«راکی» (استالون) به دلیل خطر ضربه ی مغزی دیگر قادر نیست در مسابقات بوکس شرکت کند. او که بر اثر اتفاقاتی ورشکسته شده، مربی گری بوکسور جوان تشنه ی شهرت، «تامی گان» (ماریسن) را به عهده می گیرد...
«راکی» (استالون) به دلیل خطر ضربه ی مغزی دیگر قادر نیست در مسابقات بوکس شرکت کند. او که بر اثر اتفاقاتی ورشکسته شده، مربی گری بوکسور جوان تشنه ی شهرت، «تامی گان» (ماریسن) را به عهده می گیرد...
در قسمتهای دوم و سوم، تمرکز از خانواده و دوستان راکی و جنبههای شخصیتی به سمت بوکس خالص منتقل شد، ولی فیلمها همچنان الهامبخش و سرگرمکننده بودند.
در راکی V نمیدانم دقیقاً چه کردند. انگار خواستند دوباره روی شخصیتها تمرکز کنند، اما در این روند به طرز ناجوری همهچیز را خراب کردند. نتیجه در مجموع فاجعهبار بود. مشکل صرفاً نبود مبارزههای راکی یا خیانت تامی گان—دوستی...
در قسمتهای دوم و سوم، تمرکز از خانواده و دوستان راکی و جنبههای شخصیتی به سمت بوکس خالص منتقل شد، ولی فیلمها همچنان الهامبخش و سرگرمکننده بودند.
در راکی V نمیدانم دقیقاً چه کردند. انگار خواستند دوباره روی شخصیتها تمرکز کنند، اما در این روند به طرز ناجوری همهچیز را خراب کردند. نتیجه در مجموع فاجعهبار بود. مشکل صرفاً نبود مبارزههای راکی یا خیانت تامی گان—دوستی که از او سوءاستفاده کرد و رفت—نبود؛ مسأله نحوهٔ پرداختن به این رخدادها بود. میتوانست آغازِ داستان خوبی دربارهٔ راکی بهعنوان مربی باشد، اما در عوض پویایی دراماتیک خانوادگی تخریب شد و فیلم به آشوبی با داستانی درهم و پیچیده بدل گشت که گاهی نویدِ چیزی خوب را میداد اما دائماً از هدف بازمیماند. قرار بود داستان شخصیتر باشد، اما با ورود تامی گان دیگر شخصی نماند و تبدیل به اثری شد که خودش هم نمیدانست به کدام سو برود.
با این حال، همان ایدهٔ پایهای در فیلم Creed بهکار گرفته شد و این بار—با وجود برخی اشکالات قابل چشمپوشی در فیلمنامه—درست اجرا شد. تا حدی بهخاطر اینکه مایکل بی. جردن بازیگر بسیار بهتری نسبت به موریسون است، اما بیش از همه به این خاطر که فیلم به آنچه وعده داده بود وفادار ماند و داستان از ابتدا تا انتها منسجمتر بود.
در دل راکی V، داستانی خانوادگی و صمیمی دربارهٔ زندگی در گذشته و نابینایی نسبت به حال وجود دارد، اما متأسفانه این ایده درهموآمیخته با یک فیلمنامهٔ نسبتاً پیچیده شده است. تصمیم برای گرفتن ثروت راکی با یک دستمایهٔ سطحی لازم نبود؛ راکی قبلاً به پایینترین نقطهٔ زندگیاش رسیده بود و گرفتن همهٔ دستاوردهایش باعث شده داستان احساسِ بازگشت به عقب بدهد. کل قصه میتوانست همان تأثیر را داشته باشد حتی اگر راکی هنوز در اوج قرار داشت.
برای من جذابترین بخشِ این قسمت، تمرکز بر سن راکی و از دست دادن ناگهانیِ اهمیت و ارتباطش بود. راکی دیگر در فرم مبارزه نیست و همان چیزی که او را راکی میساخت، یعنی پیشینهٔ مبارزهاش، دچار بحران شده است. او بهتدریج کنترل خود را از دست میدهد—نه فقط بهعنوان یک ورزشکار، بلکه بهعنوان یک مرد—و این باعث میشود همهٔ جنبههای زندگیاش را فراموش کند تا بلکه جایگاه مبارزاتیاش را بازپس گیرد. این موضوع تنشهای عاطفی محکمی بین او و پسرش خلق میکند که تأثیرگذار است.
تا بیست دقیقهٔ پایانی، این فیلم نمرهٔ ۳.۵ از ۵ را نزد من داشت. اما در بیست دقیقهٔ پایانی، یک داستان نسبتاً grounded و یادآور فیلم اول را به یک فیلم اکشن ارزانِ گنگی با درگیری در یک بار تبدیل کردند که کاملاً نامتناسب و بیربط به نظر میرسید. پایان رضایتبخشتر میتوانست خداحافظی راکی با مبارزه باشد—بدون آن درگیری فیزیکی آخر.
کارگردانی جان آویلدسن بار دیگر حس و حال فیلم اول را یادآوری میکند. بازیگران در کل خوباند؛ جلوههای برجسته شامل سیلوستر استالونه، تالیـا شیر و بهطریقی خوشایند، سیج استالونه است که در نقش مقابل پدر واقعیاش انتخاب بسیار خوبی بود. تامی موریسون قابل قبول ظاهر میشود، اما ریچارد گانت حضور نمایشی و تصنعیای دارد که کاملاً نامتناسب است—هر بار که روی صحنه میآمدم از حضورش خوشم نمیآمد.
در مجموع، این قسمت را بیش از بسیاری از دنبالهها دوست داشتم بهخاطر لحن جدیتر و نگاهی جالب به زندگیِ پس از بوکسِ راکی بالبوآ، اما قطعاً با فیلمنامهای منسجمتر میتوانست بسیار بهتر شود.
امتیاز: ۶۰٪
جمعبندی: قابل قبول
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران