خلبانی بنام چسلی سالی سولنبرگر (تام هنکس) پس از اینکه هواپیمایش دچار نقص فنی می شود، آن را سالم و بدون تلفات بر روی رودخانهی هادسون فرود می آورد و با این عمل شجاعانه تبدیل به یک قهرمان می شود...
خلبانی بنام چسلی سالی سولنبرگر (تام هنکس) پس از اینکه هواپیمایش دچار نقص فنی می شود، آن را سالم و بدون تلفات بر روی رودخانهی هادسون فرود می آورد و با این عمل شجاعانه تبدیل به یک قهرمان می شود...
نامزد ۱ جایزهٔ اسکار — ۱۴ جایزه و مجموعاً ۳۷ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1491
فیلمساز کلینت ایستوود در ساخت فیلمهای بیوپیک تأملبرانگیز تبحر دارد و جدیدترین اثرش، «سالی»، تحقق دیدگاه سینمایی او در برجستهسازی یک خلبان عادی که در یک لحظه به قهرمان ملی بدل میشود را تأیید میکند. کاپیتان چِسلی «سالی» سالنبرگر بهواسطه رویداد سرنوشتسازیِ ۱۵ ژانویه ۲۰۰۹، زمانی که پرواز خطوط هوایی یواس پس از برخاستن از لاگاردیا دچار حادثه شد و فرود نجاتبخشی در رودخانه هادسون...
فیلمساز کلینت ایستوود در ساخت فیلمهای بیوپیک تأملبرانگیز تبحر دارد و جدیدترین اثرش، «سالی»، تحقق دیدگاه سینمایی او در برجستهسازی یک خلبان عادی که در یک لحظه به قهرمان ملی بدل میشود را تأیید میکند. کاپیتان چِسلی «سالی» سالنبرگر بهواسطه رویداد سرنوشتسازیِ ۱۵ ژانویه ۲۰۰۹، زمانی که پرواز خطوط هوایی یواس پس از برخاستن از لاگاردیا دچار حادثه شد و فرود نجاتبخشی در رودخانه هادسون انجام داد، تبدیل به قهرمانی الهامبخش شد.
در «سالی»، ایستوود و فیلمنامهنویس تاد کومارنیکی، سالنبرگر را بهعنوان قهرمانی آرام و کمادعا نشان میدهند. او با شیاطین و تردیدهای شخصی خودش روبهروست؛ آن روز بحرانی وقتی که بهسرعت تصمیم گرفت هواپیمای آسیبدیده را در آبهای یخزده هادسون فرود آورد، پس از برخورد دستهای از پرندگان که عملکرد موتورها را مختل کرد. عنوان «قهرمان» شاید برای این خلبان باتجربه تا حدودی اغراقآمیز باشد، اما نجات جان ۱۵۵ مسافر و خدمه با فرودی پرخطر دستاورد بزرگی است. در عین حال فشارِ برچسبِ «قهرمان» و شک و تردیدهایی که درباره عملکرد او مطرح شد، باری سنگین بر او گذاشت؛ تحسینِ عمومی با عذابِ درونیای همراه بود که تقریباً به اندازه فاجعه احتمالیِ جلوگیریشده آزاردهنده بود.
چالش اصلی فیلم ایجاد تنش و درگیریِ روانیِ پشت آن شش دقیقه سرنوشتساز پرواز است. خوشبختانه کارگردانی آرام ایستوود و فیلمنامه جسور کومارنیکی لحظات پراضطراب و تنش را بهخوبی ثبت کردهاند که پایه احساسی «سالی» را میسازند. تام هنکس، دو بار برنده اسکار، نقش کاپیتان سالنبرگر خسته و درگیر کشمکشهای شخصی را بسیار دقیق بازی میکند؛ او در این نقش با تردیدها و احساس گناه خودساختهای که بر او فشار میآورد، هماهنگ است. مدتهاست که هنکس نامزد اسکار نشده؛ امیدواریم بازی محکم او در «سالی» شایسته توجه آکادمی باشد.
برخی ممکن است روایت ایستوود را کلیگرا بدانند، چون ماجرای اصلی در رسانهها، مستندها و روایتهای بازماندگان و خود سالنبرگر بارها پوشش داده شده است. با این حال «سالی» میکوشد انسانی متناقض و در حال بازاندیشی را نشان دهد که پس از تبدیل شدن به مرکز توجه ملی، نسبت به مهارتها و غریزههای خلبانیاش دچار تردید میشود. نه تنها سالی و کمکخلبان جف اسکایلز (با بازی خوب آرون اکارت در نقش مکمل) از یک فاجعه بزرگ اجتناب کردند، بلکه تصمیمشان برای استفاده از هادسون بهعنوان تنها سطح فرودِ ممکن مورد بازبینی شدید سازمان ایمنی ترابری ملی (NTSB) قرار گرفت؛ بازبینیای که آنها را به ریسکپذیریِ غیرضروری متهم میکرد.
تبلیغات رسانهای که سالی را قهرمان نامید و تحقیقاتی که شکاکانه به کنکاش پرداخت، بهطور طبیعی تردیدهای او را تقویت و منجر به بروز اختلال استرسی پس از سانحه در او شد. در همین حال، همسر سالنبرگر، لوری (با بازی لورا لینی)، و دیگر اعضای خانواده از فشار خبرنگاران خستهکننده رنج میبرند.
«سالی» لزوماً یکی از پرزرقوبرقترین بیوپیکهای اخیر نیست، اما ایستوود سزاوار تحسین است که سالنبرگر را بهعنوان مردی کمادعا، وفادار و منزوی نشان میدهد که با شهرت ناخواسته دستوپنجه نرم میکند، و فرود/نجات در هادسون همچنان بر روان او سایه افکنده است. بازی هنکس از وجوهِ دلنشین اما مردد قهرمانیِ مضطرب پرده برمیدارد و در تضاد آشکاری با قهرمانان امروزی فیلمها قرار میگیرد که معمولاً هیولاها را شکست میدهند یا نقشهای ابرقهرمانی ایفا میکنند. چِسلی «سالی» سالنبرگر انسانی ناقص اما وظیفهشناس است که درباره شجاعت و باور حرفهای خود به تردید میافتد.
آرون اکارت بهخوبی نقش شریکِ پشتیبانِ سالی را ایفا میکند؛ کسی که وقتی NTSB جسارت میکند همکارش را زیر ذرهبین تردید بگذارد، شگفتزده و آشفته میشود. آنا گان نقش یکی از بازپرسهای NTSB را بازی میکند و لورا لینی نیز بهمثابه همسر نگران، نقش قابللمسی اما چندان گستردهای دارد.
شاید «سالی» عمیقترین بیوپیک ممکن درباره این مرد نباشد، چون ما با شخصی روبهرو هستیم که آن عمل قهرمانانهاش ما را از وجودش آگاه کرد و فیلم بهجای بازگویی گستردهٔ گذشته، بر همان رویداد و پیامدهایش تمرکز دارد. در پایان، «سالی» نوعی تلاطم متفاوت را برای یک شگفتیِ آسیبدیده و در عین حال متفکر ایجاد میکند؛ انسانی که میان ستایش شایسته و ستایش اغراقآمیز لبه قدمزدن دارد.
«سالی» (۲۰۱۶)
مدت: ۱ ساعت و ۳۶ دقیقه
بازیگران: تام هنکس، آرون اکارت، لورا لینی، جفری نوردلینگ، جیمی شریدان، مایکل رپوپورت، آنا گان، ولری ماهافی
کارگردان: کلینت ایستوود
ردهبندی سنی: PG-13
ژانر: درام / بیوپیک
نظر منتقد: 3 از 4 ستاره
---
وقتی شجاعتِ انسانی تا وقتیکه کامپیوترها آن را تأیید نکردند قدردانی نشد.
فیلمی بیوگرافی-درامی دیگر که نقش تام هنکس در مرکز آن میدرخشد. او از نقش «کاپیتان فیلیپس» به «کاپیتان سالی» تحول یافته است. اثر دیگری در کارنامه کلینت ایستوود که او را ناامید نمیکند. فیلم بر اساس حادثه واقعی ۱۵ ژانویه ۲۰۰۹ ساخته شده؛ هواپیمای مسافربری پس از برخاستن با دستهای از پرندگان برخورد کرد، هر دو موتور از کار افتاد و هواپیما روی رودخانه هادسون نیویورک فرود آمد. فیلم ماجرای قهرمانانه را بازگو میکند و همچنین روند تحقیق پس از فرود اضطراری را دنبال میکند.
انتظار یک فیلم هالیوودی با تم قهرمانی آمریکایی را داشته باشید؛ اما با این وجود فیلم خوب و جذاب است. داستان تنها درباره حادثه پروازی نیست—فیلم بخشهایی از درام پیرامون آن رویداد را هم پوشش میدهد، بهویژه نجات جانها که حتی فراتر از مرزهای آمریکا الهامبخش است. روایت بیشتر حول چند روز میچرخد، اما تمرکز اصلی بر فرود اضطراری است. از بازیگران تا جلوههای بصری، همه در سطحی عالیاند. یکی از بهترین بیوپیکها که بهجای بازگویی کل زندگی یک نفر، بر یک اقدام قهرمانانهٔ ماندگار تمرکز دارد.
امتیاز: 8/10
---
سطح بالا، همانطور که انتظار میرفت.
«سالی» عالی است. تام هنکس نقش اصلی را بهطرزی بینقص اجرا میکند؛ بدون شک انتخابی ایدهآل برای این نقش بوده است. بازیگر برجستهای که همه او را میشناسیم. روایت فیلم به صورتی که من دوست داشتم ارائه شده و از دیدن قطعات زمانی مختلف لذت بردم.
در کنار هنکس، چند بازیگر دیگر نیز خوب ظاهر شدهاند. آرون اکارت در نقش جف خوب است و نقشهای کماهمیتتر مانند آنا گان و مایکل رپاپورت نیز بهنحو قابلقبولی ایفاشدهاند. در کل با انتخاب بازیگران مشکلی ندارم.
رویدادی واقعاً دیوانهوار که در ۲۰۰۹ رخ داد — عجیب است که همچنان تازگی دارد. احتمالاً از «آزادی خلاق» معمول فیلمها استفاده شده که برایم قابلقبول است. در مجموع فیلمی باکیفیت است که به هدفش میرسد.
---
بر پایه رویدادهای واقعی، فیلم انصاف کامل را در بازتاب ماجرا رعایت میکند، هرچند خود فیلم شاید برای اکثر دستاندرکاران چندان بهیادماندنی نباشد.
در ۱۵ ژانویه ۲۰۰۹، مردم آمریکا (و جهان) با شگفتی دیدند که چگونه یک هواپیمای تجاری پس از برخورد با دستهای از پرندگان و از دست دادن دو موتور، توانست مرگ را فریب دهد و در آبهای رودخانه هادسون فرود امنی داشته باشد. خلبان چِسلی سالنبرگر بهطور گسترده بهخاطر این اقدام ستوده شد؛ او با اتکای به تجربه و غریزهاش، برخلاف دستورهای برج مراقبت تصمیم گرفت و انتخاب درستی انجام داد.
به همین خاطر این حادثه سرانجام به فیلم درآمد. کلینت ایستوود در کارنامهاش آثار برجستهتری دارد، اما اینجا هم در وضعیت خوبی است و فیلم آنچه اتفاق افتاده را گرامی میدارد. با این حال، فیلم از نظر تنش و دراماتیکبودن کمی ضعیف است و بیشتر ماجرا در پسازحادثه و در جریان تحقیق طولانیای رخ میدهد که در آن مقامات تلاش میکردند صحت ماجرا را بسنجند و ببینند تا چه حد میتوان خلبانان را مقصر دانست.
تام هنکس یکی از آن بازیگرانی است که میتوان بر عملکردش حساب کرد؛ در هر فیلمی شرکت کند معمولاً بهترین تلاشش را میکند و این فیلم نیز استثنا نیست. او صدای شخصیت، حرکات و عادات واقعی را بهخوبی بازسازی کرده است. آرون اکارت نیز نقش مکملی با طنزی نهچندان پرزرقوبرق اما مناسب ارائه میدهد و حمایت خوبی از هنکس دارد. متأسفانه در سایر بازیگران نکتهٔ برجسته دیگری به چشم نمیخورد. لورا لینی تمام تلاشش را با آنچه در اختیارش بوده بهکار بسته، اما مادهٔ کافی یا اهمیت لازم برای درخشش به او داده نشده است. بازپرسانی که ماجرا را بررسی میکنند بد نوشته شدهاند و برای افزایش دراماتیزم تقریباً بهصورت منفی و اغراقشده به تصویر کشیده شدهاند.
از نظر فنی فیلم قابل قبول است. ناهماهنگیهای زمانمحیطیِ قابلتوجهی وجود دارد که اگر دقیق نگاه کنید پیدایشان میکنید؛ مثلاً درختان پهنبرگ سبز ظاهر میشوند درحالیکه داستان در میانه زمستان اتفاق میافتد و نیز هیچکس در هواپیمای سقوطکرده را نمیبینیم که نفسش بهصورت بخار در هوا پیداشود (چیزی که در روزهای سرد معمول است). صحنههای مربوط به هواپیما بسیار خوب کار شده و جلوههای دیجیتال کیفیت مطلوبی دارند. فیلمبرداری خوب است و استفاده از مناظر زیبای نیویورک و رود هادسون هوشمندانه صورت گرفته است. موسیقی متن در مجموع معمولی و چندان قابلتوجه نیست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران