من همیشه از ابتکار در فیلمسازی استقبال میکنم، بهویژه در روزگاری که به نظر میرسد دنبالهها، ریبوتها و فرنچایزها بر سینمای داخلی چیره شدهاند. با این حال، آن نوآوری ستودنی باید کار کند و در مورد این اثر تازه از نویسندهـکارگردان شهرام مکری هم تا حدی اینگونه است، اما نه بهطور کامل. این فیلم بدون تردید یکی از غیرمعمولترین آثاری است که در مدتی دیدهام؛...
من همیشه از ابتکار در فیلمسازی استقبال میکنم، بهویژه در روزگاری که به نظر میرسد دنبالهها، ریبوتها و فرنچایزها بر سینمای داخلی چیره شدهاند. با این حال، آن نوآوری ستودنی باید کار کند و در مورد این اثر تازه از نویسندهـکارگردان شهرام مکری هم تا حدی اینگونه است، اما نه بهطور کامل. این فیلم بدون تردید یکی از غیرمعمولترین آثاری است که در مدتی دیدهام؛ کارگردان با مفهوم روایت بازی میکند و فیلمی را عرضه میکند که در آن یک درام/تریلر داخلی در دل تلاشهای یک شرکت تولید فیلم برای ساخت همان داستان رخ میدهد، و واقعیت و خیال بهطرزی کنجکاوانه در هم تنیده میشوند.
داستان شامل سه خط اصلی است که بهتدریج به هم پیوند میخورند: زنی که در یک تصادف مرموز به شدت مجروح میشود (هستی محمّدی) و توانایی تأثیرگذاری بر اشیاء فیزیکی را بهدست میآورد؛ یک مسئول آکسسوار فیلم (بابک کریمی) که با اعتقاد به پلیدی یک تپانچهٔ صحنهای ملعون دستوپنجه نرم میکند؛ و یک دستیار کستینگ مشتاق (کبریا دیلیوبوا) که با وجود مخالفت شدید مادر/رئیس و بهظاهر نداشتن استعدادی چشمگیر، بیپایان به دنبال فرصتی برای ظاهر شدن روی صفحه است. این موقعیتها با عناصر سوررئال، مانند پدیدار شدن گهگاهی خرگوشهای انسانقواره که بهصورت نمادین نمایندهٔ شخصیتها هستند و گاهی اشیاءی که به نظر میرسد میتوانند حرکت کنند و بیصدا با هم ارتباط برقرار کنند، تقویت میشوند.
در مجموع، این ویژگیها به پرداختن به مضامین روایی مختلف کمک میکنند، بهویژه ایدهٔ «هر چه بکاری همان را درو میکنی». باید اعتراف کرد که همهچیز برای حدود یک ساعت بسیار جذاب است، اما سپس به نظر میرسد کارگردان کنترل روایت را از دست میدهد و خیال پردازانهاش غلبه میکند؛ اتفاقی که فیلم را دنبالکردنیتر میسازد، مشکلی که با زیرنویسهای تند و سریع که به بیننده فرصت خواندن کافی نمیدهد، تشدید میشود. تا حد زیادی، این مشکل با طول بیدلیل و اضافی فیلم—۲ ساعت و ۱۹ دقیقه—وخیمتر شده است؛ زمانی که بهراحتی میتوانست کوتاهتر و متمرکزتر شود تا تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد.
همچنین تکنیکهای فیلمبرداری غیرمعمولی به کار رفته، مثل پلانهای ممتد و طولانی که چیز زیادی به فیلم اضافه نمیکنند و بهصورت نامنظم استفاده شدهاند. وقتی فیلمسازی چنین خزانهای از خلاقیت دارد، کنترل نفس و بازداشتن میل به شکوفاییِ بیحد گاهی دشوار است؛ چیزی که در اینجا مشهود و تأسفبار است، چون میتواند پتانسیل واقعی پروژه را تضعیف کند. «Black Rabbit, White Rabbit» (خرگوش سیاه، خرگوش سفید) بدون شک بهواسطهٔ اصالت و بلندپروازیاش شایسته تحسین است، اما محصول نهایی نیاز به بازبینی و تلخیص دارد تا به سطحی قابلمدیریتتر و منسجمتر برسد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران