سه سال پس از اتفاقات قسمت اول جریان دارد که آتشفشان جزیره ایسلا نوبلار که پارک دنیای ژوراسیک در آن احداث شده بود، در آستانه فوران کردن است. در این بین کلیر دیرینگ یک سازمان حمایت از دایناسورها را تاسیس میکند و این گروه به دنبال پیدا کردن راهی هستند تا این دایناسورها را بگیرند و از جزیره خارج کنند. اما…
سه سال پس از اتفاقات قسمت اول جریان دارد که آتشفشان جزیره ایسلا نوبلار که پارک دنیای ژوراسیک در آن احداث شده بود، در آستانه فوران کردن است. در این بین کلیر دیرینگ یک سازمان حمایت از دایناسورها را تاسیس میکند و این گروه به دنبال پیدا کردن راهی هستند تا این دایناسورها را بگیرند و از جزیره خارج کنند. اما…
با تماشای این فیلم احساس شرمندگی کردم. مثل یک کابوس شرمآور و تبآلود بود. نیمهٔ راه فیلم را رها کردم.
بیشتر دایناسورها، دختر جذاب اوپی، قلعهٔ دراکولا و ایندیانا جونز
«دنیای ژوراسیک: قلمرو سقوطکرده» (۲۰۱۸) حول کلر (براز دالاس هاوارد) و اون (کریس پرت) میچرخد که تیمی را برای نجات چند گونه دایناسور به ایسلای نوبلار بازمیگردانند، چون یک آتشفشان فعال جان همه را تهدید میکند. قرار...
با تماشای این فیلم احساس شرمندگی کردم. مثل یک کابوس شرمآور و تبآلود بود. نیمهٔ راه فیلم را رها کردم.
بیشتر دایناسورها، دختر جذاب اوپی، قلعهٔ دراکولا و ایندیانا جونز
«دنیای ژوراسیک: قلمرو سقوطکرده» (۲۰۱۸) حول کلر (براز دالاس هاوارد) و اون (کریس پرت) میچرخد که تیمی را برای نجات چند گونه دایناسور به ایسلای نوبلار بازمیگردانند، چون یک آتشفشان فعال جان همه را تهدید میکند. قرار است دایناسورها به یک پناهگاه جزیرهای جدید منتقل شوند، اما اوضاع آنطور پیش نمیرود که برنامهریزی شده است.
عنوان کوتاه من برای این پنجمین فیلم از مجموعه تا حد زیادی همهٔ ماجرا را میگوید. ایندیانا جونز را ذکر کردم چون فیلم بیشتر از بقیهٔ آثار حس و حالی شبیه «غارتگران صندوق گمشده» (۱۹۸۱) دارد. اشاره به قلعهٔ دراکولا به این دلیل است که نیمهٔ دوم فیلم عملاً در یک شاتو گوتیک و جذاب در شمال کالیفرنیا میگذرد و صحنهای هست که یک رپتور پرورشیافتهٔ ژنتیکی مثل دراکولا عمل میکند.
براز دالاس هاوارد در تمام فیلم چشمگیر است و از نظر من از هر زن دیگری در این مجموعه بهتر عمل میکند. در عین حال کریس پرت بهعنوان قهرمان اکشن بازی خودش را بالا برده (در فیلم قبلی چندان تحت تأثیرش قرار نگرفته بودم، اگرچه او را دوست نداشتم). در نهایت این قسمت را باید محبوبترین فیلم مجموعه دانست، به دنبال آن فیلم اصلی ۱۹۹۳ و «دنیای ژوراسیک» ۲۰۱۵ قرار میگیرند.
زمان فیلم ۲ ساعت و ۸ دقیقه است و در هاوایی و انگلیس/اسکاتلند فیلمبرداری شده است.
نمره: A-/B+
وقتی کودک بودم دایناسورها یکی از علاقهمندیهای بزرگم بودند. به همین خاطر از فیلم اول پارک ژوراسیک خیلی خوشحال شدم؛ آن را آن زمان و هنوز هم امروز فیلمی عالی میدانم. متأسفانه فیلمهای بعدی تا حد زیادی متناقض و ناموفق بودهاند.
متأسفانه این فیلم در دستهٔ «ناامیدکننده» قرار میگیرد. مشخص است کسی که داستان را نوشته تنبل بوده و صرفاً قطعات قدیمی و کلیشههای ارزان هالیوودی را تکرار کرده و سپس موعظههای خستهکنندهای به آن اضافه کرده است.
دو صحنه—یکی در ابتدا و یکی در انتها—که ایان مالکوم (جف گلدبلوم) تنها نشسته و طولانی و پیوسته حرف میزند، بهتنهایی کافی بود تا یک یا دو درجه از ارزش فیلم را پایین بکشد. حرف را میفهمیم: کسی که آن متن را نوشته با ژنتیک خوشش نمیآید. برو در یک مجلهٔ علمی مقاله بنویس. وای، لابد قبولش نمیکنند چون عملاً علمی در کار نیست، فقط حرفزدنهای پراکندۀ همراه با باورهای مذهبی است. پس آنجا را خراب کردی و فیلمی را که قرار بود صرفاً سرگرمکننده باشد خراب کردی.
باقی داستان هم بهترین واژه برای توصیفش «قابلپیشبینی» است. چندمین بار است که داستان شرکت بزرگ که حیوانات را برای سود میگیرد را میبینیم؟ دستکم اگر قرار است این قصه را بارها بازگویی کنید، کمی هوش در فیلمنامه بگذارید. حتی در خود همین مجموعه هم قبلاً این موضوع مطرح شده است!
اگرچه در مجموع ناامید شدم، اما نمیتوانم دروغ بگویم که کمی هم سرگرم شدم. بیشتر لحظات لذتبخش از تماشای مناظر و جلوههای ویژهٔ خوب فیلم بود. من از دیدن هیولاهای بزرگ که اطراف را له و ویران میکنند و آدمها را میخورند خوشم میآید، بهویژه وقتی اینها با آدمهای بد درگیر میشوند.
بعضی بخشها خندهدار بود. به نظرم کریس پرت و بیشتر بازیگران دیگر با وجود فیلمنامهٔ ضعیف عملکرد نسبتاً خوبی داشتند. ایدهٔ استفاده از استیگیمولوخ برای فرار جالب بود و خرابکاریهایش بهنوعی بامزه بود. اما قسمتی که ویتلی وسط همهٔ آشوب میایستد تا دندانی را بهعنوان جامهٔ خونین بیرون بکشد کاملاً مضحک بود.
سکانسهای پایانی واقعاً ناامیدکننده بود. کسی که متن را نوشته باید شلیک شود. چند دایناسور فرار میکنند و نتیجهگیری این است که از این به بعد انسان باید کنار دایناسورها زندگی کند. چه چرندیای!
متأسفانه با وجود اینکه این ژانر مورد علاقهٔ من است و جلوههای ویژه هم خوب بودند، این فیلم بهخاطر فیلمنامهٔ تنبل و کمهوش برای من قابلقبول نبود.
آغاز بسیار قوی—خیلی قوی—که بعد از آن هرگز نتوانست جبران کند (یعنی بعد از آن فیلم مرتب ناامید میکند).
امتیاز نهایی: ★★½ — نکات زیادی داشت که بهنظرم میپسندیدم، ولی بهعنوان یک کل درست کار نکرد.
نسخهٔ بازخوانی ۲
سال ۱۹۹۳ بود که پارک ژوراسیک به سینماروها عرضه شد و مجموعهای پرفروش و تأثیر فرهنگی بزرگی پدید آورد. متأسفانه اکنون با بازخوانیهایی از آنچه زمانی طرحی بزرگ و تاملبرانگیز و همراه با هیجانهای پرشتاب بود مواجهایم.
فکر میکنم وقتی شروع کردند رپتورها را شخصیسازی کنند و یکی از آنها را دوست انسان نشان دهند، آغاز پایان بود. اما ما تا حدودی آن را پذیرفتیم و با بیخیالی وارد «دنیای ژوراسیک» ۲۰۱۵ شدیم. میخواستیم خشونت دایناسوری بیشتری ببینیم؛ بازیگران جذابی با کریس پرت و براز هاوارد داشتیم، اما فیلم تنها متوسط بود؛ ورود کوتاهی به مجموعه که بیش از این نیست. اما طبیعتاً گیشه حرف ندارد و مجموعه ادامه پیدا کرد تا «دنیای ژوراسیک: قلمرو سقوطکرده»...
داستان به ایسلای نوبلار بازمیگردد که همراه با همهٔ ساکنان دایناسوریاش قرار است توسط یک آتشفشان نابود شود. انسانها بر سر اینکه آیا گونهای که زمانی منقرض بوده را نجات دهند یا نه بحث میکنند، در حالی که گروههایی هم انگیزههای ناپاک مالی دارند.
پس میرویم؛ شخصیتهای کلیشهای که قبلاً زیاد دیدهایم با بازیگران متفاوت اجرا میشوند ولی همان مسیرها را طی میکنند، و فیلمنامه تلاش میکند نوعی همدلی انسانی ایجاد کند که هرگز به هدف نمیرسد. هیچچیز نو یا جذابی اینجا نیست (حداقل هاوارد کفشش را عوض کرده و چیزی معقولتر پوشیده). این یک گاو پولساز خسته است که خودِ آن نیاز به منقرض شدن دارد.
طبیعتاً باز هم قسمت بعدی خواهد آمد و طبیعتاً پول در میآورد و من و میلیونها زامبی ژوراسیک باز هم میرویم ببینیم شاید بازگشتی به روزهای طلایی ۱۹۹۳ باشد. اما احتمالاً امیدی واهی است؛ شاید کافی باشد، همینقدر کافی؟ نمره: ۵/۱۰
مغزم درد گرفت. خوشم نیامد. اره...هوم...اهم.
این فیلم واقعاً تا سرحد باورپذیری، منطق یا حتی قوانین فیزیک را کش میدهد.
فقط یک نکتهٔ سریع: تریلر طوری نشان میدهد که فیلم تمام مدت روی جزیرهای که قرار است بترکد تمرکز دارد. کمتر از نیمی از فیلم روی آن قسمت است. پس اگر بهدنبال یک انفجار آتشفشانی کشدار هستید، جای دیگری را ببینید.
قهرمانان شخصیتهایی آزاردهنده و احمقنماییاند، از تکنولوژیدوستی که از همه چیز میترسد تا شکارچی شوخطبع حیوانات (بهنیکی باید گفت این شخصیت کریس پرت از فیلم قبلی است، اما باز هم). شرورها کوتاهنظر و شبیه آدمهایی با سبیل پرپیچوخماند که انگار هیچوقت یادتان نمیآید پشت سرتان را نگاه کنید، مخصوصاً در موقعیتهای خطرناک. و جف گلدبلوم به چه دلیل اصلاً در این فیلم بود؟ او برای داستان هیچ کاربردی ندارد. اصلاً هیچ. او آنجا هست تا بگویند «ببینید! یکی از بازیگران فیلمهای قدیمی هست، پس همه چیز به هم متصل است.» همین و بس؛ دو دقیقه حضور او برای همین است.
داستان همان داستان هر فیلم پارک ژوراسیک/دنیای ژوراسیک است: بیایید دایناسورها را ایجاد/مهندسی ژنتیکی کنیم. چه مشکلی ممکن است پیش بیاید؟ حتی «لو twist» ادعایی را از همان ابتدا میتوان حدس زد. قوانین ابتدایی فیزیک هم رعایت نمیشوند، مثل یک پرش غیرممکن کامیون در یکی از صحنهها. واقعاً احساس میکردم مغزم از گوشهایم بیرون میریزد در حینی که تماشا میکردم.
این فیلم باعث شد که خوشحال باشم کالین تروروو از کارگردانی قسمت نهم جنگ ستارگان حذف شد. متأسفانه نحوهٔ پایان این فیلم تقریباً تضمین میکند که یکی دیگر هم خواهد آمد. با این حال سؤال این است که چه بر سر «پارک ژوراسیک ۳» آمده چون آن هم پایان مشابهی داشت. آیا آن فیلم هنوز قرار است در کانن باشد یا نه؟
فقط دست از تلاش بردارید. حتی اگر جلوههای ویژهٔ دایناسورها را دوست دارید، اینجا چیز زیادی نیست که قبلاً ندیده باشید، و بعضی از قسمتها واقعاً بد و غیرقابلباور برای فیلمی از ۲۰۱۸ هستند. واقعاً وقت تلف نکنید.
نیمی از زمان تماشای فیلم داشتم به طرحی که «دنیای ژوراسیک ۲» به من میداد تمسخر میکردم، که لذت تماشای جلوههای بصری برجسته، درگیری متوسط انسان-دایناسور و عملکرد کلی خوب بازیگران را کمرنگ میکرد. در هر صورت این فیلم خیلی بدتر از «دنیای ژوراسیک» (۲۰۱۵) است که داستانش تقریباً به خوبی فیلم اصلی، افسانهایِ «پارک ژوراسیک» (۱۹۹۳) بود؛ چیزی که امروز تقریباً غیرممکن است تکرار یا بهتر شدنش. TN.
«دنیای ژوراسیک: قلمرو سقوطکرده» هنوز همان مشکلات روایی عظیم را دارد.
اگر کارگردانی شگفتانگیز ج. ا. بایونا نبود، این فیلم در پایینترین رتبهٔ من قرار میگرفت. هیچ جلوهٔ تصویری قابلتوجهی نمیتواند بر پلان پوچ، شخصیتهای فرعی آزاردهنده و آن داستان مزایدهٔ افتضاح غلبه کند.
امتیاز: D+
خب، این چهارمین فیلم پارک ژوراسیک است که در یک ماه گذشته دیدم و به نظر میرسد نقدهای من خیلی شبیه هم شدهاند، چیزی که البته سعی میکنم از آن دوری کنم.
پس بگذارید چند شباهت را بگویم. دوباره یک کودک در معرض خطر قرار میگیرد، گرچه این بچههای باهوش همیشه بهنحوی موفق میشوند از دایناسورها فرار کنند حتی وقتی در حالت وحشت کور هستند، پس باید به آنها دست زد. طبیعتاً آدمهای بد هم روی منوی دایناسورها هستند، حداقل سهتایی در این قسمت. و مثل همیشه چند بار قهرمانان ما از مرگ حتمی نجات مییابند چون یک دایناسور شکارچی دیگر در آخرین لحظه حمله میکند. چه احتمالاتی!
اما به نظر میرسد داریم کمکم از جزیرهٔ کوچک ساحل کاستاریکا فاصله میگیریم، چون آن جزیره انگار توسط فوران آتشفشان نابود شده که به شکلی عجیب من را به یاد آسیبهای لاوا در «ارباب حلقهها» انداخت. حیف دایناسورها. اول شهابسنگ میلیونها سال پیش، حالا آتشفشان نزدیک بود نتیجه را ۲–۰ کند. اما نترسید، چندتایی فرار کردند و چه میدانیم چقدر DNA سالم مانده؟
از ایدهٔ ساخت یک ابردایناسور زیاد خوشم نیامد. مگر به نقطهٔ بحرانی نرسیدهایم که بهتر است این مجموعه را تعطیل کنند و به جای آن هیولاها را از نوع مهاجمین فرازمینی بسازند؟
آهان، و جف گلدبلوم بازگشته، هرچند اینبار شاید شبیه یک نسخهٔ خشک و بیطنز از شخصیت اصلی بود که زمانی نقطهٔ قوت فیلمهای قبلی بود، اما اینجا شبیه یک استاد دانشگاه نصیحتکننده صدا میکرد.
با این حال بدتر از دنبالههای خیلی بدی که دیدهایم نیست. در سطحی سطحی این قسمت هم مانند همیشه سرگرمکننده بود. این ویژگی انگار در DNA این مجموعه است و اغلب نام اسپیلبرگ در تیتراژ همراه آن آمده است. و قطعاً ناامیدکننده است که تلاش برای رسیدن به جادوی فیلم اول اغلب ناکام میماند.
خیلی اکشن در این یکی هست. فیلم گاهی کشدار شد. در بعضی مواقع خستهکننده بود.
بلو، بز!
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران