«من به خدا دل نبستم؛ ایمانم را به انرژی هستهای است.»
«هولوکاست ۲۰۰۰» به کارگردانی آلبرتو ده مارتینو و با فیلمنامهای از مارتینو و سرجو دوناتی ساخته شده است. در این فیلم کرک داگلاس، سایمون وارد، آگوستینا بِلی، آنتونی کوایل و ویرجینیا مکنا بازی میکنند. موسیقی از اِنیو موریکونه و فیلمبرداری از اریکو منچزر است.
صنعتگر هستهای رابرت کِین (با بازی داگلاس) هشدارها را...
«من به خدا دل نبستم؛ ایمانم را به انرژی هستهای است.»
«هولوکاست ۲۰۰۰» به کارگردانی آلبرتو ده مارتینو و با فیلمنامهای از مارتینو و سرجو دوناتی ساخته شده است. در این فیلم کرک داگلاس، سایمون وارد، آگوستینا بِلی، آنتونی کوایل و ویرجینیا مکنا بازی میکنند. موسیقی از اِنیو موریکونه و فیلمبرداری از اریکو منچزر است.
صنعتگر هستهای رابرت کِین (با بازی داگلاس) هشدارها را نادیده میگیرد و متوجه نمیشود که ضد مسیح بسیار به خانه نزدیکتر از چیزی است که تصور میکرد...
اگر از این واکنشِ آگاهانه نسبت به موفقیت فیلمِ برترِ «نشان» بگذریم، «هولوکاست ۲۰۰۰» آنقدر هوشمندانه یا قوی نیست که جای پای خودش را باز کند. از همان ابتدا معلوم بودن ماجرا برای بیننده فایدهای ندارد؛ اگر روایت قدرت کافی داشت، میتوانست مخاطب را در تعلیق نگه دارد، اما هرگز چنین نمیشود. داستان با پیشبینیپذیری جلو میرود: مرگهای رمزآلود، بارداری، هشدارهای تهدیدآمیز، تکرار صحنههای شوم و در نهایت فاش شدن بیظرافت در آستانه پایانی ناخوشایند.
سازندگان تلاشهایی برای افزودن عناصر شیطانی انجام دادهاند—مثلاً صحنهای که داگلاس در کابوسی تبدار لخت میگردد—و بعضی لحظات بهصورت یک تولید کارِ دستِ ایتالیایی/انگلیسی بدقواره جذاباند؛ اما نوآوری و طراوت کم است. به نظر میرسد بازیگران گویی از نسخههای مختلفی از فیلمنامه کار میکنند، هرچند داگلاس دستکم بهخاطر زحمتش برای زندهکردن متنی ضعیف قابل ستایش است. فیلم گاهی زیبا بهنظر میرسد و بهخاطر اشتباهاتش سرگرمکننده است، اما شهرت پایینش کاملاً موجه است و در نتیجه بهجز طرفداران خالص کرک داگلاس بهسختی قابل توصیه است. (۵/۱۰)
در جای دیگری نیز نقد شده که «هولوکاست ۲۰۰۰» دقیقاً در جایی تمام میشود که اقدامِ سرنوشتساز و پرتنش باید تازه شروع شود: جزئیات داستان کاملاً روشن شدهاند و حالا نوبت رابرت است که تصمیمی قاطع بگیرد تا از پسِ آنچه بر آمده بربیاید—اما چنین اتفاقی نمیافتد. فیلم در مقام مقایسه با آثار ترسناک برجسته دههٔ ۱۹۷۰، مانند «جنگیر» (۱۹۷۳) و «نشان» (۱۹۷۶)، که احساس فوریت و ضربهٔ عاطفی پایدار دارند، کم میآورد. سازندگان در اینجا فیلمی با ریتم خوب ساختهاند اما اثری فاقد ضربهٔ مؤثر و نهچندان درگیرکننده یا بهیادماندنی ارائه دادهاند؛ کاری نسبتاً تأسفبرانگیز و ناامیدکننده.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران