غریبه هایی که در جستجوی پدر یک زن هستند وارد جزیره ای استوایی می شوند.پزشکی که در جزیره زندگی می کند در پی پیدا کردن درمانی برای اپیدمی خیزش مردگان است و...
غریبه هایی که در جستجوی پدر یک زن هستند وارد جزیره ای استوایی می شوند.پزشکی که در جزیره زندگی می کند در پی پیدا کردن درمانی برای اپیدمی خیزش مردگان است و...
ضیافتِ گوشتخواریِ فولچی
بهعنوان کسی از «نسل خاصی» و اهل بریتانیا، در جریان جنون «ویدئو نَستی» اوایل دههٔ ۱۹۸۰ کاملاً حضور داشتم. فیلمهایی که اغلب شامل آدمخواران وحشی، هولوکاستزده یا زامبیشده و قصههای توریچر-پورن بودند، ممنوع یا تحت پیگرد قرار میگرفتند یا بهگونهای نابود میشدند. یکی از این فیلمها «Zombie Flesh Eaters» بود (که از میان اسامی مختلفش، بهترین عنوان همین است)؛ فیلمی که تبدیل شد...
ضیافتِ گوشتخواریِ فولچی
بهعنوان کسی از «نسل خاصی» و اهل بریتانیا، در جریان جنون «ویدئو نَستی» اوایل دههٔ ۱۹۸۰ کاملاً حضور داشتم. فیلمهایی که اغلب شامل آدمخواران وحشی، هولوکاستزده یا زامبیشده و قصههای توریچر-پورن بودند، ممنوع یا تحت پیگرد قرار میگرفتند یا بهگونهای نابود میشدند. یکی از این فیلمها «Zombie Flesh Eaters» بود (که از میان اسامی مختلفش، بهترین عنوان همین است)؛ فیلمی که تبدیل شد به مقدسترین گمشدهٔ آن موج و دیدن نسخهٔ کاملش مثل دیدن آخرین معجزه بود. آن زمان هرگز موفق نشدم آن را ببینم و با گذشت سالها و کمرنگ شدن میل من به وحشت، از خاطرم محو شد. اما اکنون در میانسالی و با بازگشت اشتیاقی تازه به ژانر وحشت، بالاخره این شوکر افسانهایِ لوسیو فولچی را دیدم.
بهلحاظ کلی، ناامیدکننده است. میفهمم دیدن آن امروز هرگز نمیتواند آن تأثیرِ سال ۱۹۷۹ را داشته باشد، اما بیتوجه به صحنههای گُرِهآمیز (که بعداً دربارهشان خواهم نوشت)، فیلمی ضعیف است پر از ضعف، و نه به آن شکل کلاسیک «بد اما جذاب». مثل فیلم دیگر فولچی که اخیراً دیدم، «خانه کنار گورستان»، ZFE مجموعهای از صحنههای خون و دلگُرز است که با پرکنندههای آماتوروار به هم وصل شدهاند: بازی بد، دوبلهٔ نامناسب، دیالوگهای ناامیدکننده و تلاشهای نیمهدل برای ایجاد کشش روانشناختی. با این حال، اگر این فیلم را بر اساس صحنههای کلیدی وحشتش بسنجیم، پر از تخیل، سبک و ایدههای مغزیست؛ چیزی که آن را بهطور همزمان نابغهوار و فاجعهآمیز تبدیل میکند — مجموعهای آمیخته از خوبی و بدی.
خودِ زامبیها خلقاتی درخشاناند؛ تماماً از گوشتِ فاسد چکهکنان، آغشته به خاک و مملو از حشرات طبیعی که در بدنهای ویرانشان میخزند. آنها به سبک کلاسیک رومرو میلولند و بیپروا به گوشت حمله میکنند. چند صحنه از بهترین لحظات سینمای زامبی را همینها رقم میزنند، از جمله مبارزه با کوسه در بستر اقیانوس، کشیدن یک قربانی بیدفاع روی تیر چوبی — چشماول! — و صحنهای که آنها جمعی از زمین برخاسته و بهآرامی بالا میآیند که از نظر اتمسفر هم ترسناک و هم در اجرا خیرهکننده است. اینها همان چیزهاییاند که فیلم را به یک بخش افسانهای از دوران اکسپلویتاسیون ایتالیا تبدیل کردند و هنوز هم تماشای آن را قابلتحمل میسازند؛ اما باقیِ فیلم واقعاً ناامیدکننده است. امتیاز: 6.5/10
بهنظر من، بهسادگی بهترین فیلم زامبی کلاسیک ساختهشده است.
شیوع زامبیهای ماجراجو در کارائیب
زنی از نیویورک (Tisa Farrow) همراه با یک خبرنگار (Ian McCulloch) برای یافتن پدر گمشدهاش به جزیرهای دورافتاده در هند غربی میروند. آنها یک زوج توریست (Al Cliver و Auretta Gay) را بهعنوان راهنما استخدام میکنند که این مسیر آنها را به سمت پزشکی پریشانخاطر میبرد که آن مرد را میشناخته (Richard Johnson).
تحت هدایت لوسیو فولچی، «Zombie» (۱۹۷۹) یا «Zombie Flesh Eaters» در برخی کشورها بهعنوان «Zombi 2» شناخته میشود، چون تهیهکنندهها خواستند از موفقیت «Dawn of the Dead» سال قبل سود ببرند؛ آن فیلم در ایتالیا و جاهای دیگر با نام «Zombi» شناخته میشد. با چنین عنوانی، فیلم بهصورت غیررسمی بهعنوان دنبالهای بر «Dawn» معرفی شد، درحالیکه در واقع پیشدرآمدی است (هرچند نه دقیقاً پیشدرآمدِ «Night of the Living Dead»). فیلمنامه در واقع قبل از انتشار «Dawn» نوشته شده بود و داستانی ماجراجویانه/هیجانی در کارائیب بود که هیچ ارتباطی با فیلمهای رومرو نداشت؛ صحنههای آغاز و پایانِ نیویورک بعدها افزوده شدند تا از موفقیت «Dawn» بهرهبرداری شود. داردانو ساچتی فیلمنامه را مبتنی بر فیلمهای کلاسیک زامبی نوشت تا ژانر را به ریشههای کارائیبی و ووودو بازگرداند.
گرچه داستان آنقدر درگیرکننده نیست که مثلاً «Dawn» یا «Night» بود و شخصیتها نیز بهیادماندنی نیستند، اما آرایش و جلوههای زامبیها بهتر و واقعاً دلخراشتر است. اساساً این فیلم «Night of the Living Dead» را با فضای «The Deep» و بهصورت رنگی ارائه میدهد. متأسفانه دوبله ضعیف است که از ویژگیهای فیلمهای ایتالیایی آن دوره بهشمار میآید.
صحنهٔ فروبردن چشم شاید کمی کودکانه و احمقانه بهنظر برسد، اما بهخوبی اجرا شده و هولناک است که با ماهیت ژانر همخوانی دارد. فراتر از آن چند نقطهٔ برجسته وجود دارد: سکانس ابتکاریِ نبرد با کوسه ببر، حس ماجرای مرگوفا و تقابل هیجانانگیز در اوج فیلم، و خلاصهٔ پایانبندی هشداردهنده.
مدت زمان: ۱ ساعت و ۳۱ دقیقه. محلهای فیلمبرداری: نیویورک، سانتو دومینگو (جمهوری دومینیکن) و لاتینا، ایتالیا (۴۵ مایل جنوب رم).
امتیاز: B-/C+
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران