یک خانواده در حالی که عازم کالیفرنیا هستند، در میان راه اتومبیل شان دچار مشکل شده و در منطقه ای دور افتاده که ورود برای عموم ممنوع است، مورد حمله گروهی از انسان های وحشی قرار می گیرند...
یک خانواده در حالی که عازم کالیفرنیا هستند، در میان راه اتومبیل شان دچار مشکل شده و در منطقه ای دور افتاده که ورود برای عموم ممنوع است، مورد حمله گروهی از انسان های وحشی قرار می گیرند...
بچّهها، روی جادهٔ اصلی بمانید، شنیدید؟!
پس از معرفی خود به جماعت هواداران وحشت با فیلم «آخرین خانه در سمت چپ»، انتخاب بعدی وس کروون در ژانر وحشت همین اثر، «تپهها چشم دارند»، بود؛ باز هم اثری زمخت و آغشته به گِرد و غبار. یک خانوادهٔ هستهای با یک تریلر عظیم از دل بیابان عبور میکنند، تا اینکه در مسیر خراب میشوند و متوجه میشوند در...
بچّهها، روی جادهٔ اصلی بمانید، شنیدید؟!
پس از معرفی خود به جماعت هواداران وحشت با فیلم «آخرین خانه در سمت چپ»، انتخاب بعدی وس کروون در ژانر وحشت همین اثر، «تپهها چشم دارند»، بود؛ باز هم اثری زمخت و آغشته به گِرد و غبار. یک خانوادهٔ هستهای با یک تریلر عظیم از دل بیابان عبور میکنند، تا اینکه در مسیر خراب میشوند و متوجه میشوند در تپهها موجوداتی هستند که دنبال خونشان میگردند.
این فیلم نزد طرفداران کروون تبدیل به یک اثر کلت شده است که قابل درک است: ریتم تند، لحظاتی از شدت و تعلیق و قرار دادن زیرکانهٔ تمها و پیامها باعث این محبوبیت شدهاند. اما بودجهٔ اندک روی محصول تأثیر گذاشته؛ فیلم ظاهر ارزانی دارد و بسیاری از صحنههای خشونت و جنسی (چه اشارهشده و چه آشکار) چندان ترسناک یا تهوعآور بهنظر نمیرسند. برخی از بازیها ضعیفاند و حس کارتونیمانندی به چیزی که باید تجربهای عصیانبرانگیز و دلهرهآور میبود، میدهند.
بهطور کلی فیلمی بالاتر از متوسط است، اما نه شاهکاری که بعضیها ادعا میکنند. امتیاز: 6/10
هرچند که در مورد «تپهها چشم دارند» مورد نادری است که به نظرم بازسازیِ تماماً فیلمِ بهتری از نسخهٔ اصلی است، فیلمِ اقتضادیِ وس کروونِ ۱۹۷۷ هنوز هم فیلمِ محکمی است؛ فقط فیلمی که در تمام جوانبش موفق نیست. اما من شخصاً مشتاق یک اسپینآف با محورِ «آن موجودات» هستم.
امتیاز نهایی: ★★★ — پسندیدمش. توصیهام این است که خودتان هم ببینید.
فکر میکردم قبلاً این را دیدهام؛ چند سکانس یادم میآمد اما بقیهاش تار بود. به هر حال، بهعنوان یک فیلم مستقل وحشت، فیلم نسبتاً قابل قبولیست و حداقل شخصیتها آزاردهنده نیستند. چیز خاصی نیست، اما تا حدی سرگرمکننده است.
امتیاز: 3.5/5
گرچه صاحب یک تعمیرگاه بداخلاق بهشان هشدار داده که روی بزرگراه بمانند، «بیگ باب کارتر» (راَس گریو) که همهچیزدانی است، تصمیم میگیرد خانوادهاش را از جادهٔ شوسه منحرف کند تا دنبال یک معدن نقره قدیمی بگردند. راه بهقدری ناهموار است که حتی برای الاغ هم مناسب نیست، چه برسد به ماشینی که کاروانی کشیده؛ خلاصه در یک خندق گیر میافتند و مشکلاتشان شروع میشود. در ابتدا این فقط یک مزاحمت است، اما وقتی یکی از سگهایشان بهدنبال پسرشان «بابی» (رابرت هیوستون — که در کوتاهترین شلوارک ممکن ظاهر شده) میرود، کمکم متوجه میشویم خطر همهجا هست. بله، آنها وارد قلمروی خانوادهای از هیلبیلیهای درهمآمیخته شدهاند که با خوشحالی خانواده را به وحشت میاندازند. آیا باید در ون بمانند یا فرار کنند؟ نوزادی که همراه دارند چه میشود؟ حداقل یک سگ دیگر هم دارند! آیا زنده میمانند؟
صادقانه بگویم، ترکیبی از فریادهای هیستریک و بازیهای ضعیف (بهجز سگ) باعث شد برایم تقریباً غیرقابل تحمل باشد. تولید فیلم — دوربین تک و تدوین و پیوستگی ضعیف — از یک نما بد قاببندیشده به نمای دیگر جهش میکرد و اینکه این خانوادهٔ شهری ناگهان مهارتهای جنگی بیابانی پیدا میکنند — مخصوصاً بابی بیچاره که لااقل شلوار جین پوشید — فقط به داستانی بدون ترس انجامید که مرا خسته کرد. نه، این فیلم مناسب من نبود.
یک خانوادهٔ اوهایو در برابر قبیلهای از آدمخوارها در صحرای جنوبغرب
وس کروون این فیلم را پس از موفقیت شایستهٔ «کلبهٔ اره برقی تگزاس» ساخت و الهامات دیگری هم از افسانهٔ قرن شانزدهمی «ساونی بین» از گالووی اسکاتلند گرفته شده است. بهعلاوه «دلیورنس» بیتردید تأثیر داشته و کمی از «استرا دَگز» هم در تمِ تبدیل انسانهای متمدن به وحشیگریِ صرف دیده میشود، که چنین پیام اخلاقیای را در آثار دیگری مانند «جادوگرشناس» هم میبینیم.
جوّ کلی و حسّ اثر به «گارجایلس» چهار سال پیش شباهت دارد، اما این فیلم بهراحتی ضعیفترین از میان این مجموعه است؛ بهخاطر کمبود هنر، قصهگویی کسلکننده و آنتاگونیستهایی که حس کمیکبوکی دارند. بهنظر من اگر خانوادهٔ آدمخوار به شیوهای مرموزتر نمایش داده میشد، بهتر عمل میکرد؛ در عوض آنها تقریباً از همان آغاز در روشنایی روز نشان داده میشوند.
اگر بتوانید با کمی ساختگی و لُپزهی کنار بیایید، اتفاقات در پردهٔ پایانی بهتر میشود و یک چرخش جالب در داستان رخ میدهد.
جَنس بلیت در نقش ربِی برجسته است و خوشبختانه در نیمساعت پایانی نقش او بیشتر بهچشم میآید؛ کاش با او بیشتر کار شده بود. جَنس یکی از نکات مثبتِ فیلم «خوردهشدهٔ زنده» از سال قبل هم بود. دی والِیس (لین) نکتهٔ نسبتاً قابلقبولی است و سوزان لَنیر (برِندا) هم کاملاً عادی ظاهر شده است.
دنبالهای در سال ۱۹۸۴ ساخته شد (که هنوز ندیدهام و بعد از این هم احتمالاً نمیبینم)، سپس بازسازیای در ۲۰۰۶ آمد که لزوماً عالی نیست اما از این نسخه بهتر است، و دنبالهٔ متوسطی در ۲۰۰۷ ساخته شد. نسخهای با عنوان «Hillside Cannibals» از شرکت آسایلم هم اندکی پس از بازسازی منتشر شد که فضای خشونتآمیز و هولناکتری داشت. اس. کریگ زاهلر از این فیلمها (و مجموعهٔ «Wrong Turn») برای خلق اثر برتر خودش «Bone Tomahawk» الهام گرفت؛ آن فیلم البته در ژانر وسترن متمایز است.
فیلم حدود ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه است و در ویکتورویل در صحرای موهاوی فیلمبرداری شده است (۸۵ مایل شمالشرقی لسآنجلس).
رتبهٔ کلی: C
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران