تِرز (رونی مارا) دختر جوانی است که به عنوان فروشنده موقت در یک فروشگاه اسباب بازی فروشی مشغول به کار است. وی که علاقه فراوانی به عکاسی نیز دارد در یکی از روزهای فعالیتش در این فروشگاه، با زنی به نام کارول (کیت بلانشت) آشنا می شود که قصد خرید یک اسباب بازی برای دخترش را دارد. کارول پس از خروج از فروشگاه بصورت اتفاقی دستکش خود را در فروشگاه جا می گذارد و ترز نیز تصمیم می گیرد تا آن را به آدرس منزل وی ارسال نماید. کارول که درگیر ماجرای جدایی اش از همسرش هارج (کایل چندلر) و حق حضانت دخترش می باشد، در شرایط روحی نامساعدی به سر می برد. در این اوضاع، ترِز به زندگی کارول وارد می شود …
تِرز (رونی مارا) دختر جوانی است که به عنوان فروشنده موقت در یک فروشگاه اسباب بازی فروشی مشغول به کار است. وی که علاقه فراوانی به عکاسی نیز دارد در یکی از روزهای فعالیتش در این فروشگاه، با زنی به نام کارول (کیت بلانشت) آشنا می شود که قصد خرید یک اسباب بازی برای دخترش را دارد. کارول پس از خروج از فروشگاه بصورت اتفاقی دستکش خود را در فروشگاه جا می گذارد و ترز نیز تصمیم می گیرد تا آن را به آدرس منزل وی ارسال نماید. کارول که درگیر ماجرای جدایی اش از همسرش هارج (کایل چندلر) و حق حضانت دخترش می باشد، در شرایط روحی نامساعدی به سر می برد. در این اوضاع، ترِز به زندگی کارول وارد می شود …
نامزد ۶ جایزه اسکار؛ ۷۶ جایزه کسبشده و مجموعاً ۲۵۵ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان2031
دقیقا وقتی فکر میکنی نمیتواند بهتر شود...
اولین چیزی که بعد از دیدن فیلم نظرم را جلب کرد، اشتباهی است که در فهرست نامزدهای اسکار رخ داده: رونی مارا باید در فهرست نقشِ اصلی میبود و کیت بلانشت در نقشِ مکمل. انگار اعضای آکادمی برداشتشان این بوده که نقشِ عنوان الزاماً نقشِ اصلی است. جابهجایی این دو کاملاً بیمعنی است. به هر حال، اسکارها هیچوقت منطق...
دقیقا وقتی فکر میکنی نمیتواند بهتر شود...
اولین چیزی که بعد از دیدن فیلم نظرم را جلب کرد، اشتباهی است که در فهرست نامزدهای اسکار رخ داده: رونی مارا باید در فهرست نقشِ اصلی میبود و کیت بلانشت در نقشِ مکمل. انگار اعضای آکادمی برداشتشان این بوده که نقشِ عنوان الزاماً نقشِ اصلی است. جابهجایی این دو کاملاً بیمعنی است. به هر حال، اسکارها هیچوقت منطق درستی نداشتند.
داستان فیلم خوب است، اما فیلمنامهٔ اقتباسی و کارگردانی و بهویژه موسیقی فوقالعادهاند. فقط بهخاطر صحنهٔ پایانی، ممکن است وسوسه شوید که امتیازتان را از آنچه ابتدا در نظر داشتید بالاتر ببرید. من انتظار نداشتم فیلم عالی باشد، بنابراین از نتیجهٔ کلی ناراحت نیستم.
باور کنید، آخرین چیزی که در این فیلم نمیخواستم ببینم برهنگیِ کیت بلانشت بود — شاید به احترامِ او، شاید به خاطر سنش، یا اینکه اصلاً جذبِ من نمیشود؛ دلایل زیادی ممکن است وجود داشته باشد که خودم هم دقیقاً نمیدانم کدام است؛ اما بعد از فهمیدن مضمونِ فیلم، فقط دعا میکردم که چنین صحنهای رخ ندهد. و واضح است که اجتنابپذیر نبود؛ وگرنه فیلم روح و قوتش را از دست میداد.
در مجموع، بهتر از آنچه فکر میکردم بود؛ هر دو بازیگر خوب بودند، اما رونی مارا برتری داشت. هر کجا هم که در اسکار نامزد شده باشد، خوشحال میشوم اگر برنده شود. فیلم الزاماً «حتماً ببینید» نیست، اما فیلمی مناسب و در برخی بخشها بهتر است.
7/10
«کری» فیلمی است که تصویربرداریاش زیبا و ساختش بسیار بالغانه است. بازیها در سراسر فیلم بسیار باکلاساند. کل اثر انگار از دههٔ ۴۰ گرفته شده بود. دوست داشتم همهچیز چقدر دقیق و خوشقواره به نظر میرسید و احساس میشد؛ فیلم سزاوار جوایز بیشتری بود.
★★★★
«ترِز» (رونی مارا) زندگی نسبتاً نارضایتی دارد و در یک فروشگاه بزرگ کار میکند که «کری» (کیت بلانشت) — بسیار جذابتر — از مشتریان همیشگی آن است. ملاقات اولشان جرقهای میزند که خیلی زود زندگی هر دو را تحتالشعاع قرار میدهد و با پیشرفت داستان نوعی وابستگی متقابل بین آنها شکل میگیرد. کری همسری ثروتمند بهنام «هارج» (کایل چاندلر) دارد، اما این ازدواج تهی است و در آستانهٔ پایان در دادگاه طلاق قرار دارد — و دخترشان در این دعوا نقشی کلیدی ایفا میکند. ترز یک دوست پسر قدیمی بهنام «ریچارد» (جیک لِیسی) دارد که میخواهد ازدواج کند؛ بنابراین هر دو طرف چیزهای زیادی برای از دست دادن دارند چون رابطهشان جدیتر و صمیمیتر میشود. هارج بهطرزی زیرکانه شرطومرزی اخلاقی در طرح نگهداری فرزند گذاشته و اصلاً هم از روشهای نهچندان شرافتمندانه برای ردیابی فعالیتهای همسرش و اثبات اینکه شایستگی دسترسی به فرزند را ندارد، دریغ نمیکند. باید به صمیمیت دوستی کری با بهترین دوستش «ابی» (سارا پالسون) هم توجه کنیم و تا میانهٔ داستان، در پیچیدگیهای درونخانوادگیشان خطر این هست که همه را بیچیز کنند. این یک رمانس است، اما تا حد زیادی عاری از احساساتِ شاعرانهٔ سطحی؛ داستان عشقی است پر از لایههای احساسی و تنش، جایی که یک عشق عملاً برای غلبه بر دیگری تلاش میکند تا بر دل و عقل تسلط یابد. بارِ اصلی بر دوش ماراست؛ شخصیت او واقعبینانهتر در تناقض است؛ اما بلانشت هم بهخوبی نقش مادر درماندهای را ایفا میکند که بیشتر بهخاطر شرایطی که خود چندان نقشی در ایجادش ندارد، در تنگنا قرار گرفته است. فیلم از نظر بصری عالی است؛ طراحی تولید و موسیقی دورهای کارتر بروول به غنای اثر میافزایند و موضوع را با شخصیتها و موقعیتهای پیچیدهای ارائه میدهند که اصلاً ساده نیستند. شاید کمی دیالوگمحور باشد — حجم سخن بسیار است — اما این نکته کناری است. در کل، هنوز هم قطعهای باکلاس از سینماست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران