برندهٔ ۳ جایزهٔ اسکار؛ مجموعاً ۲۴۴ جایزه و ۳۳۸ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان194
گاهی وسط تماشای یک فیلم مجبور میشوم مغزم را متوقف کنم و از ظرافتِ استثناییِ ساختِ آن لذت ببرم. در این فیلم بارها همین احساس را داشتم. شاید چون قبل از دیدن فیلم با بدبینی به خودم گفته بودم نیازی به قانع شدن دربارهی بدیِ بردهداری ندارم، بیشتر مایل بودم ترکیببندی نماها و انتخابهای بازیگری را تحسین کنم. یا ممکن است دارم خودم را در...
گاهی وسط تماشای یک فیلم مجبور میشوم مغزم را متوقف کنم و از ظرافتِ استثناییِ ساختِ آن لذت ببرم. در این فیلم بارها همین احساس را داشتم. شاید چون قبل از دیدن فیلم با بدبینی به خودم گفته بودم نیازی به قانع شدن دربارهی بدیِ بردهداری ندارم، بیشتر مایل بودم ترکیببندی نماها و انتخابهای بازیگری را تحسین کنم. یا ممکن است دارم خودم را در برابر قساوتهای صادقانه و وحشتناکی که فیلم با باورپذیری نشان میدهد محافظت میکنم. به هر حال یادِ فیلم «بچههای آدم» افتادم؛ وقتی آن را دیدم تحت تأثیر قرار گرفتم که چقدر راحت میتوانم نسخهای کمجلوهتر و سطحیتر از همان فیلم را تصور کنم. به اندازهی کافی فیلم درباره بردهداری ندیدهام تا در این باره مطمئن باشم، اما حدسم این است که چون بسیاری از عوامل اصلی این فیلم بریتانیاییاند و داستان مردی آزاد را بازگو میکنند که به بردگی کشیده میشود — نه کسی که از ابتدا برده به دنیا آمده — توانستهاند از موضوع فاصلهای مفید بگیرند و چیزی بسازند که هم زیباست و هم واقعی به نظر میرسد. و اگرچه فکر میکردم دیگر چیزی نتواند احساس بدتری درباره بردهداری در من ایجاد کند، نوشتههای پایانی دربارهی فقدان عدالت در مورد ربودهشدنِ سالومون و علل نامعلوم مرگِ او مانع شد که فیلم به یک پایانِ خوشِ «پیروزیِ روح» تبدیل شود که ممکن بود دیگران بر آن تحمیل کنند.
این فیلم بسیار، بسیار خوب ساخته شده است؛ تدوینِ دقیق و نماهای بلندِ بهجا شما را بدون هیچ راهحلی وارد زندگیِ سالومون میکنند. همهی بازیگران بهطرز استثنایی ظاهر شدهاند و چیوتل اجیوفور برای این فیلم در ذهن خواهد ماند. تماشای آن واجب است.
مدتی بود فیلمی ندیده بودم که از دلِ روحِ سردِ من اینقدر احساسات واقعی بیرون بکشد. این فیلم اشکها را سرازیر کرد. بازیها فوقالعادهاند، بهویژه چیوتل اجیوفور؛ او از نوک انگشتان پا تا چشمهایش بازی میکند. تصویربرداری نیز بسیار زیباست و برخی نماهای بلند (بسیار) دردناک شما را در کابوسِ سالومون غرق میکنند. مطمئن نیستم بتوانم دوباره این فیلم را ببینم، صرفاً بهخاطر شدتِ احساسات، اما این فیلم را به همه توصیه میکنم.
از تصور اینکه انسانها زمانی واقعاً چنین سبکِ زندگیای داشتهاند وحشت میکنم. نتوانستم بلافاصله بعد از فیلم افکارم را جمع کنم؛ سنگینیای روی سینهام حس میکردم. فکر کردن به دورههایی از تاریخ که ما اینچنین جنایاتی را بر دیگر انسانها روا میداشتیم مرا به شدت اندوهگین میکند. تصور اینکه یک روز از خواب بیدار شوم و فقط بهخاطر رنگ پوستم در زنجیر باشم و مانند فرزندِ ناخواستهای از خدا زندگی کنم، مرا بهکل نسبت به انسانیت دچار تردید میکند. نشستنِ بیش از دو ساعت و دیدنِ این فیلم قلبم را خونکرد؛ حتی نمیتوانم به کسانی فکر کنم که تمام عمرشان را برده زیستند... «دوازده سال برده» بهطرز دلخراشی تو را با درد و رنجی که بخش بزرگی از بشر در مقطعی تجربه کرده آشنا میسازد. کارگردانیِ استیو مککوئین درخشان است. چیوتل اجیوفور نقش سالومون نورتاپ، بردهای درمانده، را بهخوبی ایفا میکند و نقش کوتاه اما تأثیرگذارِ برد پیت بهعنوان مردی با وجدان نیز عالی است. نقشِ پاتسی با اجرای لوپیتا نیونگو هم بهطرز دلخراشی به تصویر کشیده شده است. نمیتوانی از خود نپرسی که انسان چگونه میتواند تا این حد پست شود و برای مدت طولانی چنین اعمالِ بیرحمانهای مرتکب شود بیآنکه حتی لحظهای به عواقب کارش اندیشیده باشد. در مجموع، گوهر نابی از سینماست که یکی از پایینترین لحظات تاریخ بشر را نشان میدهد.
داستانهای زیادی دربارهی بردگان در آمریکا وجود دارد، اما این تنها موردی است که در آن یک شهروند آزاد ربوده و به بردگی فروخته میشود. همین نوع نوینِ قاچاقِ انسان باعث میشود مرد موفق و خانوادهداری مثل سالومون نورتاپ (چیوتل اجیوفور) قربانیِ چند شرور شود، بهطرز وحشیانهای شکنجه شود و سپس برای کار در نیشکرزارهای لوییزیانا فروخته شود. او مردی باهوش، درستکار و با اراده است — خصایصی که برای قلدرِ بزدلِ «تیبیتس» (پال دانو) و بعدها برای وحشیِ «اپس» (مایکل فاسبندر) حکمِ علامتِ حمله را دارد؛ اپس بردگان را عینِ ملکِ اربابی میدانست، چیزی در اختیارِ خودش. این دیدگاه نهتنها دست او را برای استفاده از شلاق باز میگذاشت، بلکه زنان را نیز — با وجود اعتراضهای روزافزونِ همسرِ تلخرویش (سارا پالسن) — بهعنوان ابزارِ جنسی تلقی میکرد. این زندگیِ بیرحم، سالومون را به پیلهای روانی میبرد که در آن امیدوار به بقاست، اما وقتی «باس» (برد پیت) با نگرشی کاملاً متفاوت وارد میشود، شاید او بتواند ذرهای از نیروی درونیاش را بازیابد. این فیلم محکومیتی تلخ نسبت به این تجارت شنیع است. استیو مککوئین بخشهای زیادی از فرهنگِ شرّ را که این نظام را توجیه میکرد و اغلب با استناد به متونِ مذهبی مشروعیت میبخشید، پنهان نمیگذارد؛ فرهنگی که زنانِ برده — که بهخوبی در نقشِ پاتسی با اجرای لوپیتا نیونگو تجسم یافتهاند — را چیزی جز کالایی بیش نمیدید. طراحی تولید صحنههای واقعنما خلق کرده و لباسها و موقعیتها به غنای این تلاشِ جمعی بازیگری میافزایند؛ تقریباً همهی بازیگرانی که دیالوگ دارند تأثیرگذارند. بازیِ مایکل فاسبندر در اینجا حالتی زننده و درونی دارد و با وجودِ سمّیتِ موجود در تقریباً هر صحنه از اسارتش، تصویری خشن و دشوار ارائه میدهد که تماشای آن اغلب سخت است. این سینمایی قوی و سرشار از احساس است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران