یک آدم کش حرفه ای به نام جان ویک که پس از مرگ همسرش از شغل آدم کشی بیرون آمده است، پس از حمله به منزلش و سرقت ماشین و کشتن سگ خانگی او دوباره دست به اسلحه می برد تا برای انتقامی خونین بپاخیزد، جان ویک در این مسیر با یکی از سردسته های خلافکاران و دوست قدیمی اش به نام مارکوس باید مقابله کند و …
یک آدم کش حرفه ای به نام جان ویک که پس از مرگ همسرش از شغل آدم کشی بیرون آمده است، پس از حمله به منزلش و سرقت ماشین و کشتن سگ خانگی او دوباره دست به اسلحه می برد تا برای انتقامی خونین بپاخیزد، جان ویک در این مسیر با یکی از سردسته های خلافکاران و دوست قدیمی اش به نام مارکوس باید مقابله کند و …
این فیلم دقیقاً همانی است که من دوست دارم. داستان ساده و سرراست، پر از اکشن خوب، قهرمان ما لحظهای از راهش منحرف نمیشود و خبری از حرفهای احساسی یا اجتماعی اضافه نیست. ممکن است کسانی که فیلم را دیدهاند تعجب کنند وقتی میگویم «خبر از احساسات اضافه نیست»، چون کل ماجرا با واکنش عاطفی جان ویک نسبت به مرگ همسرش و سپس کشتن سگی...
این فیلم دقیقاً همانی است که من دوست دارم. داستان ساده و سرراست، پر از اکشن خوب، قهرمان ما لحظهای از راهش منحرف نمیشود و خبری از حرفهای احساسی یا اجتماعی اضافه نیست. ممکن است کسانی که فیلم را دیدهاند تعجب کنند وقتی میگویم «خبر از احساسات اضافه نیست»، چون کل ماجرا با واکنش عاطفی جان ویک نسبت به مرگ همسرش و سپس کشتن سگی که آخرین هدیه او بود پیش میرود. منظورم این است که جان هیچوقت دچار تردید نمیشود، فیلم تلاش نمیکند او را آدم «عادی»ای نشان دهد که در مورد کشتن آدمهای بد دودل میشود؛ هرگز در لحظات حساس وارد حالت «واقعاً باید ماشه را بکشم؟» نمیشود و اسلحه را گم نمیکند، همانطور که در خیلی از فیلمها میبینیم. البته احساسات هست؛ خشم و عطش انتقام بهویژه، و در ادامه ترس از طرف آدمهای بد... که بالاخره سر میرسد.
خط داستانی همانطور که گفتم کلاسیک و سرراست است: آدمکشی بازنشسته توسط پسر احمق یه تبهکار بزرگ بد شده، او عصبانی میشود و دنبال انتقام میرود؛ آدمها کشته میشوند (خیلیها) و در پایان تقابل نهایی بین او و بدمرد رخ میدهد. این همه ماجراست از منظر داستان. اما همین قصه ساده را میتوان سرگرمکننده روایت کرد یا نه؛ از نظر من روایت این فیلم بسیار، بسیار سرگرمکننده است.
کیانو ریوز در نقش آدمکش عملکرد خوبی دارد. نقش بدمرد و بیشتر بازیگران مهم دیگر هم خوباند. در طول فیلم چندین بُعد از زندگی پیشین جان ویک را میبینیم و پسزمینهای جذاب و حسابشده به وجود آمده است. دنیای مخفی که جان سابقاً عضوی از آن بوده و روش کارش شایستهی یک فیلم کلاسیک جیمز باند است.
و البته اکشن. طبیعی است که در چنین فیلمی اکشن حرف اول را میزند و فیلم ناامید نمیکند؛ پر از صحنههای اکشن خوب است. شاید ضعفش این باشد که گاهی بسیار راحت و اغراقآمیز دشمنان را با تکان دادن اسلحه از پای درمیآورد، اما با سیالیت و گیراییای اجرا شده که واقعاً جذاب است. درگیریهای مسلحانه با مبارزات تنبهتن ترکیب خوبی دارند و بهخوبی با هم بافته شدهاند.
نکتهای که خیلی خوشم آمد این است که جان از ابتدا تا انتها همان ماشین کُشندهی سرد، خونسرد و مصمم است. صحنههای کند یا «الزامی» شک و عذاب وجدان وجود ندارد؛ همهچیز حول این است که «آدمهای بد باید تاوان پس دهند». این اجازه میدهد تا بخشهایی مانند تحول ترس در پسر خودخواه و مغرور بدمرد بهخوبی کار کند؛ دیدن کمکم جایگزینی تکبر با ترس واقعی و از جملهترس از مرگ، جالب است.
خلاصه اینکه من دیروز با پسر بزرگم فیلم را دیدم و واقعاً از آن لذت بردم.
---
نمیفهمم چرا این فیلم نقدهای خوب گرفته. ساده و نسبتاً بیحوصله است. پر از سکانسهای اکشن و چهرههای آشنا (بسیاری از سریالها)، اما چیز دیگری ندارد. همان داستان دمدستی بیمغز برای توجیه رگبار گلولهها.
---
بَه بَه!
کیانو ریوز نقش جان ویک را بازی میکند: یک ارتش تکنفرهی غمگین که وقتی اوباش سگش را میکشند، از کوره در میرود و کشتوکشتار شروع میشود.
مخاطبان عاشق فیلمهای انتقاماند و این ژانر در چند دهه اخیر طرفداران زیادی داشته؛ وقتی مقدمه چیده میشود—ویک به خاطر از دست دادن معشوقهاش عزادار است، اندکی تسلی از طریق یک حیوان خانگی دریافت میکند و آن را هم از دست میدهد—فیلم تبدیل به یک اکشن بیوقفه و لذتبخش میشود.
ویک در دستان ریوز یک حضور تیره و قدرتمند دارد و با افتادگی و هیبتش میان گنگها راه میبرد. شخصیتپردازیها سطحیاند، داستان کمی دیوانهوار و غیرواقعی است، اما چقدر سرگرمکننده است! فیلمی بیادعا و پردرآمد برای طرفداران اکشن. لذت ببرید. 7/10
---
جان ویک یک فیلم انتقامجویانهی عالی است که سطح را با نورپردازی، فیلمبرداری و نمایشهای هنرهای رزمی که کیانو اجرا میکند بالاتر میبرد.
آقای ویک بقیهی فیلم را صرف گرفتن انتقام از رئیس مافیا برای کارهای پسرش که سگش را کشت و ماشینش را دزدید، میکند. از نظر داستان ساده است اما دنیای پیرامونش عمق زیادی دارد.
ریوز نشان میدهد طیف بازیگری قابل قبولی دارد، اما استعداد واقعیاش در از پای درآوردن آدمهای بد با تکتیرهای دقیق است. دیدن صحنههایی که او ابتدا کسی را به سر میزند، هنگام پر کردن مجدد خشاب او را نگه میدارد و سپس او را از پای درمیآورد لذتبخش است.
بهترین نکته این فیلم نبودِ دوربین تکاندهنده است—شما همهی اکشن را واضح میبینید. این از تعهد بازیگران به تمرینات رزمیشان ناشی میشود.
از فیلمهایی مثل این حمایت کنید؛ این ژانر این روزها نادر است!
---
اکشن ناب و خالص.
جان ویک شخصیتی است که همین اسمش کافی است تا در ذهن مردم ترس ایجاد کند. شاید اولین شخصیت از این دست نباشد، اما تعداد کمی از این نوع کاراکترها باورپذیری لازم را دارند. باید گفت جان ویک واقعاً توانمند و تحسینبرانگیز است.
به ذهنم کسی دیگری برای نقش جان ویک جز کیانو ریوز نمیآید؛ او نقش را روی پرده زندگی میکند. مبارزات تنبهتن، استفاده از چاقو و اسلحه، اکشن—همه گاهی شعرگونهاند. چیزی که بیش از همه دوست داشتم این بود که سر و صدای اضافه نیست؛ نه بومبومِ اضافه، فقط بَنگ بَنگ، دقیقاً همانچه از یک آدمکش انتظار دارید.
فیلمبرداری، دیالوگها، موسیقی زمینه، کارگردانی، اکشن—همه چیز دقیقاً همان چیزی است که این فیلم نیاز دارد. برای طرفداران اکشن قطعاً جذاب است.
فیلم انتقامجویانهای عالی است که در تمام مسیرش انرژیاش را حفظ میکند. اگر از دیدن گلولهها لذت میبرید، حتماً این را ببینید. امتیاز: 8/10
---
کلیشهای، فرمولیک و بازیها اغراقشده است. اما از طرفی شیک، پرانرژی و کلی فیلم پاپکُرنی و تفریحی است.
«جان ویک» آدمکشی بازنشسته است که با حملهای شخصی دوباره به زندگی سابقش بازگردانده میشود (بدون لو دادن جزئیات، اگر از خشونت علیه حیوانات خوشتان نمیآید، هشدار دارم). بله، این قصه را بارها شنیدهایم.
چیزی که متفاوت است دنیایی است که این فیلم در آن جریان دارد: زیرزمینی تبهکارانه با قوانین و شرف خاص خودش. در واقع تقریباً هرکسی که میبینیم یا در این دنیای زیرزمینی است یا از آن اطلاع دارد، پس ضمنی است که این جامعه گسترده است و شاید همهچیز را کنترل میکند. فیلم بیشتر شبیه کمیک «وانتِد» است تا فیلمش.
یکی از نکات جذاب این است که ویک یک قهرمان کامل و شکستناپذیر نیست؛ او زخمی میشود، خیلی هم. او فقط خیلی خوب آموزش دیده و مصمم است، که باعث میشود صحنههای مبارزه جالبتر و نیمهواقعی به نظر برسند. بپذیریم که بسیاری از حرکات اکشن نمایشیاند و در دنیای واقعی کاربرد عملی کمی دارند.
با توجه به ابعاد این دنیای تبهکاری، به نظر میرسد از ابتدا برای تبدیل شدن به یک فرنچایز طراحی شده باشد. شخصیتهای پسزمینه مثل وینستون یا مدیر هتل اشارههایی دارند که میتواند در ادامه کاوش شود. فیلم هوشمند یا چالشبرانگیز نیست، اما سرگرمکننده است و اگر از اکشن خوشتان میآید، وقت خوبی را میگذراند.
---
تسلط بر طراحی بدلکاری و جهانسازی، جان ویک را به استاندارد جدیدی در فیلمهای اکشن تبدیل کرده است.
این فیلم یک کلاس درس در گرفتن کلیشهها و ارائه یک فرنچایز تازه و نوآورانه است که هم طرفداران پروپاقرص اکشن و هم تماشاگران عادی را خوشحال میکند. کارگردان از دوربینهای تکاندهنده برای پوشاندن بازی متوسط استفاده نمیکند و تیم بدلکاری و بازیگران را وادار میکند تا برخی از بهترین سکانسهای اکشن از زمان «ماتریکس» را ارائه دهند. به علاوه، بهجای توضیح دادن، جهان مرموز جان ویک را نمایش میدهد؛ چیزهایی مثل سکههای طلایی مرموز، افسانه و ترس از جان ویک، یا هتل مرموز «کانتیننتال» که انجام هرگونه کار آدمکشی در آن ممنوع است—اینها یک داستان انتقام معمولی را تبدیل به گنجی سینمایی میکنند.
---
بهترین نقش کیانو ریوز از زمان ماتریکس!!!
---
همسرم وقتی قسمت سوم اومد، منو مجبور کرد از ابتدا ببینم... و من با قسمت سوم شروع کردم. او مطمئن بود برای فهمیدن باید اول دو قسمت قبلی رو ببینم... من مطمئن بودم لازم نیست.
در حقیقت حق با من بود. لازم نیست قسمت اول و دوم رو ببینی تا همهچیز قسمت سوم رو بفهمی. حتی برای فهمیدن قسمت دوم هم نیازی به دیدن اولی نیست.
میتونی از هر جایی وارد بشی و ظرف چند ثانیه متوجه اتفاقات بشی. داستان واقعاً کاغذی نازکه.
مثل فیلمهای دیگری که دیدی: آدم سختکوشی که بهترینه، برای انتقام بیرون میآد. میشه گفت از «ربودهشده» هم همین قصه رو دیدیم.
داستان مهم نیست. آنچه مهمه اکشن استایلدار و بیوقفه است. اکشن سخت، سریع و خیلی، خیلی جذاب به نظر میرسه.
داستان چیز خاصی برای تعریف نداره، ولی برای این فیلم هم اهمیتی نداره؛ لذت در اکشنه. همه میفهمند که این یک نمایش اکشن از ابتدا تا انتهاست و داستانهای پیچیده در این ژانر فقط خرابش میکنند. بنابراین آنچه داریم سرگرمکننده، هیجانانگیز و تصویری خفن از اکشن است—و سرگرمیآور.
---
«جان ویک» تعریف فیلم اکشن بلاکباستر است: صحنههای بزرگ و بدلکاری بدنی که مخاطب را نفسگیر نگه میدارد. داستان و بازیها ضعیفاند، اما سازندگان تلاش کردهاند دنیای گستردهتری برای شخصیتها بسازند. بخشهایی از این جهان زیرزمینی آدمکشها ایدههای خلاقانه و دقیقی دارند که واقعاً درخشاناند. بازیها در کل کمرمقاند؛ من کیانو ریوز را دوست دارم اما او در ضبط دیالوگها ضعف دارد؛ حالتِ کماحساس و کمی رباتیک در گفتارش دیده میشود. این ضعف خیلی از فیلم کم نمیکند اما میتوانست با بازی بهتر، اثر را بالاتر ببرد. درگیری اصلی داستان کمی کلیشهای و برای من کامل کار نکرد، اما در نهایت وسیلهای برای ارائهی اکشن است و به اندازه کافی پیشبرندهی قصه هست. تمرکز اصلی فیلم روی خشونتِ کُرنشده و زیباییشناسانهی بدلکاری است. جان ویک با سهولت شمار زیادی را از پای درمیآورد و از انواع سلاحها و تاکتیکها استفاده میکند. بعضی صحنههای خلاقانه در کشتار دیده میشود، اما اغلب تیر خلاصها با یک شلیک به سر تحویل داده میشود. تنوع بیشتر در کشتار میتوانست جذابتر باشد، اما با وجود اغراق و نمایش خشن، از تماشای فیلم لذت زیادی بردم.
امتیاز: 79%
نتیجه: عالی
---
تفریح خالص.
خوشحالم بالاخره این فرنچایز را دیدم! انتظار لذت داشتم و دقیقاً همین را گرفتم. «جان ویک» واقعاً سرگرمکننده است! فیلم کمی نمایشیتر از حد تصورم بود، اما این نکتهای منفی نیست. بعضی شخصیتها بهطرزی عجیب زود از داستان حذف میشوند (مثلاً انصاف برای یک شخصیت مشخص!)، حتی وقتی که باید همانجا حذف میشدند، بعضیها مدتی طولانیتر باقی میمانند.
دیدن بازی کیانو ریوز همیشه لذتبخش است. شخصیت او قطعاً یک آدمکش خفن است. اگر صادق باشم، دیگران خیلی برجسته نبودند—نه بهعنوان نکته منفی، بلکه همه در سطحی مشابه پشت سر ریوز بودند. ویلم دفو از بقیه بهتر بود.
منتظر دیدن دنبالهها هستم که امیدوارم با بودجه بالاتر تجربهی مثبتتری باشند.
---
فقط یک شخصیت باحالی که کارهای بد زیادی را بهدلیل دلایل درست انجام میدهد. اکشن بسیار صیقلی و سیال در این فیلم وجود دارد. اما نکات ظریف و جزئیات دنیاسازی است که این داستان را اعتیادآور میکند. حتی پس از بیش از صد بار تماشا هنوز هم باید از آن صحنهی توله عبور کنم.
---
ریوز بازیگر فوقالعادهای است. باز هم یک فیلم پر از اکشن. او به همه حمله میکند چون سگش را کشتند.
---
وقتی چند جوان خلافکار وارد خانه جان ویک (کیانو ریوز)، که تازه بیوه شده، میشوند و ماشینش را خوششان میآید، انتظار ندارند که او مقاومت زیادی نشان دهد—آنها او را کتک میزنند و سگش را میکشند. برای بدمرد اصلی «ویگو» روشن میشود که پسر آتشین و بیملاحظهاش کرده کاری که آتشی برپا کرده. او برای حفظ پسرش تلاش میکند از آدمکش «مارکوس» کمک بگیرد، اما ویک به انواع سلاحها و سکههای طلاییای مجهز است که نشان میدهد بخشی از شبکهای بینالمللی است که قوانین خودش را دارد! هرکس با این قوانین مخالفت کند یا با اِعمالکنندهشان «وینستون» دربیفتد، بدِ ماجرا را میبیند. از ابتدا تا انتها پر از اکشن وحشیانه است. ریوز تا حدودی نقش «نیو» را از «ماتریکس» تکرار میکند، اما بدلکاریهای اینجا تکراری نیست و پویایی گربه و موش طبیعیتر از بعضی ماجراهای شبیه بازی ویدیویی است که مدام تکرار میشوند. ریوز دیالوگهای زیادی برای نگرانی ندارد؛ او باید به اندازهی کار با سوزن جراحی، با اسلحه و چاقو و وسایل شکسته کارآمد باشد. پایان تا حدی شتابزده است و چند زیرخط داستانی به طرز بیذوقی تمام میشوند، اما باز هم یک تریلر انتقامجویانه محکم و سرگرمکننده است که ترکیب آشوب و خونریزی را تقریباً درست مدیریت میکند.
---
بالاخره وقت دیدن جان ویک شد، مخصوصاً که میخواستم قبل از دیدن فیلم جدید «بالرینا» از قضایا باخبر باشم (اسپویل: خیلی خوشم آمد). من کیانو ریوز را خیلی دوست دارم و میدانم جان ویک طرفداران زیادی دارد.
اما شاید بعضیها از من خوششان نیاید که بگویم: چرا مردم این فیلمها را اینقدر دوست دارند؟
داستانی که در کل فرنچایز جریان دارد را میپسندم؛ ایدهی اینکه همه somehow به هم ربط دارند، یک عنصر دنیاسازی جذاب است. ولی فراتر از آن، هیجان و تبلیغات را درکش نمیکنم.
برای من فیلم بسیار اکشنمحور است، و در حالی که این اشکالی ندارد، شخصاً فیلمهایی را ترجیح میدهم که درام یا عمق تماتیک بیشتری داشته باشند. شاید به همین دلیل با آن کاملاً ارتباط برقرار نمیکنم.
همچنین طراحی صدا و موسیقی کمی برایم عجیب بود و دیالوگها کمترند. اکشن بدون وقفه است، اما من از توسعهی شخصیت و لایههای احساسی بیشتر غافل میمانم. نمیدانم؛ باهاش همفرکانس نیستم.
فکر میکردم علاقهمند میشم، اما واقعاً باهاش ارتباط نگرفتم.
---
جان ویک یک قصهی سادهی انتقام با تعداد زیادی صحنهی اکشن است.
دیالوگها کوتاه و سادهاند، بنابراین ریتم فیلم بسیار خوب است. فیلمبرداری و طراحی مبارزات عالیاند؛ صحنههای اکشن با برشهای کم فیلمبرداری شده و تماشایشان رضایتبخش است، هرچند واقعگرایانه نیستند. موسیقی هماهنگ با اکشن است. دنیایی که فیلم میسازد بهطرز خاصی جالب است و احتمالاً نقطه تمایزش از فیلمهای مشابه است. بازیها خوباند؛ بیشتر وزن روی دوش بازیگران مکمل است و خود جان (کیانو) کمتر حرف میزند و بیشتر شلیک میکند.
---
بسیاری جان ویک را به خاطر «گان-فو» و شمار بالای قربانیان به خاطر میسپارند. دوباره نگاه کنید و ببینید که در واقع چه چیزی همهچیز را به حرکت درمیآورد: یک تولهی بیگل بهنام دیزی.
همسر ویک در دقیقههای اول فیلم بهخاطر بیماری میمیرد. قبل از رفتن، ترتیبی میدهد که صبح پس از مراسم تشییع تولهای به در خانهاش فرستاده شود، با یادداشتی که میگوید هنوز باید چیزی برای دوست داشتن داشته باشی تا خودت را در غم از دست دادن نبازی. آن سگ یک وسیلهی داستانی کماهمیت نیست؛ آخرین عمل محبت اوست، یک چیز کوچک گرم که نمایندهی کسی است که او تازه دفن کرده.
پس وقتی سه اوباش به خانهاش میزنند، او را کتک میزنند و توله را برای دزدیدن ماشینش میکشند، فیلم در واقع دربارهی یک موستاندِ دزدیدهشده نیست؛ دربارهی مردی است که در غم قرار داشته و تنها تنهای که او را به همسرش وصل میکرد، پاره شده است. هر آنچه بعد از آن میآید صدای آن غم است که به هدف تبدیل میشود.
ستارهکاری فیلم در این است که این همه با دیالوگ کم منتقل میشود. چند دقیقهی ساکت با توله کافی است تا بفهمید چرا یک آدمکش بازنشسته دوباره اسلحه به دست میگیرد. سگ به خشونت معنا میدهد که در فیلمهای اکشن نادر است.
برای دوستداران سگ، صحنههای آغازین واقعاً سخت تماشا است، اما این فقدان با وزن واقعی و نه با شوک ارزان برخورد میشود. همان احترام است که باعث میشود این ضربه مؤثر واقع شود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران