اثرِ «چرخگوشت»
بهناحق فراموش شده و در سایهٔ ستایششدگان منتقدان، یعنی «پلوتون» و «کلاهخاکی»، «همبرگر هیل» میتواند با افتخار پرچم شایستهٔ خود را برافرازد. در این فیلم خبری از موعظه یا شعارهای صرفاً سیاسی نیست؛ کارگردان جان اروین و نویسنده جیمز کاراباتسوس با صداقتی انساندوستانه و تازهنفس به موضوع نزدیک میشوند و ما را در ذهنیت سربازان آمریکایی قرار میدهند، وقتی آنها در ویتنام روزمرگی را...
اثرِ «چرخگوشت»
بهناحق فراموش شده و در سایهٔ ستایششدگان منتقدان، یعنی «پلوتون» و «کلاهخاکی»، «همبرگر هیل» میتواند با افتخار پرچم شایستهٔ خود را برافرازد. در این فیلم خبری از موعظه یا شعارهای صرفاً سیاسی نیست؛ کارگردان جان اروین و نویسنده جیمز کاراباتسوس با صداقتی انساندوستانه و تازهنفس به موضوع نزدیک میشوند و ما را در ذهنیت سربازان آمریکایی قرار میدهند، وقتی آنها در ویتنام روزمرگی را تاب میآورند پیش از حمله به یک تپهٔ استراتژیک که بازماندگان آن درگیری خونین آن را «همبرگر هیل» نامیدهاند.
فرقی نمیکند هر کس دربارهٔ جنگ یا سیاستهای مرتبط چه فکر کند؛ واقعیت این است که اغلب فیلمهای ویتنام بر خطاها و خودمحوریِ حضور آمریکاییها تمرکز میکنند و این توجه از شجاعت مردان و نوجوانانی که وظیفهای را انجام میدادند که حکومتشان به آنها محول کرده بود میکاهد. «همبرگر هیل» با افتخار به این جنبه میپردازد. ریتم فیلم سنجیده و باادب است و تا حمله به تپهٔ ۹۳۷ پیش میرود، در طول مسیر بخشهای کوتاه از اکشنِ پویا میآورد که بهطور مساوی تحریککننده و آزاردهندهاند.
همهٔ بازیگریها در سطح بالا نیستند؛ جمعی از بازیگران نوظهور دیده میشوند که برخی بعدها به نام تبدیل شدند و برخی دیگر که از عهدهٔ نقش برنیامدند بعداً سطحی متناسبتر با تواناییشان یافتند. همین مسئله به نفع فیلم تمام شده است؛ نیازی به ستارهها نیست و استفاده از بازیگران جوان بیحاشیه برای به تصویر کشیدن سربازانی در دنیایی بیگانه مناسب بهنظر میرسد، بسیاری از آنها بدنهای شکستهٔ خود را در گل و لای همبرگر هیل رها کردند. امتیاز: ۸/۱۰
کورتنی بی. ونس در این فیلم کمی پراکنده بازی کرده است؛ یک لحظه نقش کسی را دارد که همهچیز را بیشازحد سیاسی و مبتنی بر نژاد میبیند، لحظهای بعد واقعاً نسبت به همه دلسوز است، سپس دوباره تمرکزش صرفاً روی موضوع نژاد میشود و باز هم دلسوز میشود. او واقعاً باید یک جهت را انتخاب و تا پایان با آن همراه میماند، چون در مجموع طوری به نظر میرسد که همزمان در چند جهت حرکت میکند.
در عین حال، این فیلم شبیه پسرعمو یا خویشاوند فراموششدهٔ «پلوتون» است. بهاندازهٔ «پلوتون» عالی نیست، اما از آغاز تا پایان محکمتر و یکدستتر از «کلاهخاکی» است. قدرت فیلم در تلاشش برای تصویرِ رویدادها بدون قهرمانسازی یا دراماتیزهکردنِ اکشنمحور نهفته است؛ سازندگان سعی کردهاند صرفاً یک فیلم جنگیِ مستقیم بسازند: نه سفر حماسی بزرگ، نه پیام اخلاقی سنگین، و نه دیدگاهی مشخص دربارهٔ ویتنام در مقابل دیگر جنگها—فقط یک فیلم جنگی ساده و همین.
این رویکرد یادآورِ «نجات سرباز رایان» است، جایی که فیلم هم میتواند از سرباز حمایت کند و هم پیام ضدجنگ منتقل سازد. تعادل ظریف و دشواری است، اما سازندگان با مهارت لازم هم خشونت مطلق را نشان میدهند و هم انسانیت سربازانی را که در آن شرایط وحشتناک گرفتار آمدهاند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران