آخرین قسمت از سری فیلمهای هری پاتر، در جایی آغاز می شود که هری، رون و هرمیون به دنبال یافتن و نابود کردن سه هورکراکس باقی مانده ی ارباب تاریکی هستند، اشیاء جادویی ای که عمری جاویدان را برای او به ارمغان آورده اند. اما با آشکار شدن یادگاران مرگ، و اطلاع یافتن لرد ولدمورت از هدف هری و دوستانش، نبرد عظیمی آغاز می شود.
آخرین قسمت از سری فیلمهای هری پاتر، در جایی آغاز می شود که هری، رون و هرمیون به دنبال یافتن و نابود کردن سه هورکراکس باقی مانده ی ارباب تاریکی هستند، اشیاء جادویی ای که عمری جاویدان را برای او به ارمغان آورده اند. اما با آشکار شدن یادگاران مرگ، و اطلاع یافتن لرد ولدمورت از هدف هری و دوستانش، نبرد عظیمی آغاز می شود.
«کیفیت باورهای یک نفر است که موفقیت را تعیین میکند، نه تعداد پیروان.»
در اینجا هشتمین و آخرین قسمت از مجموعه فیلمی قرار دارد که ده سال دوام آورد و مجموعاً نزدیک بیست ساعت است. درست از جایی که «هالوز مرگبار – قسمت اول» بهعنوان مقدمهای ناتمام و آزاردهنده رها شده بود، ادامه مییابیم و دنبال هری، هرماینی و ران هستیم که بهدنبال هورکراکسهای باقیماندهاند تا...
«کیفیت باورهای یک نفر است که موفقیت را تعیین میکند، نه تعداد پیروان.»
در اینجا هشتمین و آخرین قسمت از مجموعه فیلمی قرار دارد که ده سال دوام آورد و مجموعاً نزدیک بیست ساعت است. درست از جایی که «هالوز مرگبار – قسمت اول» بهعنوان مقدمهای ناتمام و آزاردهنده رها شده بود، ادامه مییابیم و دنبال هری، هرماینی و ران هستیم که بهدنبال هورکراکسهای باقیماندهاند تا لرد شیطانی والدمورت را به انسانی معمولی تبدیل کنند. این خط روایت همزمان با تحرکات والدمورت پیش میرود؛ او اکنون عصای کهنسال را در اختیار دارد و سپاهی عظیم جمع کرده تا به هاگوارتز هجوم آورد و هدف نهاییاش که کشتن هری است را محقق کند. در همین حین، قوسهای مهم شخصیتی پر میشوند و رازها فاش میگردند.
دیوید ییتس کارگردانی و استیو کلووز فیلمنامه را بر اساس کتاب تنظیم کردهاند؛ هر دو انتخابی مناسب با توجه به نقششان در این مجموعه بودند. فیلم بهطور هوشمندانه در حدود ۲ ساعت و ۱۰ دقیقه حفظ شده و خوشبختانه جریان روایت روان است و ریتمش هرگز کند نمیشود. من خودم کتابها را نخواندهام، بنابراین نمیتوانم بگویم چه چیزهایی حذف شده یا برای تأثیر دراماتیک تغییر یافته، اما مطمئنم پیوند عاطفیای که طی سالها با این داستان و شخصیتها شکل گرفته—دیدن رشد آنها و شریک شدن در زندگیشان—باعث میشود این پایانبندی ضربهای احساسی وارد کند. وقتی مینشینی تا فیلم را تماشا کنی، میدانی قرار است عزیزانی را از دست بدهی و هاگوارتز، آن مکان شگفتانگیزی که بار اول از مقابل آب شبانه دیدیم، تحت حمله قرار گرفته و به مکانی زخمی و میدان جنگ تبدیل خواهد شد.
کار جلوههای ویژه چشمگیر است و بازیگرانی که زمانی کودک بودند اکنون به بازیگرانی بالغ تبدیل شدهاند و بسیاری از حالتهای خشک گذشته را کنار گذاشتهاند. رگههای داستانی پرکننده نشان میدهد رولینگ چه کار شگفتانگیزی روی کاغذ انجام داده است. بعضی شخصیتها از ابتدا شانس نداشتند، بعضی زخمی عاطفی بودند و بعضی رازهایی داشتند که برای جهان پاتر بسیار حیاتیاند. جهانی که در ظاهر پرزرقوبرق فانتزی است در نهایت خود را بهعنوان درامی انسانی، عمیق و محکم نشان میدهد و بسیار درگیرکننده است. اینکه این عمق همزمان با صحنههای ویرانی میدان جنگ و جنگهای عصایی روی صفحه بهدست آمده، نشاندهنده تلاش همه کسانی است که در ساخت این اکتاولوژی محبوب نقش داشتند.
آیا این همان پایانی زمینیلرزاندنی است که انتظارش را داشتیم؟ نه دقیقاً. از نظر داستانی قطعاً کمبودهایی دارد؛ با اینکه کل داستان به نبرد نهایی بین هری و والدمورت میانجامد، دیدن اینکه این تقابل نسبتاً کوتاه و اخلالآمیز است ناامیدکننده است. نبرد میان پسرِ در حال بلوغ و دیکتاتورِ صورتمار مانند میتوانست اوج باشکوهتری باشد، اما متأسفانه چنین نشد. این ناامیدی با نماهای پایانیِ اپیلوگ که زیرِ سایهی گریم پیری تقریباً خندهدار قرار دارد، تشدید میشود. اما اینها تنها آزاردهندهاند، نه قاتل فیلم؛ این ده سال یک سفر جادویی بود. طرفداران حالا جای خالیای در دل احساس خواهند کرد، شاید اشکی شبیه به اشکِ اسنیپ هم بریزند؟ با این حال در نهایت این یک پیروزی است و قابلیت تکرار دیدنِ کل مجموعه همچنان بالاست. امتیاز: 8/10
--------------------------------
من از تخیل جی.کی. رولینگ شگفتزده میشوم؛ این قسمت پایانیِ سفر دهسالهمان با هری، ران و هرماینی، اوج مناسبی برای این مسیر است. آنها همچنان در جستوجوی هورکراکسهای باقیماندهاند و باید از همه مهارت و شجاعتشان استفاده کنند پیش از آنکه والدمورت دوباره بازگردد و جهانشان (و جهان ما) را بههم بریزد. رَدکلیف، گرینت و واتسون حالا کاملاً با نقشهایشان راحتاند و این بهوضوح نشان میدهد—اعتمادبهنفس و اطمینان آنها بار زیادی به فیلمنامه عالی و کارگردانی با ریتمِ مناسب دیوید ییتس افزوده است. فقط این سه ستاره نیستند؛ دیگرانی که در بخشهای پیشین دیدهایم هم بهخوبی خودشان را نشان میدهند—مِیجِ مگی اسمیت (پروفسور مکگوناگل) صحنههایی با عصا دارد و جولی والترز در دوئل جذابی با هلنا بونهام کارتر (بلاتریکس لِسترنج) ظاهر میشود؛ جلوههای جادویی فوقالعادهاند و رشتههای مختلف داستانی همگی بهخوبی بههم میپیوندند. آیا لازم بود دو فیلم شود؟ احتمالاً مخاطب از این تقسیم سود برده، اما نسخهی کارگردان که همه چیز را یکجا ارائه کند میتواند تبدیل به اثری حماسی شود. داستانهای عالی، شخصیتها و تخیل زنده—یک تجربه بسیار لذتبخش.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران