دارند. Drive مرا بهسمت گاسلینگ نیاورد، اما قطعاً مرا با کارگردان نیکلاس وایندینگ رفن آشنا کرد.
کارگردانی در Drive واقعاً حکم پادشاه را دارد. چند...
«رانندهای صبور در نقشِ تراسپُورتر»
من همیشه طرفدار رایان گاسلینگ نبودم (شاید به همین دلیل پنج سال طول کشید تا بالاخره Drive را ببینم). تقریباً از همه بازیگران دیگر فیلم خوشم آمد، هرچند قبل از دیدن فیلم نمیدانستم آنها در آن حضور دارند. Drive مرا بهسمت گاسلینگ نیاورد، اما قطعاً مرا با کارگردان نیکلاس وایندینگ رفن آشنا کرد.
کارگردانی در Drive واقعاً حکم پادشاه را دارد. چند انتخاب سبکی بودند که برایم جواب ندادند، مثل مونتاژهای تکراریِ سنگین بر صدا، و شخصیت گاسلینگ هم اصلاً دلنشین نبود (کمی خودخواه بهنظر میرسید). اما در کل تحت تأثیر قرار گرفتم و قطعاً از این پس کارهای رفن را دنبال خواهم کرد.
Drive نهتنها انفجارهای خشونتآمیز شدیدی دارد، بلکه برای اولین بار در چند سال اخیر توانست با یک صحنه ترساندن ناگهانی واقعاً من را بپراند.
امتیاز نهایی: 3.5 از 5 — واقعاً خوشم آمد. قویاً پیشنهاد میکنم وقت بگذارید و تماشا کنید.
---
سرنوشت؟ نامعلوم...
Drive را نیکلاس وایندینگ رفن کارگردانی کرده و حسین آمینی فیلمنامه را از رمانی به همین نام اثر جیمز سالیس اقتباس کرده است. بازیگران شامل رایان گاسلینگ، کری مولیگان، برایان کرانستون، آلبرت بروکس، اسکار آیزاک، کریستینا هندریکس و ران پرلمناند. موسیقی از کلیف مارتینز و فیلمبرداری از نیوتون توماس سیگل است.
راننده (گاسلینگ) روزها بدلکار هالیوودی است و شبها بهعنوان راننده فرار برای خلافکاران پول خوبی درمیآورد. همسایهٔ متأهل کناری، آیرِن (مولیگان)، و پسر کوچکش بنیشیو وارد زندگی او میشوند و او را میان دو نبرد میفروشند؛ یکی برای ارزش عاطفیاش و دیگری در برابر زیرزمینهٔ جنایتکاران.
این فیلم انسانی واقعی و قهرمانی واقعی را نشان میدهد.
Drive در کن با تشویق مواجه شد، بلافاصله به وضعیت کلاسیکِ فرقهای رسید و نقدهای ستایشآمیزی گرفت؛ میتوان گفت یکی از بزرگترین سورپرایزهای ۲۰۱۱ بود. ممکن است بعضیها بگویند اینکه در سالی پر از بلاکباسترهای بیمغز و تمثیلهای پُرادعا قرار گرفت، باعث شد فیلمی مثل Drive راحتتر مخاطبِ پسندِ خود را بیابد. با این حال Drive فیلمی ویژه است و شگفتیاش در این است که به فیلمی متفاوت از آنچه خلاصهٔ داستان گمان میبرد تبدیل میشود. برخی ممکن است انتظار داشتند چیزی شبیه Fast & The Furious ببینند، اما با رشد شهرت فیلم، میتوان گفت بسیاری هم بهطور غیرمنتظرهای جذب ویرستِ وسترنیِ رفن در لباس نئونوآرِ دههٔ هشتاد شدند.
در نگاه اول شاید داستان ساده و متمایل به ظاهر بر محتوا بهنظر برسد، و اینکه شخصیت کمحرفمان تمایلی به گسترش گفتگو ندارد ممکن است به منتقدان سطحی وزن بدهد. اما مواد اولیه در دستانی عالیاند؛ رفن، سیگل، گاسلینگ و همکارانشان با آرامش فیلمنامهٔ مختصر آمینی را باز میکنند تا افسانهای شهری و زمخت با لایههای اثیری را آشکار سازند. فیلمی که در آن یک نگاه بیشتر از هر کلمهای میگوید، گرفتن دستها لایهها را نشان میدهد، و آرامش غالب گاهی با انفجارهای خشونتآمیز شکسته میشود؛ اما همیشه فیلمی هوشمندانه و با قلبی تپنده باقی میماند.
پیش بردن فیلم بر دوش پیچیدگی شخصیت رانندهٔ گاسلینگ است. او تاریخچهٔ شفافی برای ما ندارد و جز پیوند لطیف با آیرِن و کودک چیزی را فاش نمیکند. او یکی از مناطق خاکستریِ عمدی در ساختار داستان است. به اندازهای میفهمیم که طرفدارش باشیم؛ قهرمانی نجیب اما نقصدار که در برابر سرنوشت میجنگد تا از بیگناهان دفاع کند — شِینِ مدرن در لسآنجلس آشفته. کمک میکند که پشت فرمان بسیار خونسرد و مسلط است، و جذابیتی شبیه استیو مککوئین دارد. رفن لحظات جادوییِ بسیاری در صحنههای ماشینی خلق میکند؛ از دنبالهٔ فرار تقریباً دهدقیقهای آغازین تا تعقیبومیرِ تمامسرعت؛ وقتی اکشن جاری میشود، آدرنالین را واقعاً بالا میبرد.
گاسلینگ فوقالعاده است؛ بلافاصله نمادین میشود: صدای نرم، چشمهای آبی نرم، خلال دندان روی لب — توانایی بازیگریاش باعث شده هرگونه ادای احترام به شخصیتهای نمادینِ سینما به کاریکاتور تبدیل نشود. او در لحظات آرام موفقیت بیشتری دارد؛ چه هنگام تماشای تلویزیون با بنیشیو و چه هنگام خیره شدن به چشمهای آیرِن؛ گاسلینگ جذابیتی مغناطیسی دارد. مولیگان هم عالی است؛ نقش آیرِن را بهخوبی کمرو بازی میکند و با گاسلینگ شیمیای ایجاد میکند که دل را میسوزاند. آیزاک نقش همسر سابق/زندانی را خوب ایفا میکند و خوشبختانه کلیشهای نیست، بروکس روی بدطینتیِ نهفتهاش میدرخشد، و کرانستون دل به نقش رئیس گاراژ راننده میدهد — نزدیکترین چیزی که راننده دارد به یک دوست. تنها شخصیت یکبعدی متعلق به پرلمن است، اما پرلمن نیرویی پرانرژی و تماشایی است که فیلم را از بد بودن آن کاراکتر نجات میدهد.
از تیتراژ صورتیِ نئونی آغازین، همراه با صدای سینتِِ بازگشتگونهٔ دههٔ هشتاد (که تا روزها در گوش میماند)، مشخص است که رفن به سبک اهمیت زیادی میدهد. Drive پر از نماهای کلاس و هنری، حرکات سیال دوربین، برداشتهای طولانی، چارچوببندیهای غیرمرکزی، حرکت آهسته و نماهای خیرهکنندهٔ هلیشات از لسآنجلس نئونی است — کارگردان چشم تیزبین برای پوشاندن داستانش دارد. او بهطور قابلتوجهی به تدوینگر متیو نیومن و فیلمبردار سیگل هم وابسته است. تدوینگر در دقت یکپارچه عمل میکند و فیلمبردار استاد سایهها و رنگآمیزیست. همینها Drive را به یک ضروریِ بلوری تبدیل میکند.
میتوانید حدود ده فیلم نام ببرید که Drive به آنها شبیه خوانده شده یا از آنها تأثیر پذیرفته — کارهای مایکل مان، والتر هیل، ویلیام فریدکین و سرجیو لئونه — اما اطمینان داشته باشید Drive هنوز تازه و هیجانانگیز است، بستهٔ سینماییِ کامل. شاهکار رفن و یکی از بهترین فیلمهای ۲۰۱۱. امتیاز: 10/10
---
یکی از بهترین فیلمهایی که تا به حال ساخته شده بهنظر من. هیچکدام از بخشهای فیلم آنقدرها که بعضی گفتند خستهکننده نبود. فقط نرو انتظار یک فیلم اکشن خالص داشته باشی. شاهکار، 10/10.
---
طنزآمیز اینکه فیلمی دربارهٔ رانندههای فرار و تعقیبوگریزِ ماشینی برای من خیلی کند بود.
بسیار نگاههای طولانی و سکوت. Drive بیشتر گفتوگوها را حذف کرده تا شخصیت اصلی مرموز و جذابتر شود، اما کندیِ روایت که با وجود تعقیبهای ماشینی فوقالعاده و لحظات اکشن پر از خون و خشونت کشیده میشود، هیجان را از بین میبرد. نبود دیالوگ باعث میشود بازیگران با چشم، زبان بدن و رفتار خود اجراهای خارقالعادهای ارائه دهند که بازیگران این فیلم با مهارت قابل توجهی از پس آن برآمدهاند. فضاسازی و زیباییشناسی فیلم زیبا و منحصربهفرد است و تصویرپردازی را تقویت میکند. هرچند فیلم ایدههای خوب، اجراهای محکم و صحنههای دوستداشتنی زیادی دارد، اما ریتم و سبک آن باعث شد من مرتب به ساعت نگاه کنم و برای گرفتن خوراکی از جا بلند شوم در حالی که فیلم پسزمینه بود. گمان میکنم این فقط مورد «مناسب سلیقهٔ من نبود» است، اما در نهایت فیلمی نیست که بتوانم توصیهاش کنم.
---
اگر از صحنههای خیره شدن و حرکت آهسته چشمپوشی کنید، کمتر از یک ساعت فیلم باقی میماند. بهطور کلی دوستش داشتم، اما آنقدر که تبلیغ شده بود خوب نبود. میشد با کارگردانی متفاوت و ضربآهنگِ سریعتر بهتر ساخته شود. شاید رایان گاسلینگ اینطور است، اما در طولِ فیلم بسیار مضطرب و تنشزده بهنظر میرسد. اگر تمام دیالوگهایی را که در یک ساعت و نیم میگوید روی کاغذ بنویسیم، حتی به یک صفحه هم نمیرسد؛ هیچگونه بیانِ صورتِ معناداری هم ندارد. به این ترتیب هر کسی میتواند بازیگر شود و نقش بازی کند. جز موسیقی، چیز خاصی در فیلم نیست. من سالها بعد فقط بهخاطر عاشقِ موسیقی آغازینش فیلم را دیدم.
---
هر چیزی که چرخ داشته باشد، شخصیت بینامِ رایان گاسلینگ میتواند از آن استفاده کند. وقتی بدلکار فیلم نیست و پشت ماشین سهچرخ زده و شیرینکاری نمیکند، بهعنوان رانندهٔ فرار آزاد برای خلافکارانی کار میکند که به یک نفر قابلاعتماد نیاز دارند. دوستش «شانِن» (برایان کرانستون) خودش را علاقهمند به مسابقات موتوری میداند و به دوست ثروتمند (و تا حدودی فاسد)اش «برنی» (آلبرت بروکس) پیشنهاد میدهد سیصد هزار دلار سرمایهگذاری کنند تا تیمی راه بیندازند. درست وقتی اوضاع دارد شکل میگیرد، راننده به همسایهای بهنام آیرِن (کری مولیگان) علاقهمند میشود و تدارک دیداری با او و پسر کوچکاش را میبیند. او بار خودش را دارد — اما دوست پسرش (اسکار آیزاک) فعلاً در زندان است و بنابراین رابطهشان رشد میکند. وقتی او از زندان آزاد میشود، دوست پسرش برای یک سرقت کوچک از یک گروکشی کمک میخواهد. آن ماجرا خراب میشود و او ناگهان با جسدی، کیف پولِ پولِ مافیایی و تقریباً همهٔ گروههای خلاف پشت سرش روبهرو میشود. او باید او را امن نگه دارد و برای بقا هوشیار بماند؛ نیمساعت آخر فیلم هیجانانگیز و پُرتنش است که این مرد دقیق را در تلاش برای زنده ماندن نشان میدهد. این فیلم همهاش دربارهٔ گاسلینگ است و او صفحهٔ نمایش را کامل در اختیار دارد. اجرای کاریزماتیک او پشت فرمان در سراسر فیلم خوب کار میکند و هر چه فیلم با ظرافت جلو میرود، او با اعتمادبهنفس بازی میکند. مولیگان زیاد ظاهر نمیشود که تأثیر زیادی بگذارد، اما در اصل این یک نمایش تکنفره است که نخهایی از طمع، فساد و رومانس را سرگرمکننده در هم میبافد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران