مرد ماجراجویی برای شناخت خود خانه را ترک کرده و در این میان نامزد ثروتمند خود را از دست می دهد.اما پس از ده سال که باز می گردد تمام تلاش خود را می کند تا او را بدست آورد حتی با وجود اینکه او ازدواج کرده است...
مرد ماجراجویی برای شناخت خود خانه را ترک کرده و در این میان نامزد ثروتمند خود را از دست می دهد.اما پس از ده سال که باز می گردد تمام تلاش خود را می کند تا او را بدست آورد حتی با وجود اینکه او ازدواج کرده است...
باید اعتراف کنم که بعد از دیدن جین تیرنی در فیلم «لورا» چند سال پیش، همیشه دنبال فیلمهایی در شبکه TMC میگردم که او در آنها بازی کرده باشد. هرچند این فیلم به پای چند فیلم دیگرِ تیرنی مثل «لورا»، «او را به بهشت بسپار» یا «بهشت میتواند صبر کند» نمیرسد، اما تماشایش قطعاً ارزش دارد.
بازیگران در سطح اول قرار دارند و گرچه طرفدار پر...
باید اعتراف کنم که بعد از دیدن جین تیرنی در فیلم «لورا» چند سال پیش، همیشه دنبال فیلمهایی در شبکه TMC میگردم که او در آنها بازی کرده باشد. هرچند این فیلم به پای چند فیلم دیگرِ تیرنی مثل «لورا»، «او را به بهشت بسپار» یا «بهشت میتواند صبر کند» نمیرسد، اما تماشایش قطعاً ارزش دارد.
بازیگران در سطح اول قرار دارند و گرچه طرفدار پر و پا قرص تایرون پاور نیستم، او در این فیلم تا حدودی مرا قانع کرد. کلیفتون وب دوباره درخشان است (او در «لورا» نیز نقش داشت)، بازیگر نقش کسی است که مدام به دیگران یادآوری میکند که آدمی خشک و اشرافی نیست که همهچیز برایش پول، کنترل و مقام است—در حالی که دقیقاً همان است. آن باکستر که به نظرم اوج کارش چهار سال بعد در «همهچیز درباره اِو» خواهد بود، در اینجا نقش کمتری دارد و کاراکتری است که بیشتر قربانی تیرنی به نظر میرسد؛ همانطور که ژان کرن در «او را به بهشت بسپار» چنین نقشی داشت. در هر دو فیلم، تا حدی تیرنی خودش هم قربانی تصمیماتش است.
باید هربرت مارشال را هم نام ببرم که نقش نویسندهای را بازی میکند که فیلم براساس رمان او ساخته شده است؛ صدایش در فیلم روایتهایی هم دارد. او بهعنوان معتمد و مشاور در میان این گروه «دوستان» مینشیند و رفتارهای آنها را تماشا میکند تا به رمانی تبدیلشان کند.
مشکل اصلی من با این فیلم — که نمرهام را از ۹ به ۷ رساند — طولانی بودنش است. دو ساعت و بیست و پنج دقیقه گاهاً کشدار میشود و اگر من تدوینگر بودم، از مسیر سفر تایرون پاور به هند شروع میکردم. آن بخش میتوانست فرصتی برای استفادهی بیشتر از روایت هربرت مارشال باشد. گمان میکنم دلیل حذف نکردن آن صحنه این بوده که سازندگان وقت زیادی به چند شخصیت دیگر اختصاص دادهاند و در غیر این صورت نقش پاور کمتر از حد انتظارِ یک ستاره مرد روی پرده میبود.
پس حتی اگر مثل من نباشید که بخواهید به تیرنی یا آقای پاور خیره شوید، این فیلم ارزش دیدن دارد؛ فقط برای برخی نقاط کشدار و چند پرسش بیپاسخ در پایان آماده باشید.
دِبِلِیو. سامرست موام مطالعههای شخصیتی عمیق و شدیدی دارد که تقریباً غیرممکن است بتوان آنها را بهطور کامل روی پرده منعکس کرد—حتی در فیلمی دو و نیم ساعته. با این حال، ادموند گولدینگ در اینجا گروه بازیگران قدرتمندی گردآورده تا مجموعهای پیچیده و ظریف از داستانهای بههمپیوسته را ارائه دهد که حول رابطه بین «لَری» (تایرون پاور) و «ایزابل» (جین تیرنی) میچرخد.
لَری که اهل گَردیدن و ماجراجویی است، نامزدش را رها میکند و راهی سفر میشود. بعد از سقوط والاستریت، ایزابل به دعوت عموی بلندپرواز اجتماعیاش «الیوت» (کلیفتون وب) به پاریس میرود و حدود ده سال پس از ترک او، دوباره با معشوق سابقش روبهرو میشود. حالا او کاملاً شیفته شده است، با اینکه اکنون به مردی نسبتاً بهجا بهنام «گری» (جان پین) ازدواج کرده است؛ و اینجاست که چهرهی محاسبهگر تیرنی بهخوبی خودش را نشان میدهد. او ماهرانه، گاهی حتی بیرحمانه، بازیای را اجرا میکند که چندان به احساسات همسرش توجه ندارد و با ارادهای سختکوشانه دنبال رسیدن به خواستههایش است.
پاور نیز نقش خود را خوب ایفا میکند—مردی درستکار، شریف و انسانی؛ و آن باکستر در نقش «سوفی» که درگیر تراژدی و سراشیب سقوط است، تلاش بسیار خوبی دارد. وب نیز در سطح خود خوب ظاهر شده و هربرت مارشال بهعنوان نویسنده با اجرای متین و روایتی مؤثر، مجموعه بازیگران را تکمیل میکند؛ توان بازیگری موجود در فیلم چشمگیر است.
با این حال، اقتباس کمی پراکنده است و کل تولید چیزی کم دارد—شور؟ آن جرقه؟ دقیقاً نمیدانم چه چیزی، اما بهنوعی فیلم آنطور که باید آتش نمیگیرد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران