«وان میست کال» بازسازیِ نسخهٔ ژاپنیِ سال 2003 است، به کارگردانی اریک ولاِت و با نقشآفرینی شَنِن سوسامون در نقش اصلی. سوژه همانقدر ساده است که آنزمان بود: افراد تماس تلفنی از سوی خودِ آیندهشان دریافت میکنند که چند ثانیهٔ پایانیِ لحظهٔ مرگشان را نشان میدهد.
مشکل اصلی این بازسازی این است که سازندگانش هیچ ایدهٔ روشنی نداشتند و به نظر من اثرِ کارگردان اصلی، تاکاشی...
«وان میست کال» بازسازیِ نسخهٔ ژاپنیِ سال 2003 است، به کارگردانی اریک ولاِت و با نقشآفرینی شَنِن سوسامون در نقش اصلی. سوژه همانقدر ساده است که آنزمان بود: افراد تماس تلفنی از سوی خودِ آیندهشان دریافت میکنند که چند ثانیهٔ پایانیِ لحظهٔ مرگشان را نشان میدهد.
مشکل اصلی این بازسازی این است که سازندگانش هیچ ایدهٔ روشنی نداشتند و به نظر من اثرِ کارگردان اصلی، تاکاشی میکی، بیرحمانه تحریف و رها شده است. بازسازی اصلاً حسِ رعبآور و مخوفِ «چاكوشین آری» را ندارد؛ حتی شخصیتها هم کاملاً «سفیدپوست» شدهاند. قبلاً این موضوع را در بازسازی آمریکایی «The Ring» دیده بودیم، با این تفاوت که آن بازسازی تا حدی به نسخهٔ اصلی «Ringu» احترام گذاشته بود؛ اما در «One Missed Call» خبری از این احترام نیست. زنگِ مشخص فیلم که نقش تعیینکنندهای داشت، به آهنگی کسلکننده و آرام تغییر یافته که کاملاً آن هالهٔ تیز و دلهرهآورِ تماسها را از بین میبرد. علاوه بر این، اریک ولاِت نکتهٔ اینکه «One Missed Call» میتوانست مثل «The Ring» یا «The Grudge» به یک فرنچایز تبدیل شود را کاملاً از دست داده است. از بین این فرنچایزها تنها «The Grudge» موفق شد به ایدهٔ پایهای روحهای انتقامجو وفادار بماند؛ احتمالاً چون تاکاشی شیمیزو، کارگردان اصلی، نسخهٔ آمریکایی را هم کارگردانی کرد. در «The Ring» هم نسلِ ساداکو با سامارا عوض شد، اما دستکم آن فیلم فضای خوبی داشت و واقعاً ترسناک بود.
«One Missed Call» قرار بود این سنت را با میمیکو ادامه دهد، اما در عوض با شخصیتهای تصادفیای روبهرو میشویم که اصلاً برایشان دلسوزی نمیکنید و ردهبندی سنیِ PG-13 عملاً ضربهٔ مرگباری به این بازسازی زده است. اگر نسخهٔ اصلی را بهخاطر صحنههای طولانی و شوکآورِ خرد شدن استخوانها و تابخوردن اندامها در استودیوی فیلم دوست داشتید، اینجا فراموشش کنید؛ این بازسازی برای چشم کودکان ساخته شده است. البته افکتهای CGIِ ارواح در پایان تا حدی جذاباند، اما به اندازهٔ برخی افکتهای فیلمهایی مثل «دزدان دریایی کارائیب» هم ترسناک نیستند. صحنهٔ آغوش گرفتنِ مادر که گوشتِ پوسیدهاش تکهتکه میریزد؟ اصلاً وجود ندارد! تنها شباهت درست شاید این باشد که در هر دو فیلم، دخترک که بعداً تبدیل به روح انتقامجو میشود، بهخاطر حملهٔ آسم که مادرانش نادیده گرفتند، میمیرد — و بس.
این بازسازی تصویربرداریِ خوبی دارد و بازیگران اصلی، شَنِن سوسامون و ادوارد برنز، تلاششان را برای حملِ فیلم کردهاند؛ اما وقتی خودِ فیلم فاقد هر نوع چشمانداز و احترامی به منبع باشد، در نهایت تبدیل به محصولی بیهدف و بیروح برای جلبِ پول میشود که تنها چند تصویر خوب دارد. اگر فرزندانتان ۱۳ سالهاند میتوانید این «فاجعه» را بهشان نشان دهید، اما لطفاً... به محض اینکه بزرگتر شدند، لطفی در حقشان بکنید و نسخهٔ اصلی را نشانشان دهید. به همهٔ طرفداران نسخهٔ اصلی: از این یکی دوری کنید. فقط شما را عصبانی میکند و طعم بدی در دهانتان میگذارد... یا شاید به خاطر آن آبنبات قرمز است؟ خب، هشدار داده شد.
فیلمِ خوبی است. چیزهای بد زیادی دربارهاش شنیدهام اما نمیفهمم چرا. به نظرم فیلم نسبتاً خوبی بود. هر کس در همچین وضعیتی قرار بگیرد طبیعتاً میترسد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران