زماني در آينده با آب شدن يخ هاي قطبي در اثر يک فاجعه ي زيست محيطي و اثرات گل خانه اي، همه ي خشکي ها به زير آب رفته اند و زندگي نابود شده است. معدود بازماندگان خودشان را با زندگي آبي وفق داده اند و در ايستگاه هايي روي آب زندگي مي کنند. از جمله ي آنان، «مارينر» (کاستنر) است که روي قايقي عجيب زندگي مي کند و هنوز برخي آثار تمدن گذشته را با خود دارد...
زماني در آينده با آب شدن يخ هاي قطبي در اثر يک فاجعه ي زيست محيطي و اثرات گل خانه اي، همه ي خشکي ها به زير آب رفته اند و زندگي نابود شده است. معدود بازماندگان خودشان را با زندگي آبي وفق داده اند و در ايستگاه هايي روي آب زندگي مي کنند. از جمله ي آنان، «مارينر» (کاستنر) است که روي قايقي عجيب زندگي مي کند و هنوز برخي آثار تمدن گذشته را با خود دارد...
«اگر به چیزی که هرگز ندیدهای ایمان بیاوری، احمق هستی.»
«واترورلد» را کوین رینولدز کارگردانی و دیوید توهی، پیتر ریدر و جاس ویدن بهطور مشترک نویسندگی کردهاند. در این فیلم کوین کاستنر، دنیس هاپر، ژان تریپلهورن، تینا ماجورینو، مایکل جتر و جرارد مورفی بازی کردهاند. موسیقی اثر را جیمز نیوتن هوارد ساخته و فیلمبرداری بر عهده دین سملر بوده است.
در آیندهای نهچندان دور یخهای قطبی آب...
«اگر به چیزی که هرگز ندیدهای ایمان بیاوری، احمق هستی.»
«واترورلد» را کوین رینولدز کارگردانی و دیوید توهی، پیتر ریدر و جاس ویدن بهطور مشترک نویسندگی کردهاند. در این فیلم کوین کاستنر، دنیس هاپر، ژان تریپلهورن، تینا ماجورینو، مایکل جتر و جرارد مورفی بازی کردهاند. موسیقی اثر را جیمز نیوتن هوارد ساخته و فیلمبرداری بر عهده دین سملر بوده است.
در آیندهای نهچندان دور یخهای قطبی آب شده و زمین عملاً زیر آب رفته است. چون تمدنها ناچار شدهاند روی آب زندگی کنند، تنها امیدشان پیدا کردن سرزمینی افسانهای به نام «سرزمین خشک» است. شاید دریانوردی آواره کلید یافتن محل این سرزمین را در اختیار داشته باشد...
ساخت فیلم بهطور مشخص مشکلدار بود: اخراجها، اختلاف نظرها، افزایش هزینهها، تأخیرهای تولید (از جمله طوفانی که یک دکور بسیار پرهزینه را نابود کرد) و خبرسازی منفی مطبوعات که انگار قصد داشتند کوین کاستنر را بکوبند. اما واقعیت این است که اکنون، وقتی هیاهوی اولیه فروکش کرده، «واترورلد» آن فاجعه یا شکست تجاری و هنریای که بسیاری فکر میکردند نبوده است. آیا با توجه به هزینههای گزاف باید فیلم بهتر میبود؟ قطعاً بله. با این حال، «واترورلد» با وجود مشکلات و نقدهای متناقض، سودآوری معقولی داشت و حالا طرفداران ثابتی دارد که آن را برای سرگرمی علمیتخیلیِ جذابش دوست دارند. فیلم هماکنون در سه نسخه در دسترس است (نسخه سینمایی، نسخه تلویزیونی و «اولیس»)، و میتوانید هرکدام را ببینید تا تفاوتهای ناشی از بریدهوبچسبهای نسخههای خانگی را مقایسه کنید.
حتی در شکل سینماییاش، فیلم یک ماجراجویی پرهیجان آبی است، پر از بدلکاریهای چشمگیر (آن جتاسکیها واقعاً هیجانانگیزند)، دکورهای شکوهمند (شکوه علمیتخیلی آتل شناور) و صحنههای پرفشار (سفر وهمانگیز و کشف بعدیِ شهری زیر آب). البته فیلم از کمال دور است: گاهی ریتم ناهماهنگ میشود و روایت داستانی نسبتاً کمعمق است، اما رینولدز و کاستنر جهانی چشمگیرِ غرقشده در آب ساختهاند. بازیگران هم اجراهای آگاهانهای ارائه میدهند. مارینرِ کاستنر تکبعدی، کمهمدلی و عبوس است—این مرد در تنهایی زندگی میکند و از جهاتی جهشیافته است—شخصیت سرد او در برابر ضدقهرمان کارتونی و هجوآمیزِ هاپر بهخوبی عمل میکند. تریپلهورن (نامی که شاید برای برخی خندهدار بهنظر برسد) در میان جمعیتی عمدتاً مردانه خوش میدرخشد، مایکل جتر نقش یک سالخورده عصبی را بهخوبی ایفا میکند و دخترک ماجورینو جذاب و طنازانه عمل میکند و نقش میانجی را برای نرم کردن قلب سرد مارینر بهخوبی بازی میکند. نسخهٔ کاملتر («اولیس») که دید رینولدز را بهتر نشان میدهد، برای طرفداران واقعاً دلپذیر است.
اگر فیلم قرار بوده یک اثر جدی و وعظگونه درباره تخریب زمین باشد، تا حدی شکست میخورد چون شخصیتپردازیها گاهی اسیر کلیشهاند. با این حال ساکنان این جهان آبی هدف مشترک بقا دارند که در پسزمینهٔ فضای آیندهنگرانهٔ رینولدز اجرا میشود. وقتی فیلم را بهعنوان یک اثر عملمحور خیر و شر در نظر بگیریم، شخصیتها در چارچوبِ آن بهخوبی کار میکنند. بهترین راه لذت بردن از «واترورلد» همین است: بگذارید فیلم شما را در موجی از اکشن و قهرماننماییهای آبی ببرد. در این دنیا خاک حکم پول را دارد و کشیدن سیگار نمادِ آدمهای بد است. از نمای ابتدایی لوگوی یونیورسال که در آب فرو میرود تا پایان تلخ و شیرین فیلم، بله؛ «واترورلد» بهعنوان فرار سینمایی خالص عمل میکند و تجربهای تصویری مطلوب ارائه میدهد. امتیاز: 8/10
— — —
ویرایش و تدوین نسبتاً ضعیف؛ فیلم کاملاً فراموششدنی است.
دو بار این فیلم را دیدم و واقعاً برایم قابلباور نیست؛ انگار پول را آتش زدهاند. پس از تعجب از کیفیت ضعیف کار، مطالعه کردم و به عواملی رسیدم که باعث این فاجعه شدند: از همان ابتدا پروژه محکوم به شکست بود. برنامهریزی ضعیف، فیلمبرداری در مکانی که شرایط جوی مشکلساز میشد و بلندپروازی برای انجام کارهای بیشتر که باعث افزایش شدید هزینهها شد. دشواریها وقتی بیشتر شد که تولید تحت تأثیر اختلاف نظرهای بین دو «کوین» قرار گرفت؛ کارگردان کوین رینولدز بارها با بازیگر اصلی، کوین کاستنر، دچار تعارض شد. آشکارترین اختلاف ممکن است در پستولید رخ داده باشد، جایی که بازیگر و استودیو خواهان نسخهای کوتاه و سرراست از فیلم شدند که ضعیف و بد تدوینشده بود. همهچیز مستعد شکست بود...
حالا میدانم نسخههای بلندتری از فیلم وجود دارد، اما نسخهای که بتوان اسم «برش کارگردان» روی آن گذاشت و تغییرات را بازگرداند تا دید رینولدز را کامل کند نیافتهام. آنچه من دیدم، نسخهٔ «پایهای» حدود دو ساعته بود و از آن متنفر شدم. فیلمنامه بر آیندهای بسیار آخرالزمانی و ضعیف توضیحدادهشده استوار است؛ جهانی که کامل زیر آب رفته و افسانهای ایجاد شده مبنی بر اینکه جایی خشکی وجود دارد، اما هیچکس نتوانسته آن را تایید کند. بازماندگان اندک روی آتولها و جزایر مصنوعی و قایقها زندگی میکنند. فیلم هرگز طوفان، گردباد یا چیزی نشان نمیدهد که واقعاً جان بازماندگان را تهدید کند، و توضیح نمیدهد چگونه آنها زنده ماندهاند یا چرا هیچکس جهان را بهطور جدی جستوجو نمیکند تا نشانهای از خشکی بیابد. جاهای بسیاری بدون پاسخ و غیرمنطقی بهنظر میرسند و فیلم تنها زمانی کار میکند که از فکر کردن بیشازحد دربارهٔ آن خودداری کنیم.
باری بر دوش بازیگران است و بیشترین مسئولیت با کوین کاستنر است؛ حتی کسانی که طرفدار کاستنر نیستند باید قبول کنند او بازی محکمی ارائه میدهد و کاریزما دارد تا نقش مورد انتظار را به دوش بکشد، بهخصوص با توجه به اینکه شخصیتش چقدر میتواند غیرقابلهضم و کمهمدلی باشد. دنیس هاپر بهعنوان ضدقهرمان جذاب است؛ بیشتر کارتونی تا واقعاً تهدیدآمیز. ژان تریپلهورن هم بازی قابلقبولی دارد.
از نظر فنی فیلم بهخاطر تعهدش به ارزشهای تولیدی خوب قابلتوجه است: تلاش و هزینههای اعمالشده واضحاند؛ انتخاب لوکیشنها بسیار مناسب بوده هرچند مشکلات عملی و لجستیکی زیادی ایجاد کرده؛ فیلمبرداری هر فرصتی را غنیمت شمرده تا فیلم را زیبا و شکیل نشان دهد. دکورها و لباسها بسیار واقعگرایانه و دقیق ساخته شدهاند و مشخص است که پرهزینه و جزییاتی هستند. صحنههای اکشن حسابشده و اجراشدهاند و میتوانستند بهتر باشند اگر فیلم برای چنین نسخهٔ کوتاهی ساخته نشده بود. جلوههای بصری خوب و موسیقی متن رضایتبخش اما نه مسحورکننده، تصویر کلیِ فیلمی نسبتاً فراموششدنی را تکمیل میکنند.
— — —
امتیاز: 8/10 — حماسهای بلندپروازانه، misunderstood و واقعاً سرگرمکننده
«واترورلد» مدتها لطیفهٔ زیادهرویهای هالیوود بوده؛ نماد بودجههای بادکنکی، تولیدهای مشکلدار و تیر نقدهای تند. امتیاز در سایتها هم بازتاب این شهرت است، قربانی افسانهٔ شکستهایش. اما اکنون، دههها پس از هیاهو و نقدهای تند، حقیقت دیگری آشکار میشود: «واترورلد» آن فاجعهای نیست که تصویرش ساخته شده بود. این فیلمی بلندپروازانه، چشمنواز و واقعاً سرگرمکننده از نوع بلاکباستری است که شایستهٔ بازنگری جدی است. برای جسارت، طراحی تولید خیرهکننده و پایبندی به دیدگاهی که اگرچه معیوب است ولی هرگز کسلکننده نیست، امتیاز قوی 8/10 را میگیرد.
تصویربرداری و ساخت جهان: بزرگ و فراگیر
بزرگترین دستاورد فیلم جهانسازی آن است. جهان پساآخرالزمانیِ پوشیده از آب—سیارهای کاملاً زیر اقیانوس—با مقیاس و جزییات عظیمی ترسیم شده است. فیلمبرداری وسیع و خلوت و زیبایی غمناک دریا را ثبت میکند و واقعیت خشن آتولهای شناور و لاشههای زنگزدهای را که بقای انسان را در خود جای دادهاند بهخوبی منتقل میسازد. طراحی تولید، از فضای تنگ داخلی نفتکش «دیکن» تا معماری دستساز و درهموبرهم آتول، موفقیتی در تخیل و صنعتگری است. این جهانی است که حس زندگی کردن در آن وجود دارد، خطرناک و کاملاً تحققیافته. حتی صحنهٔ جنجالی «خاک»، جایی که مارینر مشت خاک را در ازای یک زن معامله میکند، به جوهرهٔ تماتیک فیلم اشاره میکند: در جهانی بدون زمین، ابتداییترین چیزها بیقیمت میشوند.
مفهوم: جسورانه، تاریک و تعجبآوراً دوراندیش
ایدهٔ مرکزی—نابودی یخهای قطبی و بقای انسان روی مقرهای شناور—در 1995 با تردید روبهرو شد. امروز اما این موضوع نگرانکننده پیشگویانه بهنظر میرسد. فیلم به مباحثی مثل فروپاشی محیطزیست، کمبود منابع و تلاشهای ناامیدانهٔ انسانها برای بقا میپردازد. این موضوع جدی است و فیلم با درجهای از صداقت با آن برخورد میکند که اغلب نادیده گرفته میشود. بالهها و پاهای پردهدار مارینر، که زمانی تمسخر میشدند، اکنون همچون سازگاری منطقیِ تکاملی با جهانی غرقشده بهنظر میرسند.
ضدقهرمانان: کلیشهای، اما عمداً
بله، ضدقهرمانان کلیشهایاند. دنیس هاپر در نقش دیکن یک پادشاه دزد دریاییِ لباسچرمی است که با بازی اغراقآمیز کارتونیاش از لحن کلیت فیلم فاصله میگیرد. او بازماندهای از نوع دیگری از سینماست و حضورش طنینی کمدی به موضوعات جدی میدهد. میتوان استدلال کرد که این ناهماهنگی لحن عمدی است؛ دیکن سمبل بدترین خصلتهای انسان—حرص، بیرحمی و چسبیدن به قدرت—است و اجرای هاپر هرچند پهننماست اما همیشه سرگرمکننده باقی میماند. او ضدقهرمانی است که از او متنفر میشوید اما دوست دارید بیزار باشید، و نقش خودش را خوب ایفا میکند.
چه چیزی مانع میشود
بلندپروازی فیلم هم بزرگترین قوت و هم مهمترین نقطهضعف آن است. داستان اپیزودیک است و گاهی شبیه مجموعهای از سکانسهای نمایشی میماند تا یک روایت منسجم. ضربههای احساسی—روابط میان مارینر، هلن و کودک انولا—عملکردیاند اما عمیقاً تکاندهنده نیستند. مارینرِ کوین کاستنر مردی stoic و مرموز است، اما سفر احساسیاش کمی محو مینماید. و بله، مدت زمان فیلم میتوانست بدون اینکه ذات اثر آسیب ببیند کوتاهتر شود.
حکم نهایی
«واترورلد» فیلمی بلندپرواز، معیوب اما عمیقاً سرگرمکننده است. آن فاجعهای که شهرتش القا میکرد نیست. این چشماندازی جسور از جهانی در حال غرقشدن است، پر از مناظر خیرهکننده، سکانسهای بهیادماندنی و پایبندی به فیلمسازی عملی که امروز کمتر دیده میشود. فیلم جایگاهی لایق در میان حماسههای بزرگ اما نقصدار سینمای دههٔ ۹۰ دارد—آثاری که تمام ضربات را بهسوی موفقیت میزنند و اگرچه همیشه به هدف نمیخورند، هرگز از تلاش دست برنمیدارند.
تماشا کنید اگر: ساخت جهان بلندپروازانه، جلوههای عملی و فیلمهایی را که جسارت متفاوت بودن دارند میپسندید.
رد کنید اگر: به داستانپردازی دقیق، ضدقهرمانان ظریف یا روایتی نیاز دارید که هرگز گهگاه به حومهٔ پوچی نرود. این فیلم سازشناپذیری و افراط خود را میپذیرد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران