«راکی» (استالون) هنوز غم از دست دادن همسرش را می خورد که سه سال پیش بر اثر بیماری سرطان درگذشته است. وقتی «میسن» (تارور)، قهرمان سنگین وزن بوکس، احتیاج پیدا می کند شهرت خود را احیا کند، کارگزارش به «راکی» پیشنهاد می دهد آن دو مسابقه ای نمایشی برگزار کنند…
«راکی» (استالون) هنوز غم از دست دادن همسرش را می خورد که سه سال پیش بر اثر بیماری سرطان درگذشته است. وقتی «میسن» (تارور)، قهرمان سنگین وزن بوکس، احتیاج پیدا می کند شهرت خود را احیا کند، کارگزارش به «راکی» پیشنهاد می دهد آن دو مسابقه ای نمایشی برگزار کنند…
راکی بالبوآ همچون خودِ شخصیتِ عنوان، در چهارچوب کلیشهای رینگ بوکس، مشتهایی خسته میزند. سی سال از روزی که راکی، قهرمانِ مغلوبشدهٔ فیلادلفیا، شجاعانه وارد رینگ شد و به آپولو کرید تاخت میگذرد. پس از چند دنبالهٔ ناموفق—تا جایی که «راکی ۵» با پایان ناامیدکنندهاش طرفداران را دلسرد کرد—استالونه تصمیم گرفت بار دیگر فیلمی از او بسازد؛ این بار خودش فیلمنامه نوشت، کارگردانی کرد و...
راکی بالبوآ همچون خودِ شخصیتِ عنوان، در چهارچوب کلیشهای رینگ بوکس، مشتهایی خسته میزند. سی سال از روزی که راکی، قهرمانِ مغلوبشدهٔ فیلادلفیا، شجاعانه وارد رینگ شد و به آپولو کرید تاخت میگذرد. پس از چند دنبالهٔ ناموفق—تا جایی که «راکی ۵» با پایان ناامیدکنندهاش طرفداران را دلسرد کرد—استالونه تصمیم گرفت بار دیگر فیلمی از او بسازد؛ این بار خودش فیلمنامه نوشت، کارگردانی کرد و در آن بازی کرد.
فیلم چند افزودۀ قابلتوجه به روایت خطی سری وارد میکند: هالهای از اندوه که راکی و فیلادلفیا را فراگرفته و او را پس از مرگ همسرش آدریان، اسیر یادها و گذشته کرده است. راکی رستورانی به نام «آدریان» دارد و بیشتر شبیه یک قطعهٔ موزهای است که مردم برای گوش دادن به خاطراتش میآیند. اما مشکل اصلی این است که استالونه در جهتدادن به داستان پیشرفت چندانی نمیدهد؛ روایت بیش از حد به نوستالژی و احساسات تکیه دارد و در نتیجه به تکرار کلیشههای آثار پیشین تقلیل مییابد. بخش نخست فیلم عمدتاً به نمایش پژمردگی و اندوه راکی اختصاص دارد؛ استالونه در نقش راکی همان ثبات شخصیتی همیشگی را ارائه میدهد—از دیالوگهای دستوپاگیر تا حرکات و حالاتِ آشنای او—که نشان میدهد او تنها بازیگری است که این نقش افسانهای را میتواند اجرا کند. اجرای استالونه قابلتحسین است، اما بازی اکثر بازیگران دیگر چنین توفیقی ندارند.
مشکل دیگر، فقدان شیمی کافی میان بازیگران است. روابط میان راکی و پسرش در فیلم سرد و بیاحساس به نظر میرسد و دیالوگها اغلب مصنوعیاند، بهخصوص در سکانسهایی که پسر در خارج از رینگ پشتیبانیاش میکند. بازگشت ماری—دختر دردسرسازی که اولینبار در فیلم نخست ظاهر شد—اگرچه میتوانست جای خالی آدریان را پر کند، در فیلم طوری طراحی شده که بیش از حد به سمت یک قصهٔ عاشقانهٔ شبهاحساسی میل میکند و این امر ارتباط حقیقی راکی با آدریان را تحتالشعاع قرار میدهد.
مواجههٔ نهایی در رینگ بهطور کلی واقعگرایانهتر فیلمبرداری شده و صدای مصنوعیِ مشتزنی حذف شده است؛ مشتها واقعی به نظر میرسند که به خلق حس اصالت کمک میکند، اما همزمان فیلم به استفاده از جلوههای تصویری نامعمول و آهستهنماییهای زائد متوسل میشود تا به افکار راکی و خاطراتش در حین مبارزه اشاره کند—چیزی که بیش از حد تصنعی و مزاحمِ ریتم مبارزه است. رقیب راکی، میسون دیکسون، شخصیتی کمرمق و کمتوسعهیافته دارد و انگیزههای او برای جدیگرفتن بهعنوان قهرمانِ سنگینوزن بهدرستی شکلنگرفتهاند، در نتیجه کشمکشِ پایانی وزن دراماتیک کافی پیدا نمیکند.
از منظر روایت، بعضی منتقدان میگویند این همان داستانی است که باید در «راکی ۵» گفته میشد: بازگشت مرد کهنهکار به میادین و بازیابی روح مبارزه در او. برای طرفداران سری، فیلم سرگرمکننده و تا حدی رضایتبخش است؛ بهویژه چون بار دیگر بر جنبههای انسانیِ داستان راکی ـ نه صرفاً مسابقات بوکس ـ تأکید میکند و نوعی باززایش و پایان مناسب برای بخشِ کلاسیکِ مجموعه بهحساب میآید. اما برای بینندهٔ عادی که علاقهٔ خاصی به فرنچایز ندارد، فیلم داستانی فرسوده و مبتنی بر همهجانبهپرستیِ یادبودهای آثار پیشین است که چندان تازگی یا کشش دراماتیک ندارد.
در مجموع: اجرای استالونه و هستهٔ احساسی فیلم نقاط قوتاند، اما ضعف در روابط میان شخصیتها، دشمنِ کمعمق، فصلهایی با ریتم کند و انتخابهای بصری بعضاً نادرست، فیلم را از تبدیل شدن به اثری برجسته بازمیدارند. برای هواداران مجموعه تجربهای لذتبخش و نوستالژیک است؛ برای دیگران اثری متوسط و قابلقبول، اما نه ضروری.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران