اشتباه است اگر این را «فقط یک فیلم تراجنسی دیگر» بنامیم. این یک داستان عاشقانهٔ پرتنش است که بهشیوهای نوستالژیک و آوانگارد روایت میشود و در مجموع تأثیرگذار است. هم هنر نمایشدادهشده که قرار است زندگی دو هنرمند را بازتاب دهد و هم خود قصه برایم لذتبخش بود.
گزارشِ زَویهی زاویر دولان تا حدودی شبیه بازنویسی کتاب هویت جنسیتی است: نگاهی نسبتاً طولانی اما قدرتمند به...
اشتباه است اگر این را «فقط یک فیلم تراجنسی دیگر» بنامیم. این یک داستان عاشقانهٔ پرتنش است که بهشیوهای نوستالژیک و آوانگارد روایت میشود و در مجموع تأثیرگذار است. هم هنر نمایشدادهشده که قرار است زندگی دو هنرمند را بازتاب دهد و هم خود قصه برایم لذتبخش بود.
گزارشِ زَویهی زاویر دولان تا حدودی شبیه بازنویسی کتاب هویت جنسیتی است: نگاهی نسبتاً طولانی اما قدرتمند به زندگی «لورانس» (ملویل پوپوآد). لورانس مردی نسبتاً ناراضی است که به دوستدختر دیرینش «فرد» (سوزان کلمنت) اعلام میکند در جسم خودش عمیقاً احساس ناخشنودی میکند و اگر بهعنوان یک زن ادامه دهد، احساس تکامل و خشنودی بیشتری خواهد داشت. فرد کمی از شنیدن این حرفها شوکه میشود، گفتگوهای «آیا تقصیر من است؟» ردوبدل میشود و بعد واقعگرایی برای او آغاز میشود؛ واقعگراییای که برای والدین لورانس حتی دشوارتر است. پدرش واکنشی نسبتاً سنتی و طردکننده دارد، اما مادرش (ناتالی بای) دشواری بیشتری در پذیرش انتخابهای پسرش دارد. وقتی لورانس از او میپرسد «هنوز هم دوستم خواهی داشت؟»، مادر در پاسخ میگوید «داری زن میشی یا احمق؟» — این جمله نشان میدهد دنیای او نیز به همان اندازه به همریخته است که دنیای پسری که حالا میخواهد دختر شود.
با بالاگرفتن تنشهای خانواده، لورانس آزادانهتر لباس میپوشد و این در محل کارش بازتاب پیدا میکند. او مدرس ادبیات است — شغلی که شاید انتظار میرود فضای مدارا و انتخابهای متنوعتری فراهم کند، اما او خیلی زود از تکیهگاههای سنتیاش محروم میشود، هرچند کاملاً مصمم باقی میماند. داستان در بازهای دهساله روایت میشود که طی آن لورانس بهسمت تطابق جنسیتی حرکت میکند و با پیامدهای این تصمیم برای خود و اطرافیانش روبهرو میشود. پوپوآد در تجسم فراز و فرودهای زندگی جدید او، روزهای شادمانی و توانمندی را در کنار روزهای افسردگی و انزوای او بهخوبی نشان میدهد. ناتالی بای هم در نقش مادری درگیر و دچار تردید که مطمئن نیست چه برای فرزندش بهتر است، عملکرد قویای ارائه میدهد و رفتار او قابلباور به نظر میرسد.
نقشِ عاشق لورانس بهعهدهٔ بلِر است که از نظر من بهخوبی کار نکرد؛ شاید چون رفتارِ نوشتهشده برای شخصیت او غالباً واقعی بهنظر نمیرسد. فیلمنامه گاهی بیش از حد گفتگو محور است و در مواقعی دلم میخواست سکوت کنند تا خودم بتوانم موقعیت را بهتر درک کنم و کنار هم بگذارم. با این حال فیلم خالی از لحظات تأملبرانگیز نیست و گاهوبیگاه طنز خشکِ ظریفی برای سبککردن فضا دارد؛ در نهایت اما همین اجرای پوپوآد است که باعث میشود به شخصیتها دل ببندید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران