پیشرفت بزرگ علمی و تکنولوژیکی انسان ها را قادر کرده است تا جزیره ای پر از دایناسور های زنده به وجود بیاورد. "جان هموند" به همراه دو نوه خود دعوت شده اند تا به ژوراسیک پارک بروند اما وقتی یکی از کارگران پارک اقدام به دزدیدن جنین دایناسور ها می کند و برق پارک قطع می کند همه چیز به هم می ریزد ...
پیشرفت بزرگ علمی و تکنولوژیکی انسان ها را قادر کرده است تا جزیره ای پر از دایناسور های زنده به وجود بیاورد. "جان هموند" به همراه دو نوه خود دعوت شده اند تا به ژوراسیک پارک بروند اما وقتی یکی از کارگران پارک اقدام به دزدیدن جنین دایناسور ها می کند و برق پارک قطع می کند همه چیز به هم می ریزد ...
اگر به هر دلیلی این فیلم را ندیدهاید، فوراً آن را ببینید. من وقتی ۹ ساله بودم و به سینما میرفتم، اصلاً انتظار شگفتیای را که قرار بود روی پرده ببینم نداشتم؛ یکی از فیلمهای تعیینکنندهی دوران کودکی و عصر جدید. جلوههای ویژهای که هر فیلم دایناسوری قبلی را کنار زدند، داستانی گیرا و لحظات طنزی مثل صحنهی دست آقای آرنولد — همه باعث شدند...
اگر به هر دلیلی این فیلم را ندیدهاید، فوراً آن را ببینید. من وقتی ۹ ساله بودم و به سینما میرفتم، اصلاً انتظار شگفتیای را که قرار بود روی پرده ببینم نداشتم؛ یکی از فیلمهای تعیینکنندهی دوران کودکی و عصر جدید. جلوههای ویژهای که هر فیلم دایناسوری قبلی را کنار زدند، داستانی گیرا و لحظات طنزی مثل صحنهی دست آقای آرنولد — همه باعث شدند آن شب برای همیشه در خاطرم بماند. فیلم آنقدر موفق بود که سه دنباله تولید کرد؛ دنبالهی دوم قابلقبول بود و دنبالهی سوم نه چندان. نسخهی جدیدتر با کریس پراَت را نظر خودتان، اما دیدنش ارزش دارد، بهخصوص اگر بخواهید طعم دنبالهی سوم را از دهانتان بشویید. این فیلم Wochenها برایم کابوس میآورد، کابوسهایی واقعاً فوقالعاده.
من عاشقش هستم. حتی ۲۵ سال بعد فیلمهایی با سه برابر بودجه آمدهاند (حتی فیلمهای ژوراسیک) که جلوههایشان بهپای ژوراسیک پارک نمیرسد. اگر تنها نقطهقوتش همین جلوهها بود، باز هم کافی بود که این فیلم را به همه توصیه کنم، اما اشتباه نکنید؛ ژوراسیک پارک با یا بدون جلوهها عالی است (خدا را شکر که با آنهاست).
امتیاز نهایی: ★★★★ — جذابیت بسیار بالا. یکی از آثار مورد علاقهی شخصی.
«زندگی راهی پیدا میکند… تا اجازه دهد دایناسورها را در سینماها ببینیم»
میلیونر بسیار ثروتمند، جان هاموند (ریچارد آتنبرو)، میخواهد پارکی با تم دایناسور افتتاح کند و چند کارشناس را برای ارضای سرمایهگذارانش دعوت میکند. در یک تور پیشنمایش اوضاع وحشتناک بههم میریزد.
ژوراسیک پارک اگرچه از نظر پیچیدگی داستانی چندان کامل نیست، اما سینمای بلاکباستر در بهترین شکلش است. اسپیلبرگ از همان ابتدا شما را میگیرد و فوراً میفهمید که قرار است سوار یک سواری هیجانانگیز شوید.
داستان ساده اما مؤثر است. مایکل کرایتون نهایت تلاشش را کرده تا بخش کلونسازی دایناسورها را قابلباور جلوه دهد. وقتی گوشتخواران غولآسا در پارک شما زندهاند، آسان است بتوانید سناریویی بسازید که همهچیز خیلی سریع از کنترل خارج شود.
فیلم خوب کار میکند چون خودش را خیلی جدی نمیگیرد. شخصیتها تا حدی پرداخت نشدهاند، اما هدف اصلیشان تبدیلشدن به خوراک دایناسورهاست. شخصیت ایان مالکوم (جف گلدبلوم) کاربرد چندانی ندارد اما بامزه است. دکتر گرانت عبوس (سام نیل) مقابل او عالی مینشیند. شما نمیتوانید کمک کنید جز اینکه برای این شخصیتها دل ببندید.
آنچه فیلم را برجسته میکند جلوههای ویژهی پیشگامانه است. حتی امروز هم دستاورد تیم ILM و گروه استن وینستون قابلتأمل است. گرچه رویکردی شبیه «آروارهها» شاید بهتر جواب میداد (صحنهی پای تیرانوسور در گل را دوست دارم)، دایناسورها بسیار واقعی به نظر میرسند.
آنچه ژوراسیک پارک را به «آروارهها» نزدیک میکند، موسیقی جان ویلیامز است. هرچند به اندازهی «آروارهها» تهدیدآمیز و نمادین نیست، اینبار ویلیامز بهسراغ حس شگفتی رفته است. شاید مشهورترین اثری که از او بشناسیم نباشد، اما شگفتانگیز است. وقتی کارشناسان به جزیره میرسند، موسیقی ویلیامز واقعاً حس شگفتی را منتقل میکند. صحنهای که بازدیدکنندگان برای اولین بار دایناسورها را میبینند، جادوی سینماست.
با بازپخش بهمناسبت بیستوپنجمین سالگرد، بهسختی میتوان گفت لذت بیشتری در سینما تجربه کردهایم تا هنگام دیدن ژوراسیک پارک.
برای من این ایدهآلترین فیلم است. نه اینکه کاملاً بینقص باشد، اما خیلی نزدیک است. نخست، موسیقی فوقالعاده و نمادین است و واقعاً حس شگفتی فیلم را تقویت میکند. شخصیتها خیلی سریع شکل میگیرند اما در عین حال بسیار خوباند. همهی بازیگران اجرای فوقالعادهای دارند: سام نیل، جف گلدبلوم، لورا درن و ریچارد آتنبرو اجراهایی کلاسیک ارائه میدهند و حتی بازیگران فرعی مثل وِین نایت، ساموئل ال. جکسون و بهویژه باب پک در نقش مولدون، عالیاند. چیزی که این بار در تماشای دوباره مرا تحت تأثیر قرار داد این بود که اکشن واقعاً تا نیمهی فیلم آغاز نمیشود و از آنجا به بعد اکشن بدون توقف ادامه دارد.
به نظرم این ریتم اجازه میدهد تا به شخصیتها دلبسته شویم و همین باعث میشود صحنههای اکشن تأثیرگذارتر و پرتعلیقتر باشند. حتی آن ساعت اول که عمدتاً گفتوگوست، همچنان جذاب است چون فیلمنامه محکم نوشته شده، دیالوگهای جالبی درباره کنترل انسان بر طبیعت دارد، فیلمبرداری خوب است و شوخیها طبیعی و در قالب شخصیت هستند. شوخیها هرگز در موقعیتهای پرتنش تحمیلی نیستند مگر اینکه از شخصیت مورد نظر انتظار رود، مثل ایان مالکوم.
و آن نیمهی دوم… خدای من، فوقالعاده است. این برای من یک فیلم اکشن صرف نیست، بلکه یک تریلر پُرتنش است. خبری از انسانهایی که با دایناسورها دستبهدندان میشوند یا ماشینها و هواپیماهای منفجر شونده نیست؛ اکشن نسبتاً حسابشده بهکار رفته است. جلوههای CGI هم بهندرت و فقط وقتی لازم است استفاده شدهاند. جلوههای عملی و CGI هر دو هنوز هم خوب به نظر میرسند. اسپیلبرگ واقعاً شخصیتهای شگفتانگیز، سکانسهای پرتنش مثل فرار تیرانوسور و صحنهی رپتورها در آشپزخانه و نماهای ماندگار را ساخته است. این در کودکی فیلم محبوبم بود بهخاطر دایناسورهای خنک، و هنوز یکی از موردعلاقههایم است بهخاطر شخصیتهای بینظیر و صحنههای پرتعلیقش.
بسیاری از فیلمها با گذشت زمان خوب باقی میمانند، اما ژوراسیک پارک (۱۹۹۳) بدون شک بهتر از بسیاری از آنها دوام آورده است. از سِمت موسیقی خاطرهانگیز تا عروسکآراییهای هنوز تأثیرگذار و شخصیتهای ماندگار، استیون اسپیلبرگ واقعاً فیلمسازی بزرگ است. هنوز هم به همان اندازه کهنه نشده و همچنان پرتنش است.
امتیاز: A+
این یکی از معدود فیلمهایی است که بیش از دو بار دیدهام، پس واضح است که آن را دوست دارم. آخرین بار نسخهی بازسازیشده را دیدم و بعد از سالها دوباره تماشا کردم.
در کودکی طرفدار دایناسورها نبودم؛ بیشتر به قهرمانان کمیکهای دیسی و نسخههای تلویزیونیشان علاقهمند بودم. اما از زمانی که بهعنوان بزرگسال شروع به دیدن این فیلمها کردم، واقعنما بودن موجودات و دایناسورها را دوست دارم. اولین بار دیدن فیلم شگفتانگیز بود و ژوراسیک پارک هنوز نمونهای برجسته از جلوههای ویژه تا آن زمان به شمار میآید.
از نظر داستان و جزئیات، اما، نسبتاً معمولی است. مردی که با بچهها میانهای ندارد وقتی خطر تهدیدشان میکند نگهبانشان میشود؛ مشاوری تلخ در دزدی شرکتی دست میزند؛ نظریهپرداز آشوب سخنچین که چند پیشبینیاش درست از آب درمیآید، هرچند معلوم نیست چرا او را برای ارزیابی پارک انتخاب کردهاند. و مانند نگهبانان سریالهای قدیمی، چند شخصیت برای حذف در نظر گرفته شدهاند تا هستهای که باید برایشان دل بسپاریم، زنده بماند.
اما این را نکوهش نمیکنم، فقط میگویم داستان چارچوبی معمولی است تا جلوههای گرافیکی دایناسورها در حرکت را نمایش دهد. شوخیها خوباند، جف گلدبلوم عالی است و همهچیز خوب اجرا شده است. فقط اینکه این فیلم هیچگاه در فهرست دهتایی برتر من قرار نخواهد گرفت و شاید در این سن آخرین باری باشد که آن را دیدم.
کلی: روایت بینظیر که نوستالژی و ترس را میآمیزد و یکی از خارقالعادهترین ماجراها را روی پرده پدید آورده است.
جلوههای پیشگامانهی ژوراسیک پارک با ترکیب جلوههای عملی و گرافیک کامپیوتری نوین، موجوداتی چنان واقعنما خلق کردند که حتی بسیاری از جلوههای امروزی هم شگفتزده میشوند. اسپیلبرگ دایناسورها را زنده کرد و تخیل هر کودکی را به تسخیر درآورد و در عین حال هیجان و ترس فراهم ساخت. ترکیبی زیبا از فانتزی، ماجراجویی و وحشت علمی–تخیلی است. ژوراسیک پارک استاندارد جدیدی برای روایت و جلوهها تعیین کرد که فیلمسازان را به رؤیای بزرگتر و تماشاگران را به انتظار نمایشی عظیمتر واداشت.
فیلم کلاسیک ژوراسیک پارک: پارکی تفریحی که در نهایت دایناسورها از آن فرار میکنند. وقتی طعم گوشت انسان را چشیدند، بهسختی دست از آن میکشند.
فیلمی هیجانانگیز دربارهی تیمی از باستانشناسان که برای ارزیابی پارکی متفاوت فرستاده میشوند. از ابتدا تا انتها پر از هیجان و چند جلوهی ویژه واقعاً پیشگامانه است. اما بازیگری جای کار دارد: سام نیل و لورا درن و همچنین بچههای نسبتاً آزاردهنده، بهتر است زودتر خوراک شوند، و گویش ریچارد آتنبرو—خُب، خدا میداند از کجا آمده است. باب پک و جف گلدبلوم بهتر از بقیه عمل میکنند و دایناسورها فوقالعادهاند. جان ویلیامز هم در زمینهی موسیقی کار خود را بهخوبی انجام داده؛ همه اینها دست به دست هم دادهاند تا چیزی پدید آید که باید دید.
ژوراسیک پارک (۱۹۹۳) از آن فیلمهای نادری است که بهطرز بینقصی داستان، جلوه و احساس را ترکیب میکند. به کارگردانی استیون اسپیلبرگ، این فیلم یک نقطهی عطف در تاریخ سینماست و واقعاً سخت است چیزی دربارهاش پیدا کرد که تحتتأثیر قرار ندهد. از لحظات ابتدایی، تعلیق و شگفتی شما را میبلعد و زمینه را برای ماجرایی هیجانانگیز میچیند که رهایتان نمیکند. ریتم فیلم دقیق است و بین لحظات شگفتی و انفجارهای هیجان بهخوبی تعادل برقرار میکند. هر صحنه انگار مو به مو طراحی شده و نشان از توانایی استادانهی اسپیلبرگ دارد که حتی لحظات آرام را هم با اهمیت جلوه دهد.
بازیها فوقالعادهاند و هر بازیگر حس واقعگرایی و انسانیت را به نقش خود میآورد. واقعاً باور میکنید این آدمها در حال واکنش به وضعیتی فوقالعادهاند و همین باعث اتصال آسان شما به داستان میشود. جلوههای بصری، ترکیبی از عروسکآرایی و CGI اولیه، هنوز هم ماندگارند و گواه توجه بسیار به تولید هستند. موسیقی نمادین جان ویلیامز شایستهی تقدیر جداگانه است؛ هر صحنه را چه پرشگفتی، چه پرفضاحت یا چه آرام، تقویت میکند و تا مدتها پس از پایان فیلم همراه شما میماند.
آنچه ژوراسیک پارک را جاودانه میکند، تواناییاش در جذب تخیل است. موضوع فقط هیجان یا جلوههای پیشگامانه نیست، بلکه مضامینی است که دربارهی نقش انسان در طبیعت و پیامدهای عبور از مرزها به فکر وامیدارد. همهچیز، از فیلمبرداری تا طراحی صحنه، حس غوطهوری خلق میکند و شما را به دنیایی منتقل میکند هم زیبا و هم ترسناک. تعجبی ندارد که این فیلم همچنان جشن گرفته میشود؛ این بهسادگی یکی از بهترین نمونههای سینماست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران