لاک (تام هاردی) سرپرستی به شدت باوجدان و وظیفه شناس است و زندگی اش را با تکیه بر قابل اطمینان بودن خود ساخته است. در شب قبل از رسیدن به نقطه ی اوج حرفه ای اش تماسی دریافت میکند که اتفاقات بدی در پی دارد. او در حین رانندگی به شدت تلاش می کند تا بخش های مختلف زندگی مرتب و طبق اصول خودش را از فروپاشی کامل حفظ کند...
لاک (تام هاردی) سرپرستی به شدت باوجدان و وظیفه شناس است و زندگی اش را با تکیه بر قابل اطمینان بودن خود ساخته است. در شب قبل از رسیدن به نقطه ی اوج حرفه ای اش تماسی دریافت میکند که اتفاقات بدی در پی دارد. او در حین رانندگی به شدت تلاش می کند تا بخش های مختلف زندگی مرتب و طبق اصول خودش را از فروپاشی کامل حفظ کند...
لاک با لرزشی خطرناک در جادهٔ تنهاییِ خردکننده رانده میشود. بتن؛ مادهای ساختمانی بسیار همهکاره که استحکام و دوام را با خود دارد، در برابر ضربه و آتش مقاوم است و عنصری معمول در معماری بروسالیست به شمار میآید. و درست مانند یک ناظر ساختوساز نامدار، تنها کافی است یک اشتباه—حتی کوچکترین خطا—رخ دهد تا بنایی که برپا شده فرو بریزد، چرا که پایههایش تاب...
لاک با لرزشی خطرناک در جادهٔ تنهاییِ خردکننده رانده میشود. بتن؛ مادهای ساختمانی بسیار همهکاره که استحکام و دوام را با خود دارد، در برابر ضربه و آتش مقاوم است و عنصری معمول در معماری بروسالیست به شمار میآید. و درست مانند یک ناظر ساختوساز نامدار، تنها کافی است یک اشتباه—حتی کوچکترین خطا—رخ دهد تا بنایی که برپا شده فرو بریزد، چرا که پایههایش تاب تحمل قضاوت نادرست را ندارند. لاک، همانطور که با بیامو X5 پُر از دستمالش از بیرمنگام به سمت لندن میراند، مجبور است با اتفاقات سهویای روبهرو شود که بهطرز ناخواستهای ذهنش را از کنترل خارج میکنند.
یک رابطهٔ یکشبه با کلمن عاملی میشود برای بروز خطای محاسباتیای که لاک را ناگهان روانهٔ بیمارستان میکند؛ نتیجهاش از دست رفتن شغل و صرف شدن میلیونها پوند بیشتر توسط یک شرکت ساختمانی برای بنایی که هنوز به سرانجام نرسیده. او ناچار است روبهروی خانوادهاش بایستد و در بحرانیترین لحظات صراحت را برگزینَد. یک و نیم ساعت رانندگی («تا جایی که ترافیک اجازه دهد»). سیوشش تماس تلفنی. زندگیای که در محدودهٔ یک مکان در حال حل شدن است. او همهچیز داشت: امنیت، خانواده، سرپناه—و همه اینها با پیامها و تماسها از لوکسترین صندلی بیامو او گرفته میشود.
نایت قدرت سادگی را به تصویر میکشد. هیچ جلوهٔ بصری پرزرقوبرق یا تدوینهای ناگهانی و اغراقآمیز وجود ندارد؛ هیچ اکشنی نیست. هیجان، تنش و درام از فیلمنامهای سرچشمه میگیرد که با فیلمبرداری مداوم در زمانِ واقعی تا حد خود آزمایش میشود و دیالوگ را تنها عنصر در صف مقدم قرار میدهد. ما شاهد فردی هستیم که با فشارهای زندگی، چه در حوزهٔ حرفهای و چه شخصی، دستوپنجه نرم میکند؛ اخلاقیات مردی را میکاود که میکوشد با پدر بیمسئولیتش تفاوت نشان دهد. اما پاسخ همسرش احساسی مبهم و چالشبرانگیز دربارهٔ بخشش است: «تفاوت بین هرگز و یکبار، تفاوت بین خوب و بد است.» پیامی همیشه طنینانداز که این سفرِ رانندگی را به قلمروی فضیلت میبرد.
انتخاب عمدی نایت برای برجستهسازی فضای خفقانآور مکملِ نمایش دنیای لاک است؛ دنیایی که به نظر میرسد دورِ او میچرخد و فضای نفسکشیدن او را تنگ میکند. استرس و اضطرابش با هر تماس تلفنی افزایش مییابد. با این حال، هیچیک از اینها به این شدت مؤثر نمیبود اگر اجرای وسوسهکنندهٔ تام هاردی نبود. او مثل یک تصادف رانندگی نیست که همهچیز پراکنده شود؛ هاردی تمرکز را کاملاً بر خود نگه میدارد و دوربین به ندرت از چشمان سرخفام یا چهرهٔ خستهاش فاصله میگیرد. ناامیدی و واکنشهای بیوقفهاش تنهایی را در سطحی همدردانه نشان میدهد.
با وجود خیانت، هیچگاه لاک را موجودی ضدقهرمان نمیپندارید. او تمام تلاشش را میکند تا «گامِ عملی بعدی» را بیابد در حالی که افکار دیگران را نیز در سر مرور میکند. اینگونه قابللمس است، و این ملموسیت، صدای پسزمینه را خاموش میکند. و این، تلاشی قدرتمند دراماتیک است.
اما چند دستانداز هم در بزرگراه هست: صحنههایی که لاک با خود حرف میزند، انگار با پدرش سخن میگوید، تا حدی روشهایی سنگین برای نشان دادن موضع مخالف او نسبت به پدرش که هنوز او را آزار میدهد، هستند. این روش چندان ظریف نیست و تضادی آشکار با تماسهای دراماتیک تلفنی ایجاد میکند؛ تلاشی ناامیدانه برای انتقال حس ترکشدگی که با یک مکالمهٔ سادهٔ تلفنی قابل تسکینتر بود. فیلم هم تکپَرِه فیلم نشده و بنابراین تدوینگر، رایت، صحنههایی از ترافیک و نور خیرهکنندهٔ جادهها را برای تفکیک جریان روایی میگنجاند؛ این عناصر بیش از حد تکرار میشوند و گاهی به ریتمی نامنظم میانجامند. و پرستار زایمان هم با گفتن مدامِ «او ترسیده» درحالیکه لاک واضح گفته بود که در راه است، کمکی نکرد—یکی به او استراحت بدهد!
با وجود این کاستیها، لاک سفری روان است با وزنی دراماتیک و تجربهگرایی سینمایی. چهی irony که یک کارگر ساختمان زندگیش در عرض چند دقیقه ویران میشود. فیلم با آزمودن اخلاقیات فرد در موقعیتهای متنوعِ استرسزا، به تصویری از همبستگی میرسد. هاردی با اعتمادبهنفسِ کامل داستان را تا مقصد دلخواهش هدایت میکند—حتی با «محدودیتهای سرعت» در نظر گرفته شده.
چطور ممکن است اینقدر عالی باشد؟
فیلم «لاک» واقعاً نباید اینقدر جذاب باشد. قبل از دیدن فیلم من چیز زیادی دربارهاش نمیدانستم (جز بازیگر اصلی) و اگر آن موقع کسی خلاصهٔ داستان و روندش را برایم تعریف میکرد، حتماً تضمین میدادم که دستکم فیلمی خستهکننده خواهد بود. بااینحال این محصول ۲۰۱۳ کیفیت بالایی دارد.
تام هاردی بیشک در هر بحثی دربارهٔ بازیگرانِ محبوب جایگاه بالایی دارد، پس فیلمهایی که او در آنهاست احتمالاً برای من هم جذاب خواهند بود—خُب، بهجز «The Drop». هاردی در این فیلم عالی است؛ اینکه در چنین محدودیتهایی اینهمه را منتقل کند بسیار تحسینبرانگیز است. قبل از این «Deserter» را دیده بودم و لهجهٔ فرانسویاش آنجا کمی نامطمئن بود، اما اینجا فرصتی برای لهجهٔ ولزی داشته و عالی از کار درآمد؛ این بهنوعی پویایی به رویدادهای روی صفحه میافزاید.
نباید از کیفیت بالای فیلمنامه شگفتزده شوم وقتی استیون نایت پشت آن است؛ من یا دوست دارم یا بسیار دوست دارم تقریباً همهٔ کارهایی که از او دیدهام—«Hummingbird»، «Peaky Blinders»، «Taboo» (واقعاً منتظر فصل دومش هستم)، «A Christmas Carol»—او دقیقاً میداند چه میکند. و استفاده از بازیگران شناختهشده در نقشهای صدادار کنار هاردی هم انتخاب الهامبخشی است.
رانندگی. زایمان. فوتبال. بتن. و با این حال، فیلمی برجسته از آب درآمده است. چه فکر میکنید؟
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران