یک گله دار و خانواده اش که زندگی آرامی در تپه های تیمبوکتو دارند، با پیدا شدن تندروهایی که تلاش می کنند زندگی آنها را کنترل کنند زندگی خود را در خطر می ببینند و...
یک گله دار و خانواده اش که زندگی آرامی در تپه های تیمبوکتو دارند، با پیدا شدن تندروهایی که تلاش می کنند زندگی آنها را کنترل کنند زندگی خود را در خطر می ببینند و...
نامزد ۱ اسکار؛ برندهٔ ۳۳ جایزه و مجموعاً ۲۸ نامزدی
من آدمی کاملاً مذهبی نیستم، اما وقتی گروهی جهادی وارد شهری میشوند و شریعت را تحمیل میکنند، تأثیر قضیه برایم قویتر مینماید. نمیخواهم وارد سیاست شوم، ولی آنچه در نود دقیقه یا کمی بیشتر میبینیم، از هولناکترین و تکاندهندهترین صحنههایی است که تاکنون در یک فیلم مبتنی بر واقعیت دیدهام. فیلم بهصورت مؤثرِ درام-مستند روایت میشود و روایتهایی را دنبال میکند که نشان میدهد اهالی...
من آدمی کاملاً مذهبی نیستم، اما وقتی گروهی جهادی وارد شهری میشوند و شریعت را تحمیل میکنند، تأثیر قضیه برایم قویتر مینماید. نمیخواهم وارد سیاست شوم، ولی آنچه در نود دقیقه یا کمی بیشتر میبینیم، از هولناکترین و تکاندهندهترین صحنههایی است که تاکنون در یک فیلم مبتنی بر واقعیت دیدهام. فیلم بهصورت مؤثرِ درام-مستند روایت میشود و روایتهایی را دنبال میکند که نشان میدهد اهالی شهر چگونه در تقابل با رژیم ناخواندهی جدید قرار میگیرند. برای نمونه، مردی بهخاطر بازی فوتبال — که ممنوع شده — بیست ضربه شلاق میخورد. زنی چند برابر آن را بهخاطر بودن در اتاقی با مردی دیگر دریافت میکند. خندیدن نامناسب ممنوع است و برخی افراد حتی از کشیدن سیگار هم منع میشوند. قوانین برای مردان سختگیرانهاند و برای زنان کنترلکننده و تحقیرآمیز؛ تکرار و تقویتِ دیدگاهی تاریخی و اجتماعی که زنان را همچون کالایی برای مبادله میداند. جدیتر اینکه وقتی یک گلهدار ماهیگیری را که یکی از گاوهای نانآورش را کشته، به قتل میرساند، حسِ «چشمدرعوضچشم» همراه با مفهوم «دیه» بهوضوح جلوهگر میشود. دفن آیینی دو نفر در شن تا توسط همنوعانشان سنگسار شوند، واقعاً دردناک و غیرقابلباور است. فیلم موقعیتهایی را نشان میدهد که تقریباً در هر پیچ داستان باورنکردنیاند. درام صریح و خشن نیست و بازیها شاید چندان جلبتوجه نکنند — مگر اجرای ابراهیم احمد در نقش گاوچرانِ «کیدانه» — اما تلاش جمعی بازیگران تصویری از وضعیتی ارائه میدهد که روح این جامعه و تماشاگر را سرکوب میکند. دلبخواهی و تصادفیبودن روند قضایی، اگر اینقدر ظالمانه نبود شاید خندهدار بهنظر میرسید. فیلم برای رساندن منظورش عمدتاً بر مضحک و وحشیانهبودن تأکید میکند و تعادل چندانی در روایت به چشم نمیخورد؛ این نکته مرا به این فکر میاندازد که عبدالرحمان سیساکو، کارگردان، نسبت به این موضوع احساس شخصی دارد — آیا او داستان خودش را برای گفتن دارد؟ جامعهای پایدار که به قواعد و اصول ایمانش احترام میگذارد میتواند مزایایی داشته باشد، اما وقتی قوانین به تو میگویند حتی نمیتوانی توپ را لگد بزنی، باید پرسید آیا خدا مسئلهی مهمتری برای نگرانی ندارد؟ این همان نکتهی کلیدی است: بسیاری از این اعمال به نام او انجام میشود — همانطور که هزار سال پیش در جهان مسیحیت و پیشتر در دوران بتپرستی نیز چنین بود. آیا نباید تا کنون چیزهایی دربارهی شکلهای افراطی تعصب و جزمیت آموخته باشیم؟ تماشای این فیلم آسان نیست، اما قطعاً باعث میشود قدر مزایای یک جامعهی سکولار و آزادیهایش — هرچند معیوب — را بهتر بفهمی.
برخی منابع این فیلم را بهدلیل سازوکارهای بوروکراتیکِ مبتنی بر تأمین بودجه، فرانسوی میدانند، اما این یک قضاوت اداری است. «تنبکتو» در موریتانی فیلمبرداری شده، کارگردانش موریتانیایی (عبدالرحمان سیساکو) است و موریتانی آن را برای اسکار ارسال کرده است. انکار هویت موریتانیایی فیلم یعنی اولویت دادن پول تولید بر مالکیت فرهنگی — نوعی انگیزهی خاموشِ استعمارگرانه که هنوز صداهای آفریقایی را از داستانهای خود پاک میکند. سینما بیش از قراردادها و اعتبارهاست؛ دیگر نباید وانمود کنیم که چنین نیست.
تنبکتو فیلمی است از خشم خاموش؛ نشان میدهد چگونه شهری که بهخاطر فرهنگش شناخته شده، زیر فشار حافظان خودخواندهی اخلاق خفه میشود. سیساکو از حساسسازی سطحی پرهیز میکند و در عوض بر مضحکبودن و بیرحمیِ زندگی روزمره تحت حاکمیتِ جهادی تأکید میورزد: زنانی که بهخاطر آواز خواندن مجازات میشوند، مردانی که به ازدواجهای اجباری وا داشته میشوند و زندگیهایی که با دیکتههایی بهشدت دلبخواه و ظالمانه وارونه میگردند. لحن فیلم مهار شده است و همین سبب میشود فوران خشونت و نومیدی عمیقتر تأثیر کند.
یک سکانس تمام فیلم را جمعبندی میکند: فوتبال ممنوع است، بنابراین گروهی از پسران با توپی نامرئی بازی میکنند. میدوند، دریبل میکنند، پاس میدهند، گل میزنند — هر حرکت دقیق و هماهنگ، بیآنکه حتی یک توپ روی صحنه باشد. این صحنه خندهدار و شاد است و در عین حال دلخراش؛ شورشی که تنها با خیال شکل میگیرد. آن توپ نامرئی تبدیل به نماد تابآوری میشود: وقتی فرهنگ در بدن و ذهن زندگی کند، نمیتوان آن را ممنوع کرد.
شاید این همان تقابل باشد: شبهنظامیان با اسلحه میکوشند فرهنگ را محو کنند و نظامهای بوروکراتیک با برچسبها و تعریفهای کاغذی هویت را بازنویسی میکنند، اما مقاومت همیشه راههایی برای ادامهی بازی مییابد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران