بهتازگی فیلم «اتاق جلو» را دیدم که در آن برندی نورود بازگشتی به ژانرهای تریلر و وحشت دارد؛ اولین حضورش در این ژانرها از زمان «من هنوز میدانم تابستان گذشته چه کردی» است. فیلم شما را با رفتارهای آشفته یک مادرشوهر دیوانه همراه میکند؛ کسی که ادعا میکند کارهایش بهنام عیسی مسیح است، اما در واقع از نظر روانی ناپایدار است. با وجود بودجه اندک...
بهتازگی فیلم «اتاق جلو» را دیدم که در آن برندی نورود بازگشتی به ژانرهای تریلر و وحشت دارد؛ اولین حضورش در این ژانرها از زمان «من هنوز میدانم تابستان گذشته چه کردی» است. فیلم شما را با رفتارهای آشفته یک مادرشوهر دیوانه همراه میکند؛ کسی که ادعا میکند کارهایش بهنام عیسی مسیح است، اما در واقع از نظر روانی ناپایدار است. با وجود بودجه اندک و فیلمنامهٔ نهچندان متقاعدکننده، «اتاق جلو» تماشای جذابی است؛ بهویژه وقتی پس از تولد نوزاد، شاهد رفتارهای نگرانکنندهٔ این مادرشوهر غیرخونی نسبت به قهرمان داستان هستید. از خنده تا لحن صحبتش، همهچیز چنان آزاردهنده است که شاید بخواهید دخالت کنید و او را متوقف سازید. فیلم شاید شاهکار نباشد، اما بیارزش هم نیست؛ تجربهای پیچیده و تا حدی سرگرمکننده ارائه میدهد و بهخوبی وسعت جنون مادرشوهر را نشان میدهد.
کاترین هانتر با اجرای سرگرمکنندهای در نقش واقعاً نفرتانگیز و دستکاریکنندهٔ «سولانژ» ظاهر میشود، اما باقی فیلم نسبتاً ضعیف است. ماجرا از معلم «بلیندا» (برندی نورود) و شوهر وکیلش «نورمن» (اندرو برنپ) آغاز میشود که در خانهٔ جدید منتظر بچهاند و برای گذران زندگی دستوپنجه نرم میکنند. پدر نورمن میمیرد و در مراسم مشخص میشود طبق وصیت باید همسر ناتنیاش را برای باقی عمرشان پذیرای آنها کنند. او ریزاندام است، با دو عصا راه میرود و انگار منتظر مرگ است — اما نورمن از او متنفر است. بلیندا اما تصمیم میگیرد که پول پیشنهادی خیلی وسوسهکننده است، و آنچه پس از آن رخ میدهد آشفته و نامنسجم است. شخصیتپردازی بلیندا تقریباً هیچ عمقی ندارد و شوهر بیانگیزهاش — که من را مدام به یاد هریپاتر بزرگسال میانداخت — نمیتواند تأثیر قابلتوجهی بر داستانی بگذارد که توانایی تحویل آن را ندارد. هیچ تهدید واقعی یا حس خطر قابللمسی وجود ندارد، چند پوشک بزرگسال دیده میشود و فیلمنامهای دارد که انگار از کتابهای مقدماتیِ نوشتن تریلر آمده است. تماشای آن نسبتاً بیمزه و آزاردهنده و تکراری است و ردپایی ضعیف از «نوزاد رزمری» هم در آن دیده میشود. این فیلم بیشتر مناسب فصل هالووین است و شاید اواخر شب بعد از چند نوشیدنی فقط بهخاطر اجرای هانتر دیدنی باشد؛ در غیر این صورت کاملاً فراموششدنی است.
این یکی از آن فیلمهایی است که داستان برایش اهمیتی ندارد و عملاً داستانی وجود ندارد. هدف اصلی فیلم پخشِ پیامهای تبلیغاتی است؛ بهطور مشخص تبلیغ اختلاط نژادی، ضدسفید بودن و ضد دین. عملاً همهٔ افراد سفیدپوست در این فیلم، بهجز نورمن، کسانی متعصب و مغزشسته نشان داده میشوند. فیلم نسبت به مذهبیها و سفیدپوستان تمسخرآمیز است. تهیهکنندگان و نویسندگان فیلم باید شرمنده باشند. این فیلم را ضایعاتی ساختهٔ آدمهایی ضایعاتی میدانم — وقتتان را برای این اثر تلف نکنید؛ هدف اصلیاش تبلیغات سیاسی است، نه روایت داستان.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران