یک نگهبان «پل والتر هاوزر» در سال 1996 و در حین برگزاری المپیک تابستانی آتلانتا در ایالت جورجیا قهرمانانه جان هزاران نفر را از یک حادثهی بمبگذاری نجات میدهد. با این حال، پس از درز یک گزارش کذب که در آن از جوول به عنوان مظنون نام برده شده، مطبوعات به جوول تهمت همکاری با تروریستها را میزنند و زندگی او را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهند. جوول در سال 2007 از دنیا رفت.
یک نگهبان «پل والتر هاوزر» در سال 1996 و در حین برگزاری المپیک تابستانی آتلانتا در ایالت جورجیا قهرمانانه جان هزاران نفر را از یک حادثهی بمبگذاری نجات میدهد. با این حال، پس از درز یک گزارش کذب که در آن از جوول به عنوان مظنون نام برده شده، مطبوعات به جوول تهمت همکاری با تروریستها را میزنند و زندگی او را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهند. جوول در سال 2007 از دنیا رفت.
با وجود لغزشهایی در فیلمنامه، «ریچارد جوئل» اثری خوشاجرا و نسبتاً بیپیرایه از ایستوود است که پرسشهای زیادی بهوجود میآورد. با خطرِ متهمشدن به سنگرایی، بیشتر افرادِ ۸۹ ساله خوششانساند اگر هنوز توان خلق اثری قابلتوجه داشته باشند، چه برسد به ساختن فیلمی به این جذابی.
— جیک وات
چون حتی نمیتوانستم بگویم المپیک چه زمانی در آتلانتا برگزار شد، تماشای فیلم برایم ارزش داشت. اینکه آیا...
با وجود لغزشهایی در فیلمنامه، «ریچارد جوئل» اثری خوشاجرا و نسبتاً بیپیرایه از ایستوود است که پرسشهای زیادی بهوجود میآورد. با خطرِ متهمشدن به سنگرایی، بیشتر افرادِ ۸۹ ساله خوششانساند اگر هنوز توان خلق اثری قابلتوجه داشته باشند، چه برسد به ساختن فیلمی به این جذابی.
— جیک وات
چون حتی نمیتوانستم بگویم المپیک چه زمانی در آتلانتا برگزار شد، تماشای فیلم برایم ارزش داشت. اینکه آیا داستان فراتر از بازنمایی رخدادها چیز بیشتری دارد یا نه، بحثی کاملاً جداست.
پیش از هر چیز باید گفت «ریچارد جوئل» یکی از آن فیلمهاست که ثابت میکند هنر سن و سال نمیشناسد. نود سالگی کلینت ایستوود بهمعنای تداوم حضور او در سینماست و اینکه هنوز میتواند فیلمهای خوبی بسازد. مهمترین قوت فیلم شخصیتپردازی قوی آن است؛ در چند صحنهی ابتدایی با تعریف روشن و دقیقی از شخصیت اصلی روبهرو میشویم، بهطوری که از لحظات اول ریچارد جای خود را در دل ما پیدا میکند و تا پایان فیلم دوست داریم هر چه خیر برای او هست به او برسد. معصومیت جوئل که در طول فیلم به ستم تبدیل میشود، ما را تا پایان همراه او نگه میدارد و اجازه نمیدهد بیننده نسبت به سرنوشتش بیتفاوت باشد. دوربین نیز نقش مهمی در تقویت این شخصیتپردازی و نزدیکی مخاطب به جوئل دارد؛ از سکانسهای آغازین که او را معرفی میکنند تا میانهای که نقطه اوج حوادث برای او و مادرش است و پایان فیلم که بازخوردی امیدوارکننده دارد. شخصیت مادر جوئل هم خوب و باورپذیر طراحی شده و از اغراق دور است. در مقابل، انگیزه و دلیل پذیرش پرونده توسط وکیل تا حدودی ضعیف بهنظر میرسد، اما با پیشروی داستان تلاشهای او تا حدی قابلقبول میشود و این نکته تأثیر چندانی بر عمق احساسی کلی فیلم ندارد. فیلمنامه که بنیادیترین عنصر سینمایی هر فیلم است در اینجا نقش حیاتی دارد و همین انسجام و کیفیت متن باعث میشود ایدئالهای ریچارد—باور به قانون و پلیس—قابلباور جلوه کند و گفتههای او در بازجویی پایانی بهجای شعار، واقعی و درونی بهنظر برسند. بازی خوب پل والتر هاوسر، سم راکول و البته کتی بیتس نیز بهسادگی قابلچشمپوشی نیست. شخصیتِ کتی تا حدی خوب پرداخت شده، اما تغییری ناگهانی و احساسی در پایان برایش چندان قابلباور نیست. ایستوود در القای نفرت از مطبوعات موفق عمل میکند؛ موضوعی که گاهی حتی از ناعدالتیهای قانونی خطرناکتر است. از نقاط ضعف فیلم میتوان به مبهم بودن روند تحقیق پلیس فدرال اشاره کرد—روشن نیست دقیقاً با چه شواهدی و چگونه پرونده تا این حد پیش برده میشود—اما فیلم به اندازهای خوب است که این نکات منفی تأثیر چندانی بر کیفیت کلی آن نگذارند. سکانس پایانی بازجویی هم سکانسی موفق است، زیرا افکار و باورهای واقعی جوئل را میبینیم؛ واژگانی ساده و معصومانه که با شخصیت و فیلمنامه همخوانی دارد و اصلاً کلیشهای بهنظر نمیرسند. در مجموع «ریچارد جوئل» فیلمی خوب است که تا حد ممکن مخاطب را سرگرم و راضی میکند.
این فیلمی عالی از کلینت ایستوود است! اجراهای پل والتر هاوسر فوقالعادهاند؛ او نقش اصلی را چنان طبیعی بازی میکند که حمایت از شخصیت نام فیلم کاملاً اجتنابناپذیر میشود—هرچند داستان این جهتگیری را تا حدودی القا میکند، اما هاوسر لایهای اضافه از باورپذیری به نمایش میگذارد و مخاطب هر حسِ مورد نظر را کاملاً احساس میکند. سم راکول پشتِ او بسیار خوب است، و کتی بیتس و اولیویا وایلد هم اجراهای درخور توجهی دارند. جان هم هم بازگشتی خوب به فیلمهای ایستوود دارد. «ریچارد جوئل» که رویدادی واقعی و آشفته را بازنمایی میکند، قطعاً فیلمی است که توصیه میکنم ببینید. امتیاز من: ۹/۱۰.
شب بمبگذاری المپیک آتلانتا برای یک پخشکننده در آتلانتا کار میکردم و از آن اتفاقات و حدسوحدسهای گسترده در روزهای اول خاطرات زیادی دارم؛ فشار زیادی هم روی نیروهای انتظامی بود تا نهفقط آمریکا بلکه جهان را قانع کنند که بازیها امن بودهاند. این فیلم بازتابی اصیل از آن روزهاست و اجرای پل والتر هاوسر بهعنوان نگهبانی که بمب را پیدا میکند و بعداً خودش متهم میشود بسیار قوی است. سم راکول نقش وکیل را عالی بازی میکند؛ وکیلی که مصمم است زیر فشار نرود و موکلش محاکمهای عادلانه داشته باشد، در حالی که به نظر میرسد مقامات میخواهند او را بهعنوان گناهکار معرفی کنند. کتی بیتس هم نقش مادر را محکم ایفا میکند. فیلم کمی طولانی است و در برخی بخشها—بهخصوص میانه—کُند میشود؛ حفظ سطح بالای دیالوگ سنگینی که فیلم طلب میکند تقریباً غیرممکن است. فیلمِ خوبی است، اما فیلمی عالی نیست.
این فیلم را به Matek پیشنهاد کردم و او واقعاً از آن لذت برد. (بعضی نماها/بازیها تا حدی اغراقآمیز بودند.)
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران