هنگامی که یک سکونتگاه صلح آمیز در لبه یک ماه دور خود را در معرض تهدید ارتش یک نیروی ظالم حاکم می بیند، یک غریبه مرموز که در میان روستاییانش زندگی می کند بهترین امید آنها برای بقا می شود.
هنگامی که یک سکونتگاه صلح آمیز در لبه یک ماه دور خود را در معرض تهدید ارتش یک نیروی ظالم حاکم می بیند، یک غریبه مرموز که در میان روستاییانش زندگی می کند بهترین امید آنها برای بقا می شود.
Rebel Moon یک حماسهٔ فضایی ناقص است؛ توان رقابت با جنگ ستارگان یا دان را ندارد، اما برای طرفداران ژانر که خیلی سختگیر نیستند، سرگرمیهایی دارد. فیلم ایدههایی از شورشی کوچک علیه امپراتوری کهکشانی (مثل جنگ ستارگان) و روستایی که برای نجات خود دنبال جنگجویان نجیب میگردد (شبیه هفت سامورایی یا هفت عالی) را ترکیب میکند، اما به عظمت آثار الهامبخشش نمیرسد. با این حال،...
Rebel Moon یک حماسهٔ فضایی ناقص است؛ توان رقابت با جنگ ستارگان یا دان را ندارد، اما برای طرفداران ژانر که خیلی سختگیر نیستند، سرگرمیهایی دارد. فیلم ایدههایی از شورشی کوچک علیه امپراتوری کهکشانی (مثل جنگ ستارگان) و روستایی که برای نجات خود دنبال جنگجویان نجیب میگردد (شبیه هفت سامورایی یا هفت عالی) را ترکیب میکند، اما به عظمت آثار الهامبخشش نمیرسد. با این حال، گرچه قسمت اول گاهی گزافهگویی و پیشبینیپذیر بهنظر میرسد، فیلم سرگرمکنندهای است. زک اسنایدر جهان بصری چشمنوازی ساخته با رنگهای زنده و جلوههای جانوری خلاقانه. شخصیتها پسزمینهٔ زیادی ندارند، اما کنجکاوی تماشاگر را جلب میکنند و نشانههایی گذاشته شده که تماشاگر را برای احتمالی دیدن دنباله ترغیب میکند. با وجود نویسندگی سطحی و گاهی CGI ضعیف، Rebel Moon توجهم را حفظ کرد، سرگرمم کرد و باعث شد به قسمت دوم هم امیدوار باشم.
باز هم فیلمی از زک اسنایدر، باز هم موجی از مخالفان—چیز جدیدی نیست. بهنظرم خیلی خوب ساخته شده؛ در بعضی پلانها CGI واقعا باشکوه است. انتخاب سوفیا بوتلا برای نقش قهرمان بهترین انتخاب نبود اما بد هم نیست. برای فیلمی که قرار است نسخهٔ او از جنگ ستارگان باشد، ناامیدکننده هم نیست؛ کمی شبیه اپرای فضاییِ میدِوِیال/وسترن با طعنهای از وارهمر 40K است. دربارهٔ اینکه «کپیِ جنگ ستارگان یا هفت سامورایی» است—خب، چه اشکالی دارد؟ امروزه چیزی کاملاً جدید وجود ندارد؛ فیلم شگفتانگیز نیست اما قابل قبول است. بزرگترین ضعف برای من نه فاصلهٔ بین این قسمت و دنبالهاش بلکه این بود که مخالفآهنگِ نهایی فیلم—a کسی که بهنظر میرسید شرور اصلی است—در انتها نقشِ فرعی پیدا میکند و در نهایت یک مواجههٔ پایانی سطحی میشود. ترکیب نویسندگان (اسنایدر، کُرت جانستد و شِی هَتِن) انتخابِ چندان مناسبی نیست. از نظر بصری، بهجز چیدمان شبهکهنسالِ وسترن/سامورایی (از جمله یک دعوای بار)، انتخابهای خوبی داشت، بازیها خوب بودند؛ بوتلا میتوانست کاریزماتیکتر باشد. جلوههای عملی و پروتزها زیبا هستند—صدای آنتونی هاپکینز در نقش ربات تنها چند دقیقه است اما قابلتوجه. طراحی سفینهها آدم را به یاد اپرای فضایی ژاپنی دههٔ ۷۰ میاندازد، با حالوهوای شرورانِ وارهمر ۴۰K. تدوین خوب است و موسیقیِ تام هولکنبورگ انتخابِ مناسبی ولی یادگاری خاصی از موسیقی در ذهنم نماند. بهجز صحنهٔ پایانی ضعیف یا شتابزده، دلیلی برای اعتراض شدید ندارم. ناامیدیهای بزرگتر، همین و زمان طولانی انتظار برای دیدن ادامه است. نگرانم سهگانه—اگر مجموعاً حدود شش ساعت باشد—برای پرکردن نقاط باز شخصیتها و داستان کافی نباشد؛ اینجا نیاز به فیلمنامهای قویتر احساس میشود. از دید من فعلاً نمرهٔ ۶.۵/۱۰ (B-) مناسب است. به مخالفان اسنایدر گوش ندهید، خودتان ببینید و قضاوت کنید—برای من بیشتر حس اپرای فضایی ژاپنی دههٔ ۷۰ را داشت تا جنگ ستارگان.
تلاشِ نسبتاً خوبی است برای اینکه ببینیم چقدر میتوان به جنگ ستارگان نزدیک شد بدون اینکه دچار مشکلات حقوقی بشود. از فیلمهای اخیر جنگ ستارگان بهتر است. مبارزهٔ باس عنکبوتی شبیه Dark Souls عالی است، اما پس از آن همهچیز کمی با هم ترکیب و مبهم میشود. راهِ خوبی است برای گذراندن ساعتی و بعد بلند شدن و به کارهای روزمره رسیدگی کردن—انفجارها و جزئیاتِ داستان را بهصورت منفعل تجربه میکنید.
یادِ «Battle Beyond the Stars» (۱۹۸۰) میافتید؟ این فیلم ترکیبی شبیه آن و «هفت نفوذناپذیر» است که دیدنی است اما در همان حد باقی میماند. یک ترور سیاسی نظمِ قلمرو را بههم میزند و «جنرال نابل» (اد اسکرین) با دریدناوت خود مردم را ترسانده و به روستاییان میگوید ده هفته بعد برای برداشت محصول بازخواهد گشت. با سوءرفتارِ نگهبانانش، «کورا» (سوفیا بوتلا) وارد عمل میشود و آنها را قانع میکند با گونار راه بیفتند تا کمک جذب کنند. از آن پس مجموعهای از صحنههای پیشبینیشده و ازپیشطراحیشده را میبینیم که بهتدریج گروهی از یاغیان و خلافکاران جمع میشوند تا در یک تقابل نامتعادل با جنرال روبهرو شوند. صدای آنتونی هاپکینز و بازی چارلی هانم که گاهی لهجهٔ ایرلندی دارد هم در فیلم هست؛ داستان خطوط آشنای ماجراجویی، رومانس و توطئهٔ سیاسی را دنبال میکند و پایانش مستقیم یادآور Attack of the Clones است و برای دنباله آمادهمان میکند که بخشهایش را میشود حدس زد. من ژانر را دوست دارم و فیلم را نفرتآمیز نیافتم، اما ناامیدکننده و مکرراً تکراری است—چیزهایی که قبلاً دیدهاید.
امروز از Rebel Moon - Part One: A Child of Fire لذت بردم. تنها نکتهٔ واقعاً خوبِ این فیلم، ضدقهرمانش است. این فیلم ابتدا بهعنوان داستانی از جنگ ستارگان تصور میشد ولی دیزنی از ایدههای اسنایدر خوشش نیامد؛ او میخواست دنیای جدیدی بسازد با کاراکترهای تازه و خشونتِ بیشتر. فیلم با تصویری از یک دختر روستایی و سیارهٔ قرمزرنگ عظیم آغاز میشود ولی مشکل از همینجا شروع میشود: تقریباً همهچیز مصنوعی بهنظر میرسد و حسِ درهٔ عجیب (uncanny valley) وجود دارد؛ معلوم است بخش عمدهای در استودیو و جلوِ صفحههای LED ساخته شده. علاوه بر این، نورزداییهای سبک جیجی اِبرامز و گاهی CGI تنبل هم به چشم میآید؛ گاهی شک میکردم دارم انیمیشن تماشا میکنم یا فیلم لایواکشن. جای تاسف است که بازیگرانی توانا مثل جیمون هونسو، چارلی هانم و بی دونا حضور دارند اما فیلم فرصتی به آنها نمیدهد تا تواناییهایشان را نشان دهند. حتی سوفیا بوتلا که میتواند در صحنههای اکشن درخشان باشد، در بیشتر صحنهها در پسزمینهٔ فیلم ایستاده و از اخم به لبخند خفیف تغییر حالت میدهد. صحنههای مبارزه هم گاهی عجیباند؛ ترکیبی از مبارزات نزدیکِ خشن که میتوانست مستلزم نمایان شدن خون باشد و نبردهای لیزریِ درجهٔ PG-13—بهنظر میرسد بخشهای خشنتر حذف شدهاند. شایعههایی هست دربارهٔ یک نسخهٔ طولانیترِ «اسنایدر کات» خشنتر؛ شاید آن نسخه بهتر باشد، اما حتی با آن هم بعید است پشتزمینهٔ شخصیتها و جهان فیلم کامل و رضایتبخش شود. تک نکتهٔ مثبتِ واقعی اجرای اد اسکرین در نقش آنتاگونیست است؛ او نسخهای علمیتخیلی از ژنرالهای نازی را با لحنی مؤدبانه ولی در یک چشمبههمزدن تبدیل به دیوانهای بیرحم میکند. در کل فیلم ناامیدکننده بود. من طرفدار بزرگ علمیتخیّلام و اشتباهات خیلی زیادی را میتوانم ببخشم، اما این بار ایرادها واضح و خیلیاند. شاید قسمت دوم فیلم را کامل کند، یا شاید بهتر بود از ابتدا فیلم واحدی میشد؛ توصیهام به غیرطرفداران سرسخت علمیتخیّل این است که دو ساعتشان را برای چیز دیگری نگه دارند.
خیلیها غر میزنند که این فیلم کپیِ جنگ ستارگان است یا ترکیبی از ایدههای ناتمام سینما. بعضیها هم میگویند کمی از نگهبانان کهکشان در آن هست و جلوههای CGI بعضاً کابوسوار. یک تشبیه شاید مفید باشد: وقتی صبح میروی دستشویی و بین پاهایت چیزی را میبینی که خیلی شبیه همان چیزی است که دیروز هم دیدی، ناراحت نمیشوم—میگویم خوب، ثابتقدم، بعد آن را آب میبرم و فراموشش میکنم.
Rebel Moon - Part One: A Child of Fire سفری هیجانانگیز است! شاید هرگز کاملاً در داستان فرو نرفتم، اما در تمام مدت به شدت کنجکاو بودم که چه اتفاقی میافتد—برای فیلمی با حدود ۱۳۴ دقیقه طول، این نکته مهمی است. ساخت جهان و جلوههای ویژه را خیلی دوست داشتم. سوفیا بوتلا انتخاب فوقالعادهای برای نقش اصلی است و اجراش برای من لذتبخش بود. اد اسکرین هم در نقش شرور محکم و تأثیرگذار ظاهر شده؛ دیگر بازیگران فردی برجسته ندارند، اما بهعنوان یک گروه بازیگر قوی عمل میکنند. من واقعاً از تماشا لذت بردم و منتظر دنبالهاش هستم.
چه فیلم خوبی! من همیشه جنگ ستارگان و فیلمهای شبیه آن را خستهکننده مییافتم، اما این یکی واقعاً عالی بود: داستانِ جذاب، بازیگران خوب، بدون تبلیغات ایدئولوژیک—امتیازم ۹/۱۰ است.
تماشاگر احساس بیارتباطی و عدمدرگیری میکند؛ طولانی بودن و درازشدن صحنهها باعث شده داستان و نگارش خستهکننده و ناتوان در نگهداشتن توجه باشند. صحنههای بیشازحد تجملی و کند بودن برخی قسمتها از نقاط ضعف بزرگاند و فیلم را شبیه یک «جنگ ستارگان درجه دوم» جلوه میدهد. در نهایت این اثر بیشتر برای دیدن در پسزمینه و در حین انجام کارهای خانه مناسب است تا تجربهای جذاب و کامل؛ احساس کلی ناامیدی و سرخوردگی است.
ظرفیتِ خوبِ فیلم با حرکتِ آهسته نابود شده است. بله، میدانم زک اسنایدر است—اگر فیلمی ۹۰ دقیقه باشد او یک ساعتِ اضافی اسلوموشن به آن اضافه میکند، اغلب در لحظاتی که نیازی به آن نیست. باید از کارگردانان زانژیا و ووکسیا یاد بگیرد که کی اسلوموشن واقعاً چیزی به صحنه اضافه میکند. جهانی که ساخته شده، توسعهٔ شخصیتها و پتانسیل داستان با این وسواس در استفاده از اسلوموشن هدر رفتهاند. حیف است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران