«سطح شگفتانگیز و سطح واقعگرایانه دو سطحی هستند که ما روی آنها زندگی میکنیم»، ریچارد برتون در «شب ایگوانا» گفته بود. «لا یورونا» در هر دو سطح — که اینجا میتوان آنها را سطح اسطورهای و تاریخی نامید — بهخوبی عمل میکند.
انریکه مونتهورده (خولیو دیاز) دیکتاتور سالخورده، بیمار و پارانوئیدی گواتمالایی است (که البته سرانجام همه دیکتاتورها چنین میشوند). در آغاز فیلم او بهخاطر نسلکشی...
«سطح شگفتانگیز و سطح واقعگرایانه دو سطحی هستند که ما روی آنها زندگی میکنیم»، ریچارد برتون در «شب ایگوانا» گفته بود. «لا یورونا» در هر دو سطح — که اینجا میتوان آنها را سطح اسطورهای و تاریخی نامید — بهخوبی عمل میکند.
انریکه مونتهورده (خولیو دیاز) دیکتاتور سالخورده، بیمار و پارانوئیدی گواتمالایی است (که البته سرانجام همه دیکتاتورها چنین میشوند). در آغاز فیلم او بهخاطر نسلکشی بومیان مایا در دههٔ ۱۹۸۰ محاکمه میشود.
در دو صحنهٔ محاکمه، مؤثرترین آنها نمای زوماین از زن مایای کیچهای است که شهادت میدهد به وحشتهایی که از سوی سربازان ارتش گواتمالا بر او روا شده و بهواسطهٔ مترجم میگوید: «خجالت نمیکشم آنچه بر من رفت را بگویم؛ امیدوارم شما هم در اجرای عدالت شرمنده نباشید.» (کنایهآمیز اینکه قضات او را «شهودۀ ۸۲» مینامند و بدینگونه انسانیتش را بیشتر نابود میکنند.)
مونتهورده (الهامگرفته از افرائین ریوس مونت، جنایتکار جنگی واقعیِ گواتمالا) محکوم میشود، اما حکمش لغو شده و اجازه مییابد به خانه بازگردد؛ نزد همسرش کارمن (مارگاریتا کنِفیک)، دخترش ناتالیا (سابرینا دلا هوز) و نوهاش سارا (آیلا-الئا هورتادو). کارلوس، پدر سارا که انریکه و کارمن با او موافق نبودهاند، در شرایطی ناپدید شده که فقط برای ناتالیا مرموز است.
همهٔ خدمهٔ خانه استعفا دادهاند جز والریانا (ماریا تلون) که کارمن گمان میبرد دختر نامشروع انریکه باشد، و محافظ تنومندِ او، لتونا (خوان پابلو اولیسلاگر).
مردم روز و شب جلوی خانه تجمع کردهاند و عملاً خانواده را در محاصره نگه داشتهاند. در این میان، آلما (ماریا مرسدس کوروی)، بومیِ مرموز و ساکت، بهعنوان خدمتکار جدید وارد میشود و سارا خیلی زود به او علاقهمند میشود.
«لا یورونا» بازنمایی لفظیِ افسانهٔ لاتینـآمریکایی نیست، اما از طریق تصاویر مرتبط به آن ارجاع میدهد؛ مثلاً وقتی آلما به سارا یاد میدهد زیر آب نفسش را حبس کند.
گاهی مونتهورده شبها در خانه میگردد و میگوید صدای زنی را که گریه میکند میشنود، اما ممکن است این فقط عارضهای از وضعیت رو به زوال روانی او باشد.
عنوان فیلم ممکن است به قتلعام روستای «لا یورونا» در سال ۱۹۸۱ اشاره داشته باشد یا در معنایی کلیتر، گواتمالا را بهعنوان مادری بنمایاند که برای ناپدیدیها و قتل هزاران فرزندش سوگواری میکند.
پایانِ فیلم اما مشخص میسازد که نیروهای ماورایی هم نقش دارند. دربارهٔ این جنبه از داستان دو دل هستم. از یک سو تقریباً غیرضروری بهنظر میرسد؛ این سوژه بهخودیِخود بسیار قوی است و افزودن عنصر خیال میتواند از تلخیِ واقعیت بکاهد. ولی از سوی دیگر، و این نکته تأسفبار است، انتقام از ورای قبر نزدیکترین چیز به «پرداخت هزینهٔ اعمال» برای مونتهورده است و در دنیای واقعی حتی چنین تسلیای هم نداریم. کارگردان و همنویس، هایرو بوستامانته، با قراردادن مونتهورده بهعنوان نمادی از ریوس مونت ولی نه خودِ او، از دامهای بازنویسی تاریخی اجتناب میکند.
خوشبختانه این بحث درونی بیاهمیت میشود چون «لا یورونا» از آن فیلمهای نادری است که هم ترسناک است و هم نقد اجتماعی — و در هر دو وجه کاملاً موفق است؛ این سینمای متفکرانهٔ وحشت است. بوستامانته اثری هنری خلق کرده که میتوان آن را از دو نظام روایی متفاوت خواند و هر دو رویکرد از صحنهٔ افتتاحیه تا نالهٔ استخوانخِراش پایانی اثری موفق ارائه میدهند.
---
«لا یورونا» از نظر ریتم برای سلیقهٔ من خیلی کند است، اما مطمئناً فیلم بدی نیست. من نتوانستم کامل با چیزی که میدیدم ارتباط بگیرم؛ هر از گاهی تماشای فیلم مرا جذب میکرد اما سریعاً دوباره از آن جدا میشدم. حیف است، چون در این فیلم خوبیهایی هم هست.
فیلم بیشتر درام سیاسی است تا وحشت — نه اینکه عنصر فراطبیعی غایب باشد، اما من انتظارِ ترس و ماوراءبیشتری داشتم. احتمالاً این انتظار از دیدنِ «لعنت لا یورونا» (فیلم دیگری از ۲۰۱۹) نشأت میگرفت که بیشتر یک فیلم وحشتِ معمولی است و من (برخلاف اغلبِ بینندگان) آن را دوست داشتم.
هیچیک از بازیگران واقعاً برجسته نمیشوند، با این حال سابرینا دلا هوز، مارگاریتا کنِفیک، ماریا مرسدس کوروی و خولیو دیاز شایستهٔ تحسیناند. اگر قرار باشد به شایستگیها اشاره شود، گروه پشت دوربین نیز بههمان اندازه مستحق تمجیدند؛ فیلمبرداریِ خوبی دارد. نه بد، ولی به چشم من خوب هم نیست.
---
مقدمهٔ فیلم واقعاً ترسناک است.
این بازگوییِ داستان هولناک و دلخراش است؛ هرکه فیلم را ببیند باید بشنود تا باور کند. برای من اولین روایت گواتمالایی بود و داستان آن فراتر از پریشانی است؛ تنها میتوانم وحشتی را تصور کنم که قرار است بهزودی بروز کند.
دردِ گناه یا هیستری محض، هر دو فضایی وحشتناک و تسخیرکننده پدید میآورند.
یا جنون رخ داده یا عنصرِ ماورایی کمکم ظاهر میشود؛ سرانجام چیزهایی روشن میشوند.
داستانی فوقالعاده دربارهٔ درد و رنج.
---
فیلم در زمانی روایت میشود که گواتمالا از دورهٔ دیکتاتوری نظامی بیرون آمده و ما به قصر مجللِ ژنرال بیمار و بازنشسته و همدستِ «انریکه» (خولیو دیاز) برده میشویم. او محکوم شده و سپس تبرئه شده؛ اما همدستانش مصمماند او را از چنگ دادگاه و مردم دور نگه دارند. اگر او سقوط کند، بسیاری از آنها هم سقوط خواهند کرد. محاکمهٔ او توجه عمومی زیادی جلب کرده و رفتوآمد مکرر او به دادگاه — همراه با کپسول اکسیژنی که دلسوزی برمیانگیزد — باعث تجمعِ خشمگین مردم جلوی خانه شده است که خانه جز بهکمک نیروهای انتظامی امن نیست.
آنچه اما کمکم آشکار میشود تهدیدی است بسیار اثیریتر از جمعیتی خشمگین. راستش این عنصر ناامیدکننده تا حدی کمرنگ شده، اما با تشدید تنشها، خانواده کمکم با واقعیتِ مردی که آشکارا نیرویی خشن بوده روبهرو میشوند. این امر بهخوبی از طریق آگاهی فزایندهٔ دختر پزشکِ او، ناتالیا (سابرینا دلا هوز)، و بهطور منفعلتر از سوی همسرش کارمن (مارگاریتا کنِفیک) که ممکن است التهاب چشمش بیش از آنکه جسمی باشد روانی باشد، نشان داده میشود.
از خلال این دو شخصیت است که بیشتر از وحشتهایی که دولت بر مردم مایا بهویژه زنان و کودکان تحمیل کرده میآموزیم، و هرچند ریتم فیلم در بهترین حالت کند است، این همچنان درامی گویا است که تقریباً بهصراحت نقدش را متوجهِ دولت افرائین مونت میکند؛ دولتی که دورهٔ کوتاهش در کاخ ریاستجمهوری به نسلکشی انجامید. اسطورهٔ «زن خفته» در فیلم جایگاه کافی ندارد و بنابراین، هرچند درامی قوی دربارهٔ افراط قدرت نظامی و ناکارآمدی قوهٔ قضاییه میبینیم، احساس میکنم اندکی محروم شدهام چون تنها خدمتکار وفادارش، والریانا (صحنهربای ماریا تلون)، است که هر گونه آگاهی از چیزی انتقامجویانه و ماورایی را بیدار میکند. فیلم جاهایی خوب دارد، اما بین درام سیاسی و مستند گیر میکند و از آن تهدیدِ خرافیای که انتظارش را داشتم، بیبهره است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران