این فیلم که بر اساس یک رمان ساخته شده، داستان پنج خواهر را روایت می کند که در انگلستان زندگی می کنند. با آمدن یک مرد ثروتمند جوان، «آقای بینگلی» و دوستش «آقای دارسی» به محلهی آنها، زندگی این خواهران زیر و رو می شود.
این فیلم که بر اساس یک رمان ساخته شده، داستان پنج خواهر را روایت می کند که در انگلستان زندگی می کنند. با آمدن یک مرد ثروتمند جوان، «آقای بینگلی» و دوستش «آقای دارسی» به محلهی آنها، زندگی این خواهران زیر و رو می شود.
نامزد ۴ جایزه اسکار؛ ۱۳ جایزه و در مجموع ۵۹ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان687
تطبیق خوب و اجراهای درخشان از نایتلی و مکفیدن
وقتی این نسخهٔ کلاسیک آستن را دیدم و سپس قرار بود دیویدی را بستهبندی کنم، فکر میکردم بهاحتمال زیاد این نسخه پس از نسخهٔ کالین فِرت در مقام دوم محبوبترین اقتباسم قرار میگیرد. اما حالا—تا وقتی دوباره آن نسخه را نبینم—ممکن است این تبدیل به نسخهٔ موردعلاقهٔ جدیدم شده باشد. نه بهخاطر تفاوتهای عمده در بازی یا...
تطبیق خوب و اجراهای درخشان از نایتلی و مکفیدن
وقتی این نسخهٔ کلاسیک آستن را دیدم و سپس قرار بود دیویدی را بستهبندی کنم، فکر میکردم بهاحتمال زیاد این نسخه پس از نسخهٔ کالین فِرت در مقام دوم محبوبترین اقتباسم قرار میگیرد. اما حالا—تا وقتی دوباره آن نسخه را نبینم—ممکن است این تبدیل به نسخهٔ موردعلاقهٔ جدیدم شده باشد. نه بهخاطر تفاوتهای عمده در بازی یا فیلمنامه، بلکه بهخاطر توجه دقیق به نکات ریز؛ همان چیزهایی که شاید در بار اول یا دوم تماشا متوجهشان نشده بودم.
مثال سادهای نقش مری، یکی از خادمان خانوادهٔ بنت است. او در طول فیلم حرف زیادی نمیزند، اما چند بار او را درحالیکه موقع کار آواز میخواند دنبال میکنیم و این لحظات برایم بسیار دلنشین بود. این جمله نشان میدهد—خواه عمدی بوده باشد یا نه—که این خانه محیطی خوشایند است که خادمان از آغاز روز کاری از آن نمیترسند.
در یکی از بالها نیز صحنهٔ بلند رقصی هست که چندین شخصیت فرعی را در حالتی پیوسته و در یک شات طولانی نشان میدهد. این هوشمندانه است و ظاهراً فیلمبرداری آن بخش بهصورت ممتد ضبط شده است؛ اتفاق خوشایندی از نظر من. همچنین چند لحظهٔ تصویری زیبا، مثل زمانی که الیزابت در میان زیبایی چشمگیر فقط در فکر فرو میرود، وقفههایی طبیعی و پسندیده در داستان ایجاد میکنند.
بازی بازیگران، البته، بسیار خوب است و در کل طرز برخوردشان هم عالی است. برِندا بلیتِن در نقش مادر سبکمغز توانمند ظاهر شده و موفق میشود از تبدیل شدن به کاراکتری کاملاً مضحک اجتناب کند. ساندرلند هم همواره قابل اتکاست—هر فیلمی با حضور او برایم جذاب است. برای من کیرا نایتلی شگفتانگیز است؛ واکنشهای ظریف او وقتی یا خودش یا خانوادهاش مورد توهین قرار میگیرند—لحظهای شوکه میشود و با خندهٔ کوتاه یا لبخندی آن را رد میکند—در ابتدا برایم قابلتصور نبود، اما کاملاً جواب میدهد. طنازیاش فوقالعاده است؛ من خودم داستان مینویسم و همیشه تلاش میکنم شخصیتهای زن تند و زیرک داشته باشم، و الیزابت میتواند درست در رمانهای مدرن من جای بگیرد.
پنهلوپه ویلنتون مثل همیشه عالی است و کلودی بلاکلی در نقش شارلوت میدرخشد. اگر بخواهم کوچکترین ایرادی بگیرم، شاید بگویم نویسندگان و کارگردان (و شاید حتی خود جین آستن) کمی مری بنت را دستکم گرفتهاند؛ همیشه فکر کردهام میشد با این کاراکتر بیش از این کرد، در هر نسخهای.
از اینکه باید دیویدی را برای مدتی بستهبندی کنم کمی ناراحتم، حتی اگر فقط چند هفته باشد.
کلیت: اقتباسی خوب، هرچند بدون خطا و مشکل نیست
بهنظر من «غرور و تعصب» یکی از رمانهای انگلیسی است که بیش از همه به فیلم و تلویزیون منتقل شده است. نسخههای متعددی دیدهام و هرکدام مزایا و مشکلات خود را دارند (اما عموماً موافقند که مینیسریال ۱۹۹۵ کاملترین و کاننیکالترین است). این فیلم آنقدر که دلم میخواست خوب نیست و مشکلاتی دارد، اما قابل قبول است و نکات مثبتی هم دارد که میماند.
داستان که همه آن را میشناسیم در سالهای پایانی قرن هجدهم اتفاق میافتد. از آنچه دیدم، کارگردان خواسته از مد رِژِنسی پرهیز کند و از آنجا که آستن نسخهٔ اولیهٔ کتاب را در همین دوران نوشته بود، این انتخاب را انجام داده است. من با نظر جو رایت دربارهٔ لباسهای دورهٔ رِژِنسی/امپراتوری نخست فرانسه همنظرم؛ از منظر زیباییشناختی این لباسها کمتر جذاباند نسبت به پُفها و تزئینات پرزرقوبرقِ پیش از انقلاب فرانسه یا لباسهای گستردهٔ دورهٔ رمانتیک. ایدهٔ این لباسها که برجستهسازی سینه و سپس افتادن سادهٔ پارچه را شبیه به پوشش گمانهزنیشدهٔ رومیان و یونانیان میدانند، در یک معنا تقلیدی است. با این حال در نحوهٔ لباسپوشیدن، آرایش و پرداخت شخصیتها اشتباهاتی وجود دارد: اساساً کارگردان هر آنچه بهمصلحتش نبود را نادیده گرفته؛ و این اشتباه است.
فیلم نسبت به کار ادبیای که بر پایهٔ آن ساخته شده، نسبتاً کوتاه است، اما بهنظرم راه دیگری هم ممکن نبود. روایت نسبتاً خوب است و اقتباس از متنِ اصلی وجدانمندانه انجام شده و تلاش شده چیزهای مهم حذف نشوند. چیزی که برایم خوشایند نبود نحوهٔ پرورش برخی شخصیتهاست: برای مثال الیزابت کمی سرکشتر و کمتر مقید از آنچه در رمان انتظار میرود نمایش داده شده است. با این حال باقیِ عناصر راضیکنندهاند.
فیلم پر از بازیگران بزرگ بریتانیایی است: علاوه بر کیرا نایتلی که نقش اصلی را خوب اجرا کرده، رزاموند پایک، برندا بلیتِن، تالوآ رایلی، جنا مالون و جودی دنچ هم حضور دارند و هرکدام بهخوبی نقش محولشده را ایفا کردهاند. باید از عملکرد متیو مکفیدن، دونالد ساترلند، سایمون وودز و تام هولاندر هم قدردانی کرد. از لحاظ فنی هم فیلم در دکور، لوکیشنهای قابلباور و انتخابشده و پوشش صحنه و گریم هزینه کرده است. فیلمبرداری هم خوب است و در سرتاسر فیلم کار دوربین و رنگپردازی و نورپردازی قابلقبولی دارد. موسیقی متن نیز مناسب است.
بازدید دوباره: همچنان دلنشین
این فیلم را چند بار دیدهام و چون اینترنتم قطع شده بود و دلم خواست دوباره تماشایش کنم، دوباره دیدم. هنوز هم درام رمانتیکی جذاب و گیراست با اجراهای خوب کیرا نایتلی و متیو مکفیدن. نمره: ۳.۷۵ از ۵.
خلاصهٔ داستان و جمعبندی
در این درام آدم دلش برای آقای بنت (دونالد ساترلند) میسوزد: او با همسری مسلط (برندا بلیتِن) ازدواج کرده و پنج دختر دارد! آنها طبقهٔ بالادست متوسط، محترم و متمولیاند اما مشکلِ وارثت دارند: قوانین ارث مستلزم آن است که پس از مرگ آقای بنت، خانه به پسرعمو دوری برسد؛ بنابراین دختران باید تا میتوانند برای خود سرنوشتی بسازند. این شاید برای خوشصورتِ خانواده، جِین (رزاموند پایک)، سادهتر باشد اما برای بقیه قضیه پیچیدهتر است: کیتی (کری مولیگان) دخترک، لیدیا (جِنا مالون) شیطنتآمیز و لوند، مری (تالوا رایلی) دانشجو و الیزابت (کیرا نایتلی) مستقلاند. الیزابت قصد ندارد فقط با کشیش محل یا سربازی بیروح مثل آقای ویکهام ازدواج کند. او تقریباً در یک ضیافت در مرز رعایت آداب انسانی پا بهپا میماند و لیدی کاترین (جودی دنچ) از پختگی و استحکام جوانی او متعجب میشود. اما همانطور که در آثار جین آستن معمول است، سرانجام تا حدودی محتوم است و با ورود دارسی (متیو مکفیدن) میدانیم که در پس همهٔ کشمکشها و جر و بحثها جرقهای خواهد خورد و اینکه آن جرقه به عشق واقعی تبدیل میشود یا نه، هدف قصه است.
طراح صحنه و طراحان لباس زحمت کشیدهاند: فیلم پر است از خانههای باشکوه و لباسهای زیبا. فیلمنامه تقریباً همه را زنده میکند—بهویژه برِندا بلیتِن—در حالی که دِیمهای جودی و پنهلوپه به کار وزنی میدهند که در مقابل تلاش جذاب نایتلی میایستد؛ نقشی که گویی برای او نوشته شده بود. نقش دارسی خوشقیافه و دلنشین بازی شده، هرچند بارِ محتواییاش خیلی سنگین نیست و بیشتر جنبهٔ ظاهری و جذابیت بصری دارد. موسیقی داریو ماریانلی تقریباً کاملاً همراهیکنندهٔ داستان است و اگرچه من فکر میکنم فیلم کمی طولانی است، این اثر بررسی باوقار و خوشساختی است از ناپایداریهای طبیعت انسانی، نخبهپرستی، آرزوها و لجبازی، و تماشایش ارزش دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران