خانوادهٔ اسمالبون زندگی راحتی دارند که خرجش را مهارتهای تبلیغاتی پدر، دیوید (جوئل اسمالبون در زندگی واقعی پسر او)، تأمین میکند. اما وقتی توری که او تمامقد حمایت میکند خراب میشود، خانواده ورشکسته میشوند. در استرالیا کسی به او کار نمیدهد، پس با وعدهٔ فرصت جدیدی به نشویل میرود. خوشحال شدم که او تبلیغکنندهٔ من نبود: همهٔ دارایی را میفروشد و همسرش (دیزی بتس) و...
خانوادهٔ اسمالبون زندگی راحتی دارند که خرجش را مهارتهای تبلیغاتی پدر، دیوید (جوئل اسمالبون در زندگی واقعی پسر او)، تأمین میکند. اما وقتی توری که او تمامقد حمایت میکند خراب میشود، خانواده ورشکسته میشوند. در استرالیا کسی به او کار نمیدهد، پس با وعدهٔ فرصت جدیدی به نشویل میرود. خوشحال شدم که او تبلیغکنندهٔ من نبود: همهٔ دارایی را میفروشد و همسرش (دیزی بتس) و خانوادهٔ ششنفریاش (با فرزندی در راه) را با خود میبرد، تنها برای اینکه همهچیز در آخرین لحظه از هم بپاشد. او بدون داشتن قرارداد قطعی، چنین آشفتگیای به پا میکند؟ این تصمیم منطقی به نظر نمیرسد.
آنها به خوابیدن روی زمین در خانهٔ اجارهای و انجام کارهای پارهوقت، باغبانی و تمیز کردن توالتِ همسایههای نسبتاً مرفه تن میدهند تا گذران زندگی کنند—تا کریسمس نزدیک میشود؛ بچهها انتظار دارند و والدین پولی ندارند. دیدار اتفاقی با یکی از دوستان جدیدشان (کندیس کامرون بور) در سوپرمارکت ممکن است بسیاری از مشکلاتشان را حل کند، اما غرور پدر مانع میشود؛ این غرور نه تنها برای او، که برای آیندهٔ حرفهای دخترش ربکا (کیریلِی برگر) که صدای خوبی دارد اما نمیتواند از آن بهره ببرد، مشکلساز است، در حالی که گزینههای واضحی در دسترس است. ایمان مسیحی عمیق خانواده امیدشان را از بین نبرده، اما به یک شانس نیاز دارند.
فیلم تا حدی شبیه یک بیوپیک است؛ خطر جدی وجود ندارد، فقط یک مسیر زندگی که برای من چندان برجسته نبود. لوکاس بلک گهگاه در نقش دوست ثروتمند و ترانهسرا ظاهر میشود اما بازی او خشک و با ریشی بیش از اندازه است. باقی بازیها نیز نسبتاً متوسطاند و درام رویکردی سنتی و احساساتی شبیه برنامههای روزانه دارد که با مذهب و شانس همراه است. به نظرم فیلم بیشتر مناسب تلویزیون است تا سینما.
چه فیلم شگفتانگیزی! عملاً نکتهٔ منفیای در آن نیافتم. اگر اشکالی ببینید، بهگمانم کمی بیاحساس باشید—این نظر من است. داستان بسیار تأثیرگذار بود و چالشهای خانوادهای را که از زندگی لوکس تا نزدیک به بیخانمانی سقوط میکنند، بهخوبی نشان میداد. آنها کشورشان را ترک میکنند و پس از ورود به آمریکا با بدرفتاری مواجه میشوند؛ تلخ است که بدانیم چنین چیزهایی در زندگی واقعی هم رخ میدهد و اینکه فیلم براساس یک داستان واقعی است، غم را عمیقتر میکند.
قهرمان داستان در اثر سختیها رو به زوال میرود و به نقطهٔ بحران میرسد، اما خانواده ایمانشان را از دست نمیدهد؛ مادر شخصیتی قوی و مقاوم است که همه را کنار هم نگاه میدارد. در طول فیلم تحت تأثیر قرار گرفتم و در بسیاری از لحظات گریه کردم—این صرفاً حساسیت من نبود؛ فیلم احساسی عمیق برانگیخت و همزمان هم غم خانواده و هم شادیِ بازیابی آرامش را منتقل کرد. پیام دربارهٔ کار سخت، تلاش، ایمان و تابآوری که به ثبات میانجامد، بسیار مؤثر بود. دیدن مبارزات آنها و معجزههای کوچکِ یاریرسان بسیار احساسبرانگیز بود؛ دیدنش را توصیه میکنم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران