دیو لیزفسکی یک دانش آموز ساده دبیرستانی است که به کتابهای کمیک علاقه زیادی دارد. او یک روز تصمیم می گیرد یک ابرقهرمان شود، در حالی که نه قدرتی دارد، نه آموزشی دیده و حتی دلیل قانع کنندهای هم برای انجام این کار ندارد.
دیو لیزفسکی یک دانش آموز ساده دبیرستانی است که به کتابهای کمیک علاقه زیادی دارد. او یک روز تصمیم می گیرد یک ابرقهرمان شود، در حالی که نه قدرتی دارد، نه آموزشی دیده و حتی دلیل قانع کنندهای هم برای انجام این کار ندارد.
فکر میکردم این فیلم یک کمدیِ خیلی خندهدار است، اما اشتباه میکردم. نمیدانستم فیلم نسبتاً جدی است و صحنههای واقعی خشونت و کشتار دارد. شبیه «کیل بیل» بود، اما بدون صحنههای خیلی وحشتناک. در نتیجه اصلاً فیلمی مسخره نبود.
شخصیت کیک-اس نسبتاً نادان و خام به نظر میآمد؛ یعنی یک ناشناسِ دبیرستانی که میخواهد کسی شود. از میان همهٔ ایدههایی که میتوانست به ذهنش برسد، تبدیل...
فکر میکردم این فیلم یک کمدیِ خیلی خندهدار است، اما اشتباه میکردم. نمیدانستم فیلم نسبتاً جدی است و صحنههای واقعی خشونت و کشتار دارد. شبیه «کیل بیل» بود، اما بدون صحنههای خیلی وحشتناک. در نتیجه اصلاً فیلمی مسخره نبود.
شخصیت کیک-اس نسبتاً نادان و خام به نظر میآمد؛ یعنی یک ناشناسِ دبیرستانی که میخواهد کسی شود. از میان همهٔ ایدههایی که میتوانست به ذهنش برسد، تبدیل شدن به ابرقهرمان را انتخاب کرده بود. در مقابل، بیگ ددی و هیتگرل بودند که بدلکاریها و اکشنهای واقعی را انجام میدادند و شخصیتهایشان بسیار بامزه بودند. دربارهٔ نقش نیکلاس کیج هم کلمات مناسبی به ذهنم نمیرسد؛ او نقش پدری خوب را بازی میکند که بلد نیست چگونه دخترش را تربیت کند. و بعد کلویی مورِتز—وای—تمام صحنههای اکشن را او انجام داد؛ آن هم وقتی فقط حدود 13 سال داشت. من واقعاً طرفدارش شدم. و رد میست هم مثل کیک-اس بهنظرم خیلی مضحک بود.
نمرهام به این فیلم: A.
فیلم مورد علاقهام!
دِیو کمیکخوان و دو رفیقش در دبیرستان دائماً آزار میبینند و با کمیکها زندگی میکنند. وقتی از این وضعیت خسته میشود، یک لباس ابرقهرمانی از اینترنت میخرد و شبها بیرون میرود به این امید که لباس سبزرنگاش جنایتکاران شهر را منصرف کند. بعد از بارها کتک خوردن، توسط یک تیم پدر و دختر همفکر نجات پیدا میکند؛ آنها او را زیر بال و پر خود میگیرند و آموزش میدهند. در همین حال، رئیس باند جرم و جنایت «دامیکو» شهر را با دست آهنین اداره میکند و پسر بیچارهاش، کریس، با تحسین به او نگاه میکند. بهطور غیرمنتظره، این سه نفر در برابر این شرور موفقیتهایی کسب میکنند و خطوط درگیری مشخص میشود — و بقیهٔ داستان را حدس میزنید.
تا حدی این فرمول جواب میدهد. آرون تیلور-جانسون (بهویژه با عینک و موی فر) بازی جذابی دارد و شیمیای میان شخصیت او و مایندی (کلویی گریس مورِتز) حس میشود، همه زیر تعلیم پدری نسبتاً کمرنگِ نیکلاس کیج در نقشِ دِیمُن. متأسفانه شروع جالب و متفاوتی که نشان میداد آدمهای معمولی میخواهند جامعهشان را بهتر کنند — بدون قدرتهای خارقالعاده — خیلی زود کمرنگ میشود و شوخیهایی که اوایل تیز و هوشمندانه بودند، بهتدریج کودکانه و وابسته به زبان رکیک میشوند. مارک استرونگ چندان شرورِ قابلاتکایی نیست و صحنههای درگیری آنقدر کش داده شدهاند که در نهایت تکراری و خستهکننده میشوند. فیلم لحظات خوبی دارد و عموماً سرگرمکننده است، اما از نیمهٔ فیلم به بعد ایدههایش کم میشود و فقط با تلاش تا پایان پیش میرود.
خیلی هیجانانگیز!
چه تقریباً دو ساعتِ عالیای این فیلم دارد! «کیک-اس» یک فیلم فوقالعادهٔ ابرقهرمانی است که خودش را خیلی جدی نمیگیرد و این بزرگترین تحسینی است که میتوانم به آن بکنم. فیلم بسیار سرگرمکننده است! علاوه بر این، صحنههای اکشن فوقالعادهای دارد و لباسها، هرچند بامزه و خندهدار، طراحی جذابی دارند.
آرون تیلور-جانسون انتخاب درخشانی برای نقش اصلی است؛ تا کنون بهترین ایفای نقش او را در این فیلم میبینم — در کنار بازی بامزهاش در «بولتترین». همین را میتوان دربارهٔ کلویی گریس مورِتز هم گفت؛ او نقش هیت-گرل را بهطرز شگفتانگیزی زنده میکند و هم جنبههای کمدی و هم عنصر ابرقهرمانی را خوب اجرا میکند — واقعاً میتوان گفت فیلم باید متعلق به او میبود.
نیکلاس کیج هم در نقشی کاملاً مطابق با سبکش، سرگرمکننده است. صحنهٔ آغازین با حضور او و مورِتز بسیار لذتبخش است. همهٔ بازیگران عملکرد قابلقبولی دارند و برجستهترینشان مارک استرونگ است — بازیگری که معمولاً در فیلمهای متیو وان حضور دارد و خوشساخت ظاهر شده است.
امیدوارم دنبالهٔ فیلم ناامیدکننده نبوده باشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران