اتفاقات فیلم در زمانی رخ میافتد که انسانها ، اورکها ، الفها و پریها همه در یک مجموعه زندگی میکنند و فیلم به دو پلیس کاملا متفاوت میپردازد. یکی از آنها یک انسان است و دیگری یک اورک میباشد. آنها باید با تمام تفاوتهای شخصیتی خود کنار بیایند و برای محافظت از یک الف جوان با یکدیگر کار کنند و هر اشتباهی در این بین میتواند به نابودی همه چیز منجر شود و…
اتفاقات فیلم در زمانی رخ میافتد که انسانها ، اورکها ، الفها و پریها همه در یک مجموعه زندگی میکنند و فیلم به دو پلیس کاملا متفاوت میپردازد. یکی از آنها یک انسان است و دیگری یک اورک میباشد. آنها باید با تمام تفاوتهای شخصیتی خود کنار بیایند و برای محافظت از یک الف جوان با یکدیگر کار کنند و هر اشتباهی در این بین میتواند به نابودی همه چیز منجر شود و…
آنقدرها هم که منتقدها میگویند وحشتناک نیست. اما واقعاً فقط ارزش دیدن روی سرویسهای استریم را دارد؛ بههیچوجه ارزش دیدن در سینما را ندارد. فیلم ترکیبی از درام سختجونِ پلیسی و فانتزیای به سبک ارباب حلقهها است. ایده جالبی دارد اما بیشتر شخصیتها بهخوبی پرداخته نشدهاند، بهویژه ضدقهرمانها. تنها شخصیتی که کاملاً شکل گرفته و جذاب است اورکِ جوئل ادگرتون است؛ او بهترین بخش فیلم...
آنقدرها هم که منتقدها میگویند وحشتناک نیست. اما واقعاً فقط ارزش دیدن روی سرویسهای استریم را دارد؛ بههیچوجه ارزش دیدن در سینما را ندارد. فیلم ترکیبی از درام سختجونِ پلیسی و فانتزیای به سبک ارباب حلقهها است. ایده جالبی دارد اما بیشتر شخصیتها بهخوبی پرداخته نشدهاند، بهویژه ضدقهرمانها. تنها شخصیتی که کاملاً شکل گرفته و جذاب است اورکِ جوئل ادگرتون است؛ او بهترین بخش فیلم است.
تقریباً فیلمی عالی است، اما پایانبندی کمی آن را خراب میکند.
ایدهی کلی درخشان است: پلیسِ همرأی و دنبالهای به سبک ارباب حلقهها. شاید انتظار داشته باشید با یک اکشن پاپکُرنی و طنزآمیز روبهرو شوید، اما Bright برخلاف انتظار، تاریک و عمیق است. از تبعیض نژادی شروع میکند، دربارهی فسادِ پلیس حرف میزند، دربارهی انتخابهای سخت و اعتماد به کسانی که دوستشان ندارید است و البته دربارهی نبرد میان خوبی و بدی.
اورکها نمادی از هر اقلیتِ سرکوبشدهای هستند؛ استعارهای هوشمندانه هرچند تا حدودی آشکار. کمتر واضح اما جالب، تصویرِ الفهاست که بهعنوان طبقهای متکبر و ویژهخوار نشان داده میشوند. اگر همیشه فکر میکردید الفهای ارباب حلقهها کمی نخنما و از خود راضیاند، این وارونهسازی را دوست خواهید داشت.
ویل اسمیت همانقدر خوب است که همیشه بوده؛ نسخهای پیرتر و خستهتر از نقشهایی مثل I, Robot. جوئل ادگرتون در نقش اورک خوب بازی میکند و نومی راپاس انگار ذاتاً برای بازی در نقش یک الف شرور زاده شده است.
متأسفانه بعد از کلی اکشن سخت و حسابشده که خیلی خوب کارگردانی شده، پایانبندی شبیه کلیشههای فیلمهای اکشن به نظر میرسد. در این فیلم ظرفیتهای بیشتری در شخصیتها، مسائل سیاسی و پسزمینهی جادویی وجود داشت که میشد با پایانبندی محورِ شخصیت پیش برود، نه با مشت و لگدِ بیمغزِ پایانی. با این حال Bright دیدنی است؛ در برخی جنبهها از دست میدهد اما در نهایت یک فیلم سرگرمکنندهی «دوستانِ پلیسی» باقی میماند که این هم کم بد نیست.
از هر صد بار که عقیدهام با منتقدها متفاوت میشود، معمولاً میفهمم چرا هر کداممان به آن نتیجه رسیدهایم و سرِ زندگیام میروم. اما سالی یکی دو بار پیش میآید که از دیدنِ جمع کثیری که فیلم را نمیپسندند تنها این فکر میکنم: «این دنیا واقعاً دیوانه است.» آخرین بار این حس را با Chappie داشتم و حالا دوباره با Bright.
امتیاز نهایی: ★★★½ — واقعاً خوشم آمد. قویاً توصیه میکنم زمانش را صرف کنید و ببینید.
همهچیز دربارهی Bright یک دستاورد در بد بودن است. برای فیلمی با دنیای جذاب و پیشفرضِ جالب، مکس لَندیِس، دیوید آیِر و بازیگران توانستهاند واقعاً آشغال تحویل دهند. مشکل اصلی فیلمنامهی افتضاحِ لَندیِس است با دیالوگهایی از بدترینهایی که شنیدهام و بازیِ ویل اسمیت و (آنچه بهنظر میرسد) بداههگوییهایش. تقریباً همه بازیگران بد عمل کردهاند، اما لااقل نصف تقصیر را باید به گردن لَندیِس انداخت. دیالوگها مصنوعیاند، داستان پر از حفره و کند و پر از مزخرفات است و دیدگاههای اجتماعیاش خِشن و ناتوان. ویل اسمیت بازیگر قابلی است با نامزدیهای امی و گلدن گلوب؛ معمولاً کارش را خوب انجام میدهد. اما در Bright او همان ویل اسمیت همیشگی است که فقط با مراجع فرهنگی عامهپسند و ناسزا حرف میزند (که دربارهی دنیای Bright سؤالهایی هم ایجاد میکند؛ مثلاً شرک در دنیایی هست که انسانها و اورکها هزاران سال با هم زیستهاند؟). انگار هیچکس جرات نکرده او را کنترل کند، اما معلوم میشود برای کسانی که فیلم را میسازند هم چندان مهم نبوده.
هرچقدر فیلمنامه و داستان بد هستند (که گواهِ تواناییِ لَندیِس در تنبیهِ مخاطب است)، تقریباً میتوان از افتضاح بودنِ جلوههای بصری و هماهنگی مبارزات عبور کرد. انفجارها و خونپاشیها کیفیتی پایین دارند و سکانسهای بزرگِ درگیری بیمعنی، تنبل و گیجکنندهاند. این فیلم آنقدر نادان است که حتی قوانین خودش را هم رعایت نمیکند. تعلیق باور فقط وقتی کار میکند که فیلم در چارچوب دنیای خودش بماند؛ هر پانزده دقیقه Bright کاری میکند که یا بیمعنی است یا با قوانینِ ساختهشدهاش تناقض دارد. جزئیات زیادی نمیگویم تا خراب نکنم، اما بخش عمدهای از فیلم جستوجو و حفاظت از یک عصای جادویی است. در دنیای Bright فقط «برایت»ها میتوانند عصا را نگه دارند؛ اگر کسی غیر برایت عصا را لمس کند، فوراً میترکد. بهنظر میرسد هیچ راهی برای شناخت برایت بودنِ کسی جز گرفتن عصا و دیدنِ انفجار وجود ندارد و در فیلم بهصورتی نشان داده میشود که برایتها نادرند. پس با این توضیح، چرا همه فکر میکنند خودشان برایتاند و بهسراغ عصا میروند؟ یک شخصیت فرعی حتی عصا را امتحان میکند و هرچند منفجر نمیشود، اما هیچ منطقی برای برایت بودنش وجود ندارد. Bright بیمعنی است و بهراحتی یکی از بدترین فیلمهایی است که دیدهام. از نظر فنی دوربین خوب است، صحنهها قابل قبولاند، صدا درست میکس شده، اما همینها تنها نکات مثبتِ فیلماند. این فیلم احمقانه است، مزخرف و بیمعنی. معمولاً با نظرات منتقدان حدود ۹۵٪ اختلاف دارم، اما اینبار باید با آنها موافق باشم. من فیلمهای علمیتخیلی، اکشن و فانتزی دمدستی را دوست دارم؛ حتی Suicide Squad را هم دوست دارم (همکاری قبلی دیوید آیِر و ویل اسمیت)، اما از Bright هیچ حس مثبتی نگرفتم. مگر اینکه دنبال فیلمی باشید تا با دوستانتان و در حال مستی بخندید و پرتوپلا کنید، از Bright دوری کنید؛ افتضاح است.
بعضی وقتها دوستان میگویند «برو فیلم را ببین و زیاد به داستان ایراد نگیر». من هم سعی کردم همین کار را بکنم و بعد از لذت بردن کامل از فیلم و خروج با حس خوب، از دیدن انتقادات شگفتزده شدم. برخی نقدها معنی دارند: پیشزمینه بهخوبی توضیح داده نشده و اینکه چرا اورکها منفورند وقتی هزار سال پیش یک اورک همه را متحد کرد تا لرد تاریکی را شکست دهند، سوالبرانگیز است. با این حال، این فیلم چشماندازی منحصربهفرد و تماشایی داشت و در دلش یک قهرمان اورک بود که باوجود طردشدگی نجیب، صادق، شجاع و دوستداشتنی بود. ویل اسمیت هم قهرمانِ مرددِ بسیار خوب و قابلقبولی بود. اکشنها شدید بودند اما هرگز خستهکننده نشدند و طنزِ فیلم از معصومیت فضیلتمندِ اورک ناشی میشد که خیلی خوب کار کرده بود. این فیلم برای من جواب داد و شدیداً توصیهاش میکنم.
فیلم این حس را میدهد که میتواند به یک سریال تبدیل شود. اما همزمان این حس را هم دارید که مثل بسیاری از آثار خوب علمیتخیلی، نتفلیکس فقط آنقدر اجازه میدهد ادامه پیدا کند که شما با آن درگیر شوید و بعد لغوش میکند... پس شاید بهتر است تنها یک فیلم مستقل باشد.
نقطهی منفی این است که معرفیِ ویل اسمیت در فیلم تا حدی شبیه Independence Day است؛ این باعث میشود احساس کنید قبلاً این را دیدهاید و این حس در طول فیلم همراه شماست چون فیلم شبیه آثار دیگری مینماید که گاهی نمیتوانید دقیقاً نام ببرید. اما نکته مثبت این است که تیتراژِ افتتاحیه همین کار را میکند و خیلی خوب جهانِ فیلم را میسازد. از ابتدا حسِ لسآنجلسِ دههی ۹۰ با نگاهی به روابط نژادی را منتقل میکند، بدون اشاره به نژادهای واقعی، و این در نوع خود بهندرت بهتر از استفادهی مارول از جهشیافتههاست.
همهچیز در مجموع فیلمی بسیار آشنا میسازد. احساس میکنید قبلاً آن را دیدهاید و این هم ضعف و هم قوت است. در نهایت اما این آشنایی بیشتر یک نقطه قوت است چون کمک میکند سریعتر در فیلم غرق شوید و تعلیقِ باور برایتان راحتتر شکل بگیرد؛ تا زمانی که تیتراژ تمام نشده، میپذیرید که این دنیا واقعی است و جادو وجود دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران