هری پاتر در سال ششم هاگوارتز تحصیل میکند. او کتاب معجون سازی دست دومی را پیدا میکند که صاحب قبلی آن شخصی به نام «شاهزادهٔ دورگه» است. هری برای اولین بار کلاسهای خصوصی با دامبلدور دارد که در آنها به مرور و بازبینی خاطرات لرد ولدمورت میپردازند.
هری پاتر در سال ششم هاگوارتز تحصیل میکند. او کتاب معجون سازی دست دومی را پیدا میکند که صاحب قبلی آن شخصی به نام «شاهزادهٔ دورگه» است. هری برای اولین بار کلاسهای خصوصی با دامبلدور دارد که در آنها به مرور و بازبینی خاطرات لرد ولدمورت میپردازند.
هورمونها بر هیجان غلبه کردهاند؛ قسمت ششم صرفاً پیشغذایی است برای پایان دوقسمتیِ پیشِ رو.
مرگخواران در همهجا هرجومرج به پا کردهاند، دامبلدور مأموریتی مهم به هری میسپارد و ولدمورت هم نقشی برای دراکو تعیین کرده است؛ همهچیز در بستر هورمونهای طغیانگر نوجوانی پیش میرود. هری همچنین به کتاب مفیدی دست پیدا میکند که از آنِ مرموز «نیمهخون پَرنِس» است.
قسمت ششم به آن تاریکیای که شایعات...
هورمونها بر هیجان غلبه کردهاند؛ قسمت ششم صرفاً پیشغذایی است برای پایان دوقسمتیِ پیشِ رو.
مرگخواران در همهجا هرجومرج به پا کردهاند، دامبلدور مأموریتی مهم به هری میسپارد و ولدمورت هم نقشی برای دراکو تعیین کرده است؛ همهچیز در بستر هورمونهای طغیانگر نوجوانی پیش میرود. هری همچنین به کتاب مفیدی دست پیدا میکند که از آنِ مرموز «نیمهخون پَرنِس» است.
قسمت ششم به آن تاریکیای که شایعات پیشنمایش نوید میداد نیست. بله، لحظات تیرهای هست، از جمله رخدادی تکاندهنده که بهخوبی زمینه را برای دنباله فراهم میکند، اما این قسمت عمدتاً خوشمشرب، ملایم و حتی تا حدودی سکسی است. هری، رون و هرمیون بیشتر از اینکه تهدید جدی از سوی مرگخواران یا ظهور جوان و ترسناک تام ریدل داشته باشند، زیر فشار هوسها و گرایشهای نوجوانی خود هستند. این موضوع برای کسانی که با این شخصیتها بزرگ شدهاند تماشای جذابی فراهم میکند و بازیگران جوان اصلی بهخوبی در نقشهایشان جا افتادهاند. اما آیا این فیلم میتواند دو ساعت و نیم زمان پخش را تحمل کند؟ صادقانه بگویم خیر؛ بخشهایی هست که کشدار به نظر میرسد. صحنههایی باکیفیت مثل بازی کوییدیچ (بهعنوان تنوع) و حمله مرگخواران در باتلاق وجود دارد، اما در کل فیلم همزمان گفتوگو-محور و غافلگیرکنندهای است.
در مجموع فیلمی تِلفیلِر از سری پاتر است؛ سبکتر از انتظار، خوب اما نه عالی. بهعنوان پیشدرآمدی برای پایان حماسی، اما همهٔ نکات لازم را نشانه میگیرد. امتیاز: 6/10
قسمت هفتم، پیشغذا.
با نزدیک شدن نبرد نهایی جادو و ضدجادو، هری، هرمیون و رون از هاگوارتز فرار میکنند تا بهدنبال «هورکراکسها» بروند و جلوی قدرت رو به افزایش ولدمورت و سپاهش را بگیرند؛ در مسیر میآموزند که «یادگارهای مرگ» چه اهمیتی دارند.
این قسمت، آرامش هاگوارتز را پشت سر میگذارد و سه دوست شجاع ما به کوهها و جنگلها میزنند تا ابزارهای توقف آن چهرهٔ مارمانند را پیدا کنند. در ماهیتش فیلمی تعقیب و گریز است؛ فیلمی که شخصیتها نه تنها باید با چالشهای بیرونی بجنگند، بلکه درگیر تنشها و اختلافهای درونی جدید هم میشوند. «یادگارهای مرگ — بخش اول» بهخوبی هوسِ بیننده برای قسمت نهایی را برمیانگیزد. اما برداشت کلی این است که اولاً خیلی خوشایند و سرگرمکننده نیست و ثانیاً نباید جداگانه عرضه میشد. بخش زیادی از فیلم کند پیش میرود و پر از توضیحپردازی و پُرکننده است که برای پر کردن تقریباً دو ساعت و نیم زمان لازم شدهاند. بدون جنبوجوش هاگوارتز و جمعیت رنگارنگش، فیلم به بر دوش سه شخصیت مرکزی و تعدادی ماکگافین وابسته میماند. برخی از لحظات طنز و صحنههای لطیف بهخاطر لحن تیرهٔ غالب، اثربخشیشان را از دست میدهند. با این حال، در صحنههای اکشن فیلم پاداش میدهد و دیوید ییتس باز هم نشان میدهد که در کارگردانی این نوع صحنهها تبحر دارد.
بازیگران جدیدی مثل ریس ایفنز، پیتر مالان و بیل نای به جمع اضافه میشوند که حضورشان خوشایند است اما کمتر مورد استفاده قرار گرفتهاند. بازگشت برخی شخصیتهای قدیمی هم هست (یادتان هست جان هرت در اولین فیلم بود؟). خط روایت مربوط به وزارت سحر و جادو و تبدیل زشتش به نوعی پاکسازی قومی شبیه نازیها، بسیار بالغ و تأثیرگذار است. از میان سه بازیگر جوان اصلی، همچنان اما واتسون از نظر توانایی جلوتر است، اما دنیل رادکلیف و روپرت گرینت هم طی سالها شایستگی و محبت ما را برای تحمل بار انتظارات نقشها بهدست آوردهاند. حقیقت این است که آنها بیش از ده سال با همین شخصیتها رشد کردهاند؛ دامنهٔ اجراییشان بیشتر در طبیعینماییِ رشد از کودکی تا جوانی نهفته است. کار انجام شده است!
تنش بالا و لحظات جادویی بزرگاند، اما کشدار بودن فیلم آن را صرفاً به پیشغذاییای تبدیل میکند برای چیزی که قطعاً بزرگتر و بهتر خواهد آمد. امتیاز: 6/10
این فیلم کارگردانی با کیفیتی شبیه «محفل ققنوس» دارد، اما با فیلمنامهای که بیکیفیت نیست خود را از آن جدا میکند. امتیاز نهایی: ★★★ — خوشم آمد؛ دیدنش را توصیه میکنم.
«هری پاتر و شاهزادهٔ نیمهخون» شاید پختهترین فیلم مجموعه باشد و توسعهٔ شخصیتها در آن فوقالعاده است، اما این بهقیمت کاهش اکشن و ریتم نسبتاً کند تمام میشود.
آغاز فیلم از مشکلی رنج میبرد که بسیاری از این آثار دارند: مخاطب را از مکانی به مکان دیگر میبرد بدون توضیح کافی دربارهٔ چراییِ تغییر مکانها. گاهی دنبال کردن ماجرا دشوار است، اما این فداکاریای است که ناچار باید در اقتباس رمان بلند به فیلم بلند انجام شود. با اینکه این فیلم تنهاترین و کُندترین قسمت سری است، اما کار زیادی انجام میدهد تا پایهریزیِ پایانی حماسی را فراهم کند. از معرفی هورکراکسها تا چندین صحنه از گذشتهٔ ولدمورت، اطلاعات پسزمینهٔ زیادی ارائه میشود که جزئیات فیلم قبلی را روشنتر کرده و ساختار داستانی منسجمتری میسازد.
شاهزادهٔ نیمهخون بازگشت متمرکزتری به هاگوارتز و فضای کلاسی دارد که من از آن لذت بردم. حضور جیم برودبنت بهعنوان پروفسور هوراس اضافه شدن بسیار خوبی بود و رابطهاش با پاتر بهخوبی شکل میگیرد، با کمک کتاب شاهزادهٔ نیمهخون. نه تنها شیمی میان هری و پروفسور هوراس خوب است، بلکه رابطهٔ او با دامبلدور هم رشد میکند و احترام او نسبت به استاد بزرگ تأثیرگذار است. دیدن همکاری و اعتماد متقابل این دو بالاخره لذتبخش بود؛ قبلاً اطلاعات یا رازها میان آنها مبهم میماند، اما اکنون در یک صفحه قرار میگیرند و این قابل لمس است.
این پیوند بهشدت در سکانسهای پایانی فیلم کمک میکند. آزمونهایی که این دو شخصیت پشت سر میگذارند عظیماند، و اعتماد هری به دامبلدور در صحنهای ناخوشایند که دامبلدور مجبور به نوشیدن نوعی سم میشود، بهخوبی نشان داده میشود. این کشمکش به اوج میرسد و پایان تکاندهندهای با مرگ دامبلدور بهدست اسنیپ رقم میزند. در این سکانس لحظات کاراکتری فوقالعادهای میان اسنیپ و مالفوی وجود داشت و تابش نوری از انسانیت در هر دو کموبیش نشان داده میشود. مرگ دامبلدور هم برای دانشآموزان هاگوارتز و هم برای تماشاگران قابلاحساس است. این یکی از مرگهای تأثیرگذار مجموعه است، تا حدی بهخاطر مدت زمانی که مخاطب با شخصیت گذرانده است—برخلاف مرگ سیریوس بلک در فیلم قبلی.
بهطور کلی، فیلم کند است و گاهی کشدار میشود، اما لحظات کاراکتری عالی و پیشرفتهای داستانی دارد که آن را آغاز فوقالعادهای برای پایان مجموعه میسازد. امتیاز: 84% — عالی
دیوید ییتس اکنون واقعاً این داستانها را به سطحی جدید و تاریکتر میبرد. هری (دنیل رادکلیف) به کتابی که زمانی متعلق به «شاهزاده» نامبرده بوده دست پیدا میکند؛ مهارتهای او بهطرز چشمگیری افزایش مییابد و کمکم شک میکند که شاید خودش از آنچه تصور میکرد به ولدمورت نزدیکتر باشد. سه بازیگر اصلی حالا کاملاً همفاز شدهاند؛ بازیگران کمکی هم هماهنگاند و حتی کمی از فشارهای هورمونی نوجوانی (یادتان هست؟) هم وارد ماجرا میشود. این فیلم ورود جیم برودبنت بهعنوان اسلاگهورن را هم نشان میدهد—شخصیتی مرموز و جذاب که بهخوبی حس آغاز کشیده شدن خطوط نبرد را منتقل میکند. سینمای سرگرمکننده و پرمقیاسی است با آهنگسازی خوب که بر داستان قوی و شخصیتهایی که حالا میشناسیم بنا شده است. دیدن آن روی پردهٔ بزرگ واجب است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران