داستان این فیلم قبل از سه گانه ارباب حلقه ها اتفاق میافتد و نوعی پیشدرآمد بر آن مجموعه فیلم است. «بیلبو بگینز» ( مارتین فریمن ) شخصیت اصلی داستان برای پیدا کردن گنجینه ی اژدهایی بنام «اسماگ»، در سفری پرماجرا با «گندالف» ( یان مک کلن ) و گروهی از دورف ها ( کوتوله ها ) همراه میشود...
داستان این فیلم قبل از سه گانه ارباب حلقه ها اتفاق میافتد و نوعی پیشدرآمد بر آن مجموعه فیلم است. «بیلبو بگینز» ( مارتین فریمن ) شخصیت اصلی داستان برای پیدا کردن گنجینه ی اژدهایی بنام «اسماگ»، در سفری پرماجرا با «گندالف» ( یان مک کلن ) و گروهی از دورف ها ( کوتوله ها ) همراه میشود...
پیتر جکسون دنیای مشابهی را خلق میکند که قبلاً در «ارباب حلقهها» نشانمان داده بود؛ اما تکرارها به همانجا ختم نمیشود. او بارها کتاب تالکین را به رشتهای از تعقیب و گریزها و صحنههای اکشن بیپایان تبدیل میکند، با ارکهایی که از هر طرف فرو میریزند و «اختراعات»ی که به داستان زیبا و اصیل نویسندهٔ انگلیسی آسیب میزنند. او دوباره آن دقایق شبیه به بازیهای...
پیتر جکسون دنیای مشابهی را خلق میکند که قبلاً در «ارباب حلقهها» نشانمان داده بود؛ اما تکرارها به همانجا ختم نمیشود. او بارها کتاب تالکین را به رشتهای از تعقیب و گریزها و صحنههای اکشن بیپایان تبدیل میکند، با ارکهایی که از هر طرف فرو میریزند و «اختراعات»ی که به داستان زیبا و اصیل نویسندهٔ انگلیسی آسیب میزنند. او دوباره آن دقایق شبیه به بازیهای سکویی داخل غارها را تکرار کرده که قبلاً در موریا و نسخهٔ خودش از «کینگ کونگ» دیدیم. اگر فیلمهای قبلی جکسون را دوست داشتید، این یکی را هم خواهید پسندید؛ اما اگر بهدنبال کیفیت داستانی هستید، آن را عمدتاً در بازآفرینی سرزمین میانه و بازیهای درخشان ایان مککلن، مارتین فریمن و کیت بلانشت میتوان یافت.
اثر دیگری از یک استاد بزرگ به مجموعهٔ «ارباب حلقهها» افزوده شده است. این فیلم نمونهای عالی از نحوهٔ ترکیب بازیگران برجسته، داستانی شگفتانگیز و جهانی زیباست که با کیفیتی تحسینبرانگیز به تصویر درآمدهاند. پیتر جکسون با ساخت این فیلم خود را پشت سر گذاشته است. گرچه تفاوتهایی با کتاب وجود دارد، اما من از هیچکدام شکایتی ندارم؛ بله، من داستان اصلی را دوست دارم، اما این فیلم همچنان یکی از بهترینهاست. در کل، فیلمی شگفتانگیز است.
بیش از یک دهه پس از آنکه کارگردان نسبتاً گمنامی از نیوزیلند توانست کمپانی نیو لاین سینما را قانع کند تا ۳۰۰ میلیون دلار به او بدهند تا سهگانهای بر اساس اثر برجسته و مدتها غیرقابلسینماییِ جی. آر. آر. تالکین، «ارباب حلقهها»، بسازد، چشمانداز سینمای فانتزی بهطرز چشمگیری تغییر کرده است. مثل خودِ کتاب تالکین، فیلمهای «ارباب حلقهها» تعریفکنندهٔ فانتزی بلندبالای سینما شدند و حتی اقتباسهای رقیب مثل «تاریخ نارنیا» و «آلیس در سرزمین عجایب» از حماسهٔ چندبخشی و مورد تحسین پیتر جکسون الگو گرفتند. حالا جکسون به سرزمینی که او را به شهرت رساند بازگشته تا سراغ اثر زودترِ تالکین، «هابیت»، برود.
«هابیت» از نظر گستره خیلی متواضعتر از دنبالهٔ عظیمش است و برای مخاطب کمسنتر نوشته شده بود. این کتاب بیلبو بگینز را معرفی میکند، هابیتی آرام که با وسوسهٔ ماجراجویی از سوی جادوگر خاکستری گاندالف ترغیب میشود تا به سیزده کوتوله در بازپسگیری خانهٔ گمشدهٔشان کمک کند. جکسون وظیفهٔ دشواری داشت که پس از شاهکار پرفروش و برندهٔ اسکار خود ادامه دهد و در ابتدا مسئولیت کارگردانی را به استاد فانتزی گیلرمو دل تورو سپرد. مشکلات در تأمین حقوق فیلمبرداری باعث تأخیرهای متعدد شد و دل تورو سرانجام جدا شد تا تیم خلاق اصلی دوباره بازگردد و دنباله/مقدمهای با همان اعضای خلاق پشت و جلوی دوربین بسازند. جکسون به کارگردانی برگشت، همراه با فران والش و فیلیپا بوینز در نگارش فیلمنامه (هرچند دل تورو همچنان اعتبار فیلمنامه دارد)، اندرو لسنی بهعنوان فیلمبردار و هاوارد شور بهعنوان آهنگساز، و دیگر اعضای ثابت سهگانهٔ قبلی.
استثنای بزرگ در این میان، انتخاب دوبارهٔ بازیگر نقش بیلبو است: مارتین فریمن جای ایان هالم را گرفت. هالم در سکانس چارچوببندی فیلم حضور دارد (صحنهای که درست قبل از آغاز «یاران حلقه» اتفاق میافتد)، همراه با ستارهٔ آن سهگانه، الیجا وود. اما اینبار نمایش از آنِ فریمن است و او آنقدر جذاب، بذلهگو و گیرا ظاهر میشود که دقیقاً یادآور ایان هالم جوان است؛ انتخاب بازیگران واقعاً الهامبخش است. سر ایان مککلن در نقش گاندالف بازمیگردد (اینجا نسخهٔ شوخطبعتر و خاکستریاش را بازی میکند، نه نسخهٔ جدی و سپید) و این بازیگر خبره توانسته قدرت و سنگینی نقش را منتقل کند و در عین حال نکاتی کوچک اضافه کند که گاندالف را به عنوان مردی ناسالم نشان میدهد، نه صرفاً یک موجود همهچیزدان. ریچارد آرمیتاژ نیز نقش تورین اوکنشیلد، رهبر گروه کوتولهها، را بازی میکند و بهخوبی توانسته خشم و شرافت را در این شخصیت بگنجاند؛ او بهراحتی قابلباور است که میتواند این کوتولهها را به میدان نبرد خطرناک رهبری کند. بقیهٔ کوتولهها در مجموع کمی مبهماند، اما بعضیشان حتی با زمان نمایش محدود هم تأثیر میگذارند؛ انتظار میرود دو قسمت بعدی فرصت بیشتری برای درخشش هر یک از آنها فراهم کند.
نکتهٔ بحثبرانگیز این مجموعه این است که «هابیت» تبدیل به یک حماسهٔ سهقسمتی شده است. خودِ «هابیت» نوشتهٔ نسبتاً جمعوجوری حدود ۳۰۰ صفحه است (در مقابل ۱۶۰۰ صفحهٔ مجموع «ارباب حلقهها»)؛ همین قسمت اول بهتنهایی حدود سه ساعت است. همانطور که هرکس «بازگشت پادشاه» را دیده باشد میداند، جکسون گاهی درگیر خودنمایی میشود. ابتدا قرار بود فیلم در دو قسمت منتشر شود و بعد به سه قسمت تقسیم شد. تالکین خود داستانهای پسزمینهٔ زیادی برای این جهان نوشته بود و جکسون از آنها برای پر کردن فیلمها استفاده کرده است.
خیلیها از پُرخوری و خودنمایی فیلم گلایه کردهاند و من بهعنوان کسی که طبعاً اهل ویرایش هستم، نسبت به حذف اضافات حساسم؛ اما عجیب این است که هنگام تماشای فیلم در طول مسیر بهراحتی با ریتم شلختهٔ آن همراه شدم. فیلم عملاً معنی «رفتن از راه scenic» را بازتعریف میکند، ولی نکتهٔ عجیب این است که اصلا اذیتم نکرد. فکر میکنم دلیلش سبکتر بودن بار قصهٔ «هابیت» است. هر قاب از «ارباب حلقهها» با تهدید و شوم بودن آکنده بود؛ طرح نجات دنیا بار سنگینی برای سهگانه ایجاد کرده بود؛ اما «هابیت» آزادتر، بامزهتر و سبکتر است و فشار نجات دنیا را بر دوش ندارد. این تفاوت مثل این است که بهجای یک قرار اضطراری در ترافیک سنگین، یک آخر هفته را صرف رانندگی آرام و توقف هرجا که خواستی میکنی. این ریتم احتمالاً روی قابلیت تماشای مجدد فیلم تأثیر منفی میگذارد، اما تماشا در سانس نیمهشب؟ جادوست.
ساختار فیلم گاهی شبیه اختلال تمرکز است؛ حفرهها و حواشی بیشماری دارد که مرا به اپیزودی زنده از «فمیلی گای» شبیه میکند—ذکر یک شخصیت یا رویداد ناگهان باعث قطع و رفتن به بازنمایی آن صحنه میشود. اما باز هم، و این برای من غیرمنتظره بود، از این هم ناراحت نشدم (با یک استثنا: به نظر میرسد هر صحنهای در ریوندل فیلم را متوقف میکند). جنبههای فنی فیلم حتی از سهگانهٔ قبلی هم بهترند: هاوارد شور یکی از مؤثرترین موسیقیهایش را ارائه کرده، طراحی تولید و هنر دوباره غرقکننده و زیباست، و اندرو لسنی سبک منحصربهفردش در فیلمبرداری را ادامه میدهد—ترکیبی از نماهای باشکوه و گاهی نوردهیهای بیشازحد که گاهی حواسپرتکن و ناخوشایند است.
یکی از نقدهایم به وابستگی فزایندهٔ جکسون به CGI است. آزوگ نابودگر (یکی از دشمنان اصلی) و پادشاه گابلینها کاراکترهایی هستند که در سهگانهٔ قبلی باید با جلوههای عملی ساخته میشدند؛ اینجا کاملاً CGI هستند و تهدیدشان با این کار کمرنگ میشود. گالوم برای معروفترین صحنهاش بازمیگردد و عالی بهنظر میرسد؛ بازی اندی سِرکیس و CGI این موجود رقتانگیز را واقعاً باورپذیر میکند. CGI گاهی توأم با ضعف است—قابلتحمل اما نه تهدیدآمیز. نمیدانم دو قسمت بعدی چه خواهد کرد؛ اما میدانم این بازگشت به سرزمین میانه شروع خوبی دارد و اگر نشانهای از اتفاقات آینده باشد، من قطعاً از این سفر لذت خواهم برد.
قطعاً سطح کار از سهگانهٔ «ارباب حلقهها» پایینتر است، اما باید بگویم که از «هابیت: سفری غیرمنتظره» لذت بردم. فیلم کشش خوبی دارد، داستان بیش از حد جذاب است، اشارههای خوشایندی به آثار قبلی دارد و مانند «ارباب حلقهها» چشمنواز است. از نظر بازیگران هم، من آنها را دوست داشتم. مارتین فریمن (بیلبو) مثل الیجا وود بازیگری است که همیشه برایم گاهی خوب و گاهی متوسط بوده، اما واقعاً از اجرای فریمن اینجا لذت بردم—شوخطبعی بخشی از شیوهٔ اوست، اما بقیهٔ نمایشاش هم قوی است. ایان مککلن در نقش گاندالف بازمیگردد و همچنان تماشایش لذتبخش است. دیگران هم خوباند و جیمز نسبیت (بوفور) لحظات طنز خوبی عرضه میکند. امیدوارم دو دنبالهٔ بعدی هم به همین اندازه فوقالعاده باشند.
شکی نیست که پیتر جکسون در به تصویر کشیدن خیالپردازیهای تالکین کار بسیار خوبی انجام میدهد، شایدم بهتر از آنچه قبلاً تصور میشد. باید اعتراف کنم فیلمها را بهاندازهٔ خواندن کتابها دوست ندارم؛ دلیلهای پیچیدهای دارد: من آنها را وقتی خیلی جوان بودم خواندم و تکرار آن تجربهٔ نخست دشوار است. همچنین به نظرم مبارزات و درگیریها حالا بیش از خاطرم مرکزی شدهاند؛ شاید این بیشتر به مخاطب مدرن سینما برگردد تا حافظهٔ من. بهعنوان نکتهای طنزآمیز، فیلم گاهی شبیه سایر مجموعههای فانتزی بهنظر میرسد—مثل «پارک ژوراسیک»—که مدام از یک خطر به خطر بعدی میپرند و جادوگر یا کسی مرتباً فریاد میزند «فرار کنید!»؛ این مجموعه پیام روشنی میفرستد که اگر راهی ماجراجویی خطرناک میشوید، همراه داشتن یک جادوگر به دردتان میخورد.
قول دادن اینکه این فیلم «ارباب حلقهها» نیست ساده است، اما تماشای آن بدون مقایسهٔ مداوم با سهگانهٔ قبلی دشوار است. همان سبک تولید با جلوههای بصری باشکوه، موسیقی فوقالعادهٔ هاوارد شور و در بسیاری از موارد حضور بازیگران همان سهگانهٔ قبلی دیده میشود. شروع فیلم هم وقت زیادی میگیرد تا گرم شود. این قسمت اول از سهگانه بهطرزی متفاوت مشکل دارد—نقشهای واضحی برای شخصیتها تعریف نشده؛ هیچ «یاران حلقه» مشخصی برای تمرکزِ تماشاگر وجود ندارد و بنابراین با انبوهی از شخصیتهای جدید مواجه میشویم که باید با زمانبندی جدید آنها آشنا شویم. برای خوانندگان کتاب کمتر مشکل است، اما برای دیگران وقتگیر است—صادقانه بگویم، از انتخاب بازیگران این بار چندان تحت تأثیر قرار نگرفتم. مارتین فریمن در نقش بیلبو نسبتاً آزاردهنده است؛ ریچارد آرمیتاژ بهعنوان تورین کمی بهتر عمل میکند اما گروه بازیگران بهجز ایان مککلن در نقش گاندالف چندان بهیادماندنی نیستند. الفهای مقدس برای من کمی بیشازحد پاکاند، هرچند کیت بلانشت از نظر ظاهری در نقش گالادریل تحسینبرانگیز است. در عوض، ارکها، گابلینها و وارگها آن خطر لازم را فراهم میکنند و خوشبختانه حضور گالوم (اندی سرکیس) به اندازهٔ لازم محدود شده است. فیلم خوبی است، دو ساعت آن بهسرعت میگذرد و بهعنوان طرفدار سهگانهٔ اول، حتماً با ادامهٔ این مجموعه همراه خواهم بود؛ اما میترسم این تجربه بیشتر مناسب پردهٔ بزرگ سینما باشد و در نمایشهای کوچکتر بهخاطر دیالوگها و پرکردگیهای زیاد، اثرش را از دست بدهد.
81/100
فیلم آغازِ زمانیِ مجموعهٔ «ارباب حلقهها» است: هابیتی بهنام بیلبو بگینز بهعنوان دزد استخدام میشود تا به گروهی از کوتولهها کمک کند خانهٔ کوهیشان، ارِبور، را از اژدهایی بهنام اسماگ بازپس بگیرند. انتخاب بازیگران بسیار خوب، فیلمبرداری خیرهکننده، شخصیتهای دلنشین و ماجراهای شگفتانگیز، هیجانانگیز و شوخطبعانهای که با غولهای سنگی، ترولها، ارکها، وارگها، گابلینها، گالوم و آزوگ نابودگر سروکار دارند. در عین حال، در دلگولدور چه میگذرد؟ خوشحالکننده است که پس از این همه سال باز هم به سرزمین میانه بازمیگردیم. نسخهٔ طولانیشده را بهشدت توصیه میکنم؛ بخش زیادی از داستان در نسخهٔ سینمایی حذف شده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران