نوآه، پسر جوانی است که در شب اول با دختر رویاهایش، آوری، به خوبی خوشگذرانی میکند. ولی ناگهان وارد منطقه دوستی با آوری میشود و سه سال آینده را به این فکر میکند که مشکل آن شب چه بود. تا اینکه او شانس غیرمنتظرهای برای تصحیح کردن اشتباه آن شب خود پیدا میکند و با سفر در زمان، برای بدست آوردن دختر رویاهایش دست به کار میشود ...
نوآه، پسر جوانی است که در شب اول با دختر رویاهایش، آوری، به خوبی خوشگذرانی میکند. ولی ناگهان وارد منطقه دوستی با آوری میشود و سه سال آینده را به این فکر میکند که مشکل آن شب چه بود. تا اینکه او شانس غیرمنتظرهای برای تصحیح کردن اشتباه آن شب خود پیدا میکند و با سفر در زمان، برای بدست آوردن دختر رویاهایش دست به کار میشود ...
این فیلم اصلاً از آن چیزهایی نبود که معمولاً خوشم بیاید. من «When We First Met» را تنها به این دلیل دیدم که الکساندرا داداریو در آن حضور دارد و بهجز همین دلیل چیزی نمیدانستم؛ اما واقعاً خوشوقتم که نسبتاً خوشم آمد. نه آنقدر که با اطمینانِ کامل آن را به دیگران توصیه کنم، اما نکات خوبی داشت که بسیاری از اشکالات همیشگی کمدیهای رمانتیک...
این فیلم اصلاً از آن چیزهایی نبود که معمولاً خوشم بیاید. من «When We First Met» را تنها به این دلیل دیدم که الکساندرا داداریو در آن حضور دارد و بهجز همین دلیل چیزی نمیدانستم؛ اما واقعاً خوشوقتم که نسبتاً خوشم آمد. نه آنقدر که با اطمینانِ کامل آن را به دیگران توصیه کنم، اما نکات خوبی داشت که بسیاری از اشکالات همیشگی کمدیهای رمانتیک آمریکایی را تا حدی جبران میکرد.
امتیاز نهایی: دو و نیم ستاره — چیزهای زیادی داشت که برایم جذاب بود، اما در کلیت چندان موفق نبود.
«When We First Met» یکی دیگر از فیلمهای زیرگونهای است که من آنها را «فیلمهای روز موش» (Groundhog Day) مینامم — همان فیلمهای حلقه زمانی. اخیراً نمونههای دیگری مثل Palm Springs و سریال محدود Russian Doll را دیدهام. در این فیلم چند چرخش نسبت به قالب معمول حلقه زمانی وجود دارد. اول اینکه نوح (قهرمانِ داستان؟) خودش انتخاب میکند که رویدادهای سرنوشتساز را بارها تجربه کند تا نتیجهای که میخواهد را بهدست آورد، نه اینکه این اتفاق بهزور بر او تحمیل شود. دوم اینکه او فقط یک روز را تکرار نمیکند، بلکه دو روز را میبیند: روزی که سعی در تغییرش دارد و روزی که سه سال بعد میآید و نتیجه بلندمدت دخالتش را مشاهده میکند. چرخش سومی هم هست که بهتر است هنگام تماشا کشف شود، پس آن را لو نمیدهم.
در مجموع از فیلم خوشم آمد؛ چند صحنه کمی ناخوشایند یا کرینج دارد، اما بهاحتمال زیاد اگر دوباره فرصتش پیش بیاید باز هم تماشا میکنم. فیلم شوخطبع است و اکثر شخصیتها عمق نسبی دارند، نه فقط دو بازیگر اصلی.
نکتهای که هنگام دیدن دیگر «فیلمهای روز موش» به ذهنم نرسیده بود و ربطی هم به خوب یا بد بودن فیلم ندارد: ما فقط نسخههای تکراری وقایع را از دید نوح میبینیم. اگر فیلم از دید اوِری یا کاری روایت میشد، آنها نمیدانستند که هر بار همان روزها را دوباره زندگی میکنند؛ تصمیماتشان بر پایهی آن چیزی است که نوح برایشان هر بار ترتیب میدهد. او مثل یک خدای کوچکی است که برای دیگران تصمیم میگیرد—هرچند خودِ او هم پر از نقص است. آنها همه نسخهها را نمیبینند و انتخاب نمیکنند؛ نوح بر اساس تصورش از خواستهها و مصلحتشان برایشان تصمیم میگیرد.
ببخشید؛ احتمالاً دارم برای یک کمدی رمانتیک زیادی عمیق میشوم. فیلم سرگرمکننده است و حداقل از این زاویه آن را توصیه میکنم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران